تبليغاتX
به نام خداوندبخشنده ومهربان .دین و زندگی
سخنی با دوستان

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

دوستان بازدیدکننده از وبلاگ اگر نظراتی دارند یا سوال و انتقادی دارند میتوانند

نطر خود را  همراه با آدرس سایتشان درج کنند

تا بنده بتوانم پاسخشان را بدهم .


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


برخی خواص ((بسم الله الرحمن الرحیم ))

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمودند :

هرگاه بنده ای قبل از خواب بگوید (( بسم الله الرحمن الرحیم )) خداوند به ملائکه اش می فرماید : نفس های او را تا به صبح عبادت به حساب آرید.

از کتاب دارالشفاء قرآن نوشته جابر رضوانی                            

 

حضرت علی (علیه السلام ) فرمودند :

(( بسم الله )) مایه برکت کارها و ترک آن موجب نافرجامی است .

از کتاب دارالشفاء قرآن نوشته جابر رضوانی – گرفته از تفسیر نور ، ج 1 ، ص 18

 

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند :

هرکار مهمی که بدون نام خدا شروع شود بی فرجام است .

از کتاب دارالشفاء قرآن نوشته جابر رضوانی – گرفته از تفسیر نمونه ، ج 1 ، ص 14

 

 آیت الله کشمیری (ره) می فرمودند :

دربسم الله چیزهاست،و مداومت بر آن انسان را مستجاب الدعوه می کند.  

از کتاب دارالشفاء قرآن نوشته جابر رضوانی – گرفته از روح و ریحان ص 84.

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع خواص آیات و سوره های قرآن کریم | لینک ثابت


تغذیه و سلامت ( غذاهای طیب و سالم )

نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی

پدید آورنده : مصطفی آخوندی/عضو هیاءت علمی پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، صفحه 175

چکیده

غذا و تغذیه در آموزه های دینی همچون سایر موضوعات ، مورد توجه قرار گرفته است . مبداء پیدایش غذا از جانب خداوند است که جهت تندرستی ، تداوم حیات و توانمندی در انجام تـکـالیـف بـه انـسـان عـطا شده است . قریب به 250 آیه قرآنی و دهها روایت از معصومین عـلیـهـم السـلام بـر اهـمـیـت غـذا و تـغـذیـه دلالت مـی کـنـنـد. سـؤ ال ایـن اسـت که اسلام ، خوردن چه نوع غذاهایی را توصیه کرده است ؟ چه مقدار باید غذا خـورد؟ اسـلام چند وعده برای خوردن را توصیه می کند؟ و بالاخره آداب خوردن غذا چیست ؟ ایـنـهـا پـرسـشـهـایـی کـلید واژه ها: غذا، تغذیه ، رژیم غذایی ، گروههای غذایی ، وعده غذایی ، آداب خوردن .

اهمیت غذا

نیاز انسان به غذا، مهم ترین و حیاتی ترین نیاز روزمره اوست که از تولد تا مرگ وی را همراهی می کند، و حتی انبیا و اولیاء الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

رشـد، طـول عـمـر، تـنـدرسـتی ، آرامش اعصاب و روان ، خلق و خوی و رفتار، توانمندی و قدرت ، تکثیر نسل و تولید مثل و... همه به نوعی وامدار تغذیه سالمند. از این رو قریب به دویست و پنجاه آیه قرآنی و دهها روایت معصومین (علیهم السلام ) در مورد غذا و تغذیه وارد شده است . همچنین نام گذاری پنجمین سوره قرآن به مائده (سفره غذایی )، از صفات خـداوند، رزاق و معطم بودن ، سوگند خداوند به غذا (والتین والزیتون )، درخواست مائده آسـمـانـی تـوسـط حـضـرت عیسی و درخواست غذا توسط حضرت موسی (ع ) هر کدام مهر تاییدی بر اهمیت غذا و تغذیه می باشند.

هـمـچـنین خداوند براهل مکه به دو چیز منت می نهد: ((غذا)) و ((امنیت )) ((الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوفِ)) همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و نا امنی ایمن ساخت .

امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((فـانَّ صلاح البدن وَ قوِامَه یَکونُ بِالطَّعامِ والشَّرابِ و فَسادَهُ یَکونُ بهما.))سلامتی و پایداری بدن و همچنین بیماری آن به غذا و نوشیدنی است .

تاءثیر غذا و تغذیه بر اخلاق و رفتار

خـداوند بین تغذیه کافران و مومنان تفاوت قائل شده است . در مورد کافران می فرماید: ((والّذیـن کـفـروا یـتمتعون و یاکلُون کَما تاکُل می خورند. توضیح آنکه حیوانات علف می خورند بی آنکه بدانند از کجا آمده ، حلال است یا حرام ؟ غصبی است یا مباح ؟ کافران نیز غـذا مـی خـورنـد بـی آن کـه بـه رجـس و پـلیـدی و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابه ای دارند.

ولی مؤ منان که به تاثیر اخلاقی و معنوی غذا توجه دارند، مقید به رعایت غذای پاکیزه و حـلال مـی بـاشـند. مردی خدمت پیامبر(ص ) گفت : دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: ((غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.))

لذا بـه مـؤ مـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـای پـاکـیـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. ((یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم ؛ ای مومنان ! از روزی پـاکـیـزه کـه بـه شـمـا دادیم بخورید.)) و در برخی آیات ارتباط تنگاتنگی بین غذای پـاکـیزه و عمل صالح دیده می شود. ((کلوا من الطیّبات و اعملوا صالحا؛ از غذاهای پاکیزه بـخـوریـد و عـمـل صـالح انـجـام دهـیـد.)) زیـرا هـمـچـنـان کـه سـخـن پـاکـیـزه ، عـمـل صـالح را بـه آسـمـان عـروج مـی دهد، غذای پاکیزه نیز انسان را در جهت کسب کمالات مـعـنـوی و حـفـظ ارزش هـای اخـلاقـی یاری می بخشد و به مانند باران پاکیزه موجب رویش سبزه ها و گل های معطر در وجود آدمی می گردد.

اصـحـاب کـهـف که دغدغه حفظ ایمان و معنویت خود را داشتند، وقتی از خواب طولانی بیدار شدند، به دنبال غذایی بودند که پاک و پاکیزه باشد و سبب خاموش شدن نور الهی در وجـود آنـان نـگـردد. بر خلاف غذاهای خبیث و حرام که موجب تاریکی قلب ، سنگدلی ، و از بـیـن رفـتـن نـور ایمان می شود. در آیه ای از قرآن آمده است : شیطان می خواهد به وسیله شـراب (غذای پلید) و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و در آیـه ای دیـگـر خـوردن مـال حـرام را آتـش خـوردن مـعـرفـی کـرده اسـت : ((کـسـانـی کـه امـوال یـتـیـمان را به ستم می خورند (در حقیقت ) تنها آتش می خورند.)) و این بیانگر نقش غـذای حـرام و خـبیث است که به روح و روان و ایمان فرد خسارت می زند. امام حسین (ع ) با اشـاره بـه یـکـی از عـلل رفتار پست و ناهنجار کوفیان در کربلا می فرماید: ((قد مُلئت بطونکم من الحرام ؛ شکم های شما از حرام پر شده است .))

امـام رضـا(ع ) فـرمـود: ((بـدان کـه نـیـرو و تـوان و روح و روان ، تابع مزاج بدنها می باشد.))

تـوضیح روایت آن که مراد از نفوس ، روح انسان است که چون مرغی اسیر قفس تن اوست . بـه هـر انـدازه کـه مـزاج و جـسـم او سـالم بـاشـد، روح او نـیـز سـالم و کـامـل تـر خواهد بود. روح سالم در بدن سالم است . رمز سلامتی روح و جسم در یک قیاس منطقی ، چنین قابل تبیین است : سلامتی روح ، تابع سلامتی تن است ، و سلامتی تن تابع غذا و تغذیه سالم ، پس سلامتی روح ، تابع غذا و تغذیه سالم می باشد.

بـا تـوجـه بـه پـاره ای از روایـات آثار برخی غذاها بر اخلاق و رفتار آدمی به قرار زیر است :

1. اعتدال در خوردن گوشت موجب خوش اخلاقی ، اعتماد به نفس و شجاعت می شود و افراط در آن قساوت قلب می آورد.

2. شیر، موجب صبوری ، مهربانی ، آرامش و... می شود.

3. عسل ، موجب رشد حافظه ، صافی دل و شفا است .

4. انـگـور، غـم و انـدوه و افـسـردگـی را بـه شـادابـی تبدیل می کند.

5 . خرما، موجب صبر و حلم وبردباری می شود.

6 . زیتون ، حافظه را تقویت می کند.

7. سیب ، موجب تقویت اعصاب و رنگ رخسار می گردد.

می شود.

9. هلیم ، نشاط عبادت را افزون می کند.

بـی تـردیـد تـغذیه سالم و منطبق با استانداردهای اسلامی نقشی بسزا در سلامت جسم و روح انسان دارد و او را در طی مسیر تکاملی اش یاری می دهد.

چه غذایی بخوریم ؟

عـده ای به رژیم گوشتخواری عقیده دارند، هر چند این رژیم بطور مطلق وجود ندارد ولی طرفدارانی دارد.

عده ای بر گیاه خواری پای می فشرند و معتقدند انسان گیاه خوار آفریده شده است .

گـروهـی نـیـز بـه رژیـم مـیـوه خـواری تـاءکـیـد مـی ورزنـد، بـا ایـن اسـتدلال که ساختار دستگاه گوارش ‍ آدمی به هیچ یک از دستگاه گوارش گوشتخواران ، گـیـاه خواران و دانه خواران شباهت ندارد، انسانها نه خام خوارند و نه نشخوار کننده و نه دارای چینه دان ، پس به ناچار میوه خوارند!

ولی در آمـوزه هـای دیـنی هیچ یک از این نظریات به تنهایی پذیرفته نیست . اسلام بر اسـاس ‍ نـیـاز انـسـان و بـا تـوجـه بـه مـحـیـط، سـن ، شـغـل و... بـرای سـبـد غـذایـی او برنامه داده و با تعیین ملاک ها استفاده از همه گروههای غـذایـی را بـا اولویـت دادن به برخی گروههای غذایی توصیه کرده است . چه آن دسته غـذاهـایـی کـه پـس از آفـریـنـش ، طبیعی و دست نخورده وارد بدن می شوند. مانند میوه ها، سـبـزی هـا و چـه فـراورده هـای غـذایـی کـه بـا دست بشر تغییراتی پیدا کرده اند. مانند غذاهای گوشتی ، لبنیات ، پخت غذاها.

مـلاک در اسـتـفـاده از مـواد غـذایـی مـطـابـق آمـوزه هـای دیـنـی ، غـذای طـیـب ، حـلال و حـسـن در مـقـابـل غـذای رجـس و خـبـیـث ، حـرام و سـوء دسـتـگـاه گـوارش هـمـاهـنـگـی کـامـل دارد، اطـلاق مـی شـود. لقـمـه پـاکـیـزه که وارد دهان می شود، تحت اراده خداوند، با اعـمـال هـضـم و جـذب تـرشـحـات دهـان و مـعـده بـه مـواد لازم و مـورد نـیـاز بـدن تـبـدیـل مـی گردد. طیّب یعنی سازگار، موافق ، نیکو، شایسته و لذت بخش که در قرآن کریم به جز غذای حلال در مورد همسر خوب ، زمین پاک ، سخن شایسته ،فرزند صالح ، زندگی پاکیزه و شجره طیبه به کار رفته است .

غـذای حـلال غـذای پـاک تـشـریـعـی اسـت کـه خـداونـد آنـچـه را بـه مـصـلحـت انـسـان دیـده حـلال کـرده کـه بـا دسـتـگـاه هـاضـمـه هـمـاهـنـگ و مـتـعـادل اسـت . وقـتـی انـسـان غـذای حـلال را بـا نـام خـدا آغاز و با شکر الهی به پایان می برد، یقینا آن غذا موجب سلامتی ، شادابی و شفابخشی او خواهد شد.

غالباً واژه حلال و طیب چون ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده اند.

غـذای حـسـن ، برتر از غذای طیّب و حلال است . خداوند از برخی غذاها مانند: انگور، شیر، عسل و... به وصف حسن یاد کرده و غذای شهیدان را غذای حسن دانسته است .

در مـقـابـل غـذاهـای طـیـب ، حلال و حسن ، غذاهای رجس و خبیث ، حرام و سوء قرار گرفته که بـرای انـسـان ضرر و مفسده دارد. نه تنها سلامتی او را به خطر انداخته در خلق و خوی و ایمان او اثر منفی می گذارد.

در قرآن به خوردن غذای طیب و حلال سفارش شده و از غذاهای حرام و خبیث منع شده است :

یسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطیّبات .

از تـو (ای پـیـامـبـر) مـی پـرسـنـد چـه چـیـز بـرای آنـان حلال است ؟ بگو: غذاهای پاکیزه برای شما حلال است .

فـَکـلوا مـِمـّا رزقـکـم الله حـلالا طـیـّبـا و اشـکروا نعمت الله ان کنتم ایّاه پس ، از آنچه خدا روزیتان کرده است ، حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می پرستید.

ولی غـذای پـلیـد بـرای کـافـران و ابـزار دسـت شـیـطـان مـعـرفـی شـده اسـت . ((کـذلک یـَجـعـَل اللهُ الرّجـسَ عـلی الّذیـن لا یـومنون .)) اینگونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند قرار می دهد.

بـنـابـرایـن طـبـق آمـوزه هـای دیـنـی انـسـان مـی تـوانـد بـا رعـایـت غـذاهـای حلال و حرام از هر نوع غذایی که پاکیزه و حلال است ، اعم از غذای گوشتی ، پروتئینی و غیر آن بهره ببرد و از غذاهای حرام ، خبیث و مضر برای بدن ، پرهیز کند.

چـون سـلول های اعضا و جوارح ، مانند مغز، قلب ، کلیه ، شش ، دست و پا، چشم ، گوش ، مـو، نـاخـن ، پـوسـت و... هـر کـدام نـیازمند غذای خاص خود است که تامین اینها از یک گروه غذایی مشکل است .

آنـان کـه خـود را از بـرخـی غـذاهـا مـحـروم مـی کـنـنـد، هـمـیـشـه بـیـمـارنـد، چـون به نیاز سـلول هـای بـدن پـاسـخ نـمـی دهند. پیامبر(ص ) فرمود: ((اثنان علیلان ، صحیح محتم و عـلیـل مـخلط؛ دو کس همیشه بیمارند، انسان تندرستی که رژیم می گیرد و از برخی غذاها پرهیز دارد و انسان بیماری که همه چیز می خورد.))

قـرآن انـسـانـهـایـی را کـه بـرخـی غـذاهـا را بر خود حرام می کنند، سرزنش می کند و می فـرمـایـد: ((قـل مـن حـرم زیـنه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق . (اعراف : 32) بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده ، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است ؟!))

در آیـه دیـگـر مـی فـرمـایـد: ((یـا ایـهـا الذیـن آمـنـوا لا تـحـرمـوا طـیـبـات مـا احـل الله لکـم ؛ (مـائده : 87) ای مـومـنـان ! غـذاهـای پـاکـیـزه را کـه خـداونـد بـرای شـمـا حلال کرده ، حرام نکنید.))

((چـه غـذایـی بـخوریم ؟)) روی دو نکته باید تاءکید کرد؛ نخست استفاده از انواع غذاها و دوم پاکیزه خواری .

گروه های غذایی

در این بخش به اختصار به برخی گروههای غذایی توصیه شده ، اشاره می کنیم .

1. گوشت ها (پروتئین ها)

از مـیـان چـهـارپـایـان ، گـوشـت گـوسـفـنـد، گـاو، شـتر، آهو و برخی دیگر از حیوانات حـلال اسـت و گـوشـت چـهـارپـایـان درنـده خـو، دارای دنـدان تـیـز و چـنـگـال و نـاخـن هـای تـیـز مـانـنـد شـیـر، پـلنـگ ، روبـاه ، کـفـتـار، شـغـال ، گـربـه و... حـرام اسـت . هـمـچـنـیـن گـوشـت چـهـارپـایـان حلال گوشتی که ذبح اسلامی نشده و یا مردار شده اند حرام است .

و از حـیـوانـات دریـایـی ، گـوشـت مـاهـی هـای پـولک دار و مـیـگـو حلال است . گوشت پرندگان نیز حلال است جز پرندگانی که فاقد چینه دان و سنگ دان و خـار عـقـب پـا هـسـتـنـد و یـا مـانـنـد عـقـاب و کـرکـس دارای چنگال اند.

گـوشـت حـیـوانات حلال گوشت سرشار از پروتئین است که نیاز بدن را تامین می کند و کـمـتـر غـذایـی مـی تـوانـد جایگزین آن شود. در آیات و روایات گوناگونی به خوردن گوشت سفارش شده است .

((والانـعـام خـلقـهـا لکـم ... و مـنـها تاءکلون (نحل : 5)؛ (خداوند) چهارپایان را برای شما آفرید... و از گوشت آنها می خورید.))

در روز عـیـد قـربـان که حاجیان پس از عمال سنگین مناسک نیاز به پروتئین دارند خداوند بـه خـوردن گوشت قربانی دستور داده است . ((فکلوا منه واطعموا البائس الفقیر (حج : 29)؛ و از گوشت آنها (قربانی ) بخورید، و بینوای فقیر را اطعام کنید.))

در جـنـگ خـنـدق پـس از خستگی سربازان اسلام در حفر خندق ، دعوت کرد. در روایت آمده که رسول خدا(ص ) فرمود: ((خیر الادام فی الدنیا و الاخره اللحم ؛ بهترین خوراکی در دنیا و آخـرت گـوشـت است .)) چرا که گوشت موجب روئیدن گوشت بر بدن ، توانمندی ، قدرت بـخـشیدن به بینایی و شنوایی و... می شود. ترک گوشت فساد بدن را در پی دارد. از ایـن رو رسـول خـدا(ص ) فرمود: هر کس چهل روز گوشت نخورده باشد، پس باید پولی قرض کند و گوشت تهیه کرده و بخورد.

نـیـز امـام صادق (ع ) فرمود: ((هر کس چهل روز خوردن گوشت را ترک کند، خلق و خوی او بد و زشت می شود.))

لیـکـن بـایـد از افراط در خوردن گوشت و اعتیاد به آن پرهیز کرد. پیامبر(ص ) فرمود: ((هـر کـس چـهـل روز (پـشـت سـرهـم ) گـوشـت بـخـورد سنگدل می شود.))

از روایـات بـرمـی آیـد کـه خـوردن گـوشت هر سه روز یک بار مناسب است . ساباطی می گوید: از امام صادق (ع ) درباره خوردن گوشت پرسیدم ؟ فرمود: هر سه روز (یک بار).

ادریس بن عبدالله می گوید: در محضر امام صادق (ع ) بودم ، از گوشت سخن به میان آمد، فرمود: یک روز گوشت بخور، یک روز لبنیات و یک روز چیز دیگری .

از مـیان گوشت ها، به خوردن گوشت گوسفند و آبزیان و پرندگان سفارش شده است . بهترین گوشت ، گوشت تازه (لحماً طریا) است . و از خوردن گوشت خام و گوشت خشکیده نمک سود نهی شده است .

2. تخم مرغ

حـدود 13 روایـت در مـورد تـخـم مـرغ وارد شده است . زرده تخم مرغ سبک و سفیده آن سنگین اسـت . اگـر تـخـم مرغ به همراه گوشت ، پیاز و روغن زیتون خورده شود، مقوی است ولی خـوردن آن بـه هـمـراه مـاهـی مـضـرّ است ، چنان که اعتیاد به خوردن آن نیز موجب امام صادق فرمود: ((تخم مرغ خوراکی سبک است . دل دادگی به گوشت را فرو می نشاند و عارضه های گوشت را هم ندارد.))

3. نان ، غلات ، حبوبات و دانه ها

در قـرآن بـه دانه ها و غلات تحت عنوان ((زرع و حبّ)) اشاره شده است . ((و هوالذی انشا... الزرع مـخـتـلفـا اکـله (انـعام : 141)؛ و اوست خدایی که (برای شما) انواع زراعت را پدید آورد که با هم متفاوتند. ((فانبتنا فیها حبا (عبس : 27)؛ در آن (زمین ) دانه ها رویاندیم .))

دانه های غذایی ، مایه اصلی تغذیه انسان وانواع حیوانات است . دانه هایی که اگر یک سـال بـراثـر خشکسالی قطع شود، قحطی وگرسنگی تمام جهان را فرا خواهد گرفت . تـعـبـیر به ((حبّا)) به صورت نکره یا دلیل بر اهمیت این ماده غذایی است و یا به تنوع دانه ها اشاره دارد.

از میان دانه ها، گندم ، کامل ترین و غنی ترین ماده غذایی است که جای بسیاری از غذاها را مـی گـیـرد. حـضـرت یـوسـف بـرای نـجـات مـردم مـصـر از هـفـت سال قحطی به ذخیره سازی گندم پرداخت .

نـان بـهترین خوراکی ، مایه برکت و استواری تن ، خوشبو کنده دهان است وبهترین نان ، نـان سـبـوس دار اسـت کـه دارای فیبر می باشد. پیامبر(ص ) فرمود: ((خداوندا ! برای ما به نان برکت بده و میان ما و آن جدایی میفکن ، اگر نان نبود، نه روزه گرفته بودیم ، نه نماز خوانده بودیم ونه واجبات خدا را انجام داده بودیم .))

امام رضا فرمود: ((برتری نان جو برگندم ، همانند برتری ما بر دیگران است .))

((برنج غذایی نیکو، سرد و سالم و مهتر غذاها می باشد.))

4. میوه ها و سبزی ها

تـعـلق دارد. در سـوره عـبـس آیـات 25 تـا 32 بـه هـشـت نـوع مواد غذایی گیاهی و نباتی پرداخته است که حاکی از اهمیت و اولویت نبایات و میوه ها در تغذیه انسانهاست .

تـاءکـیـد فـراوان بـرخـی آیـات روی زمـیـن و روئیـدنـی هـا و تـقـدم مـیوه ها بر گوشت ها دلیـل دیـگـری بـر اولویـت ایـن گـروه غـذایـی بـر گوشت ها می باشد. همچنین ذکر مکرر خـصـوص مـیـوه هـا از مـیـان غذاهای بهشتی ، به خاطر اهمیت میوه ها در تغذیه و نقش آنها در طـراوت و شـادابـی و نـشـاط انـسـان و هـضم و جذب آسان است ، که نه تنها از نظر علمی بلکه ، در تجربه عمومی مردم نیز به اثبات رسیده است . میوه هایی چون : انگور، انار، خـربـزه ، خـرمـا، سـیـب ، انجیر و... هر کدام از خواص ‍ زیادی برخوردارند که در روایات اسلامی به آنها اشاره شده است مثلا: انار، موجب نورانیت قلب و دور کننده شیطان است ، معده را پـالایـش مـی دهـد، مـقـوی و نـیـروبـخـش اسـت ، غـذا را هـضـم مـی کـنـد و سـبـب اعتدال طبع می شود.

انـگـور از مـیـوه هـای بهشتی و یک غذای کامل و داروخانه طبیعی است ، انجیر استحکام بخش ‍ اسـتـخـوان هـا، جـلا بـخـش چـشـم و دل و بـرطـرف کـنـنـده ضـعـف و فـزایـنـده عـقـل و آرامـش اسـت ، خـربـزه شـفای دردها، شستشو دهنده مثانه و معده و دارای هزار برکت می بـاشـد. خـرمـا، شفابخش ، قوی کننده پشت ، افزایش حلم و بردباری ، سیر کننده و رفع کننده خستگی و هفتاد و دو خواص ‍ شفابخش در آن است .

سبزی ها نیز علاوه بر زینت سفره از خواص والایی برخوردارند.

پـیـامـبـر(ص ) فـرمـود: ((سفره هایتان را به سبزی زینت بخشید، زیرا خوردن سبزی با گفتن بسم الله ، شیطان را می راند.))

فـرمـود: مـگـر نمی دانی که من از سفره ای که درآن سبزی نباشد، غذا نمی خورم ! سبزی بیاور، غلام رفت و سبزی آورد و بر سفره نهاد، پس امام (ع ) دست به سفره گشود و به خوردن غذا مشغول شد.

5 . شیر و لبنیات

شیر از غذاهای بهشتی است که در سوره نحل آیه 66 ودیگر آیات به آن اشاره شده است . شـیـر یک غذای کامل و دارای خواص فراوانی است . شیر موجب استحکام استخوان ها، روئیدن گـوشت ، برطرف کننده ضعف و شفای هر دردی است که برای نوشیدن آن هیچ شرط سنی و اقلیمی وجود ندارد.

امام علی (ع ) فرمود: نوشیدن شیر، شفای هر دردی ـ جز مرگ ـ است .

از مـیـان شـیرها به شیر گاو توصیه شده است . امام علی (ع ) فرمود: ((شیر گاو درمان است .))

از مـیـان فراوده های شیر، خوردن پنیر به تنهایی مضرّ است و از آن نهی شده است . چنان که زیاد خوردن آن موجب لاغری و بیماری است .

امـام صـادق (ع ) فـرمـود: ((گردو و پنیر، چون با هم جمع شوند درمان اند، اما اگر از هم جدا شوند درد می شوند.))

و امـام کـاظـم (ع ) در مـورد مـاست فرمود: ((هر کس می خواهد ماست بخورد و ماست او را زیان نـرسـانـد، بـا آن هـضـم کـنـنـده ای (مـثـلا نـانـخـواه ) بـخورد.)) چون ماست طبع سرد دارد، افـزودنـی کـه طـبـع گـرم دارد بـه آن اضـافـه کـنـد، مـانـنـد: نـعـنـاع ، گـل مـحـمـدی ، گـلپـر و... نـانـخـواه در روایـت بـه عـنـوان مثال آمده است .

چه زمانی بخوریم ؟

چه زمانی باید غذا خورد؟ و اسلام در خوردن به چند وعده غذا توصیه می کند؟

روایات مربوط به وعده غذایی را می توان به چند دسته تقسیم کرد:

1. بـرخی روایات به دو وعده اشاره دارند. امام صادق فرمود: ((صبحانه و شام بخور و در فـاصـله مـیان آنها چیزی نخور، چرا که موجب تباهی تن است ، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: و آنان (بهشتیان ) صبحگاهان و شامگاهان ، روزی ویژه خویش را دارند.))

2. بـرخـی بـر یک وعده و آن هم صبحانه تاءکید دارند، امام صادق (ع ) فرمود: ((مؤ من را بـایـسـتـه اسـت ، تـا غـذا نخورده ، از خانه بیرون نرود، چرا که این کار به او استواری بیشتر می بخشد.))

3. بـرخـی دیـگـر بـه خـوردن شـام بـویـژه بـرای افـراد سـالخـورده سـفـارش مـی کند. رسـول خـدا(ص ) می فرماید: ((خوردن شام را وامگذارید... من بر امت خویش از این بیمناکم که از واگذاردن شام ، پیری به سراغشان آید، چرا که شام ، موجب نیرومندی پیر و جوان است .)) و برخی روایات به شام خوردن پیامبران اشاره دارد.

امام علی (ع ) فرمود: ((شام خوردن پیامبران ، پس از تاریکی شب بوده است .))

امام صادق (ع ) فرمود: ((شام پیامبران پس از نماز عشا می باشد.))

4. امـام رضـا(ع ) در روایـتـی هـر 8 سـاعـت یـک بار وعده غذایی را از مجموع این چند دسته روایـات چـنـیـن اسـتـنـبـاط مـی شـود کـه دو وعـده غـذایـی ، یـعـنـی اول روز و آخـر روز بـرای خـوردن غـذا کافی است ، و چنانچه در میان روز گرسنه شد از مـیان وعده های غذایی استفاده کند، آنچه در رساله های عملی درباره استحباب غذا خوردن در اول روز و اول شب و خودداری از غذا در بین روز و بین شب آمده ، در تاءیید دو وعده تغذیه است . بنابراین نظریه غالب می بایست روایت امام رضا(ع ) را توجیه کرد.

در کنار این روایات ، به روایاتی بر می خوریم که بحث گرسنگی و اشتها را ملاک می دانند و سلامتی انسان را در این می دانند که تا گرسنه نشده غذا نخورد.

امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فـرمـود: ((بـر سر سفره نمی نشینی ، مگر آن هنگام که گرسنه ای ... اگر این کار را کردی از طبیب بی نیاز می شوی .))

چه مقدار غذا بخوریم ؟

افـراط و تـفـریـط در رسـانـدن غـذا بـه بـدن هر دو ضرر و مفسده دارد. امام رضا(ع ) با تشبیه بدن به زمین می فرماید: بدن انسان ، بسان زمین پاک و آماده برای زراعت است که اگـر در آبـادانی و آبدهی بدان ، مراقبت شود، به گونه ای که آب ، نه فراوان تر از نیاز بدان برسد تا آن را غرقاب و باتلاق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به تـشـنـگـی گـرفـتـار سازد، آبادانی اش استمرار می یابد، اما اگر از آن غفلت شود، به تباهی می گراید و علف هرز در آن می روید؛ بدن چنین حکایتی دارد و تدبیر آن در خوراک و پوشاک چنین است .

پـرخـوری و نـیز خوردن پس از سیری ، بدن را باتلاق تجمع میکرب ها می سازد و موجب تباهی تن ، قساوت قلب ، کودنی ، پیامبر(ص ) فرمود: ((مؤ من در یک شکم چیز می خورد و کافر در هفت شکم چیز می خورد.))

امام علی (ع ) فرمود: ((عادت به پرخوری انواع دردها را به همراه دارد.))

و همچنین فرمود: ((از پرخوری پرهیز کنید، چرا که مایه تباهی تن است .))

بهترین رمز سلامتی آن است که انسان با وجود اشتها به غذا از آن دست بکشد.

امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فرمود: ((اگر می خواهی سالم بمانی و از پزشک بی نـیـاز شـوی ، چهار امر را رعایت کن 1. اگر میل به غذا نداری نخور 2. تا زمانی که سیر نـشـده ای و اشـتـهـا بـاقـی اسـت دسـت از غـذا بـکـش 3. غـذا را پـس از جـویـدن کامل در دهان ، فرو بده 4. قبل از خواب قضای حاجت کن .))

رسـول خـدا(ص ) فـرمـود: ((کـل وانـت تـشـتـهـی وامـسـک وانـت تـشـتـهـی ؛ زمـانـی کـه مـیـل بـه غـذا داری ، غـذا بـخـور و در حـالی کـه هـنـوز میل و اشتها به خوردن داری ، دست از خوردن بکش .))

مـفـهوم آیه شریفه ((کلو واشربوا ولا تسرفوا)) که در نگاه نخست بسیار ساده به نظر مـی رسـد، امروز در رتبه مهم ترین دستورات بهداشتی (و تغذیه سالم ) قرار گرفته اسـت ، زیـرا طـبـق تـحـقـیقات دانشمندان ، سرچشمه بسیاری از بیماری ها، غذاهای اضافی (داخـل مـعـده ) اسـت کـه بـه صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند. این مواد اضافی هم بـار سـنـگـیـنـی اسـت بـر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن ، و هم بستر آماده ای است برای پذیرش انواع عفونت ها و بیماری ها. لذا برای درمان بسیاری از بیماری ها نخستین گـام ایـن اسـت کـه ایـن مواد اضافی ، و به عبارت دیگر زباله های تن انسان بسوزند و جـسم پاکسازی گردد. عامل به اصطلاح ((پرخوری )) است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در (خوردن ) غذا نیست .

مـرحـوم طـبـرسـی در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان مـطـلب جـالبـی نقل کرده است :

هارون الرشید طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود. روزی این طبیب به یکی از دانـشـمـندان اسلامی گفت : من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم در حالی که دانش مفید بر دو گونه است : علم ادیان و علم ابدان . او در پاسخش چنین گفت : خداوند همه دستورات طـبـی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است . ((بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید)) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است : ((معده ، خانه بیماری ها است و امـسـاک ، سـرآمـد هـمه داروها است و بدنت را از آنچه بدان عادت صحیح داده ای محروم مکن )) طـبیب مسیحی وقتی این سخن را شنید گفت : قرآن شما و پیامبرتان ، برای جالینوس (طبیب معروف ) سخن طبیبانه ای باقی نگذارده اند.

امـام رضـا(ع ) فـرمود: ((لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم ؛ اگر مردم در خوردن غذا میانه رو باشند، بدن های آنان اعتدال پیدا می کند.))

چگونه غذا بخوریم ؟

در روایـات مـعصومین علیهم السلام و فقه اسلامی ، تحت عنوان ((آداب خوردن و آشامیدن )) به چگونه خوردن غذا پرداخته که به آنها اشاره می کنیم :

1. شـسـتـن دسـت ها قبل از غذا و خشک نکردن با حوله . پیامبر(ص ) فرمود: ((شستن دست ها، پـیـش از غـذا شـفـای تـن و 2. در آوردن کـفـش هـااز پـا هـنـگـام غـذا خـوردن ، رسـول خـدا(ص ) فرمود: ((چون غذا نهاده شد، کفش هایتان را درآورید، چرا که هم رفتاری است زیبا و هم موجب آسایش ‍ بیشتر پاهایتان می شود.))

3. نـام خـدا بـردن و بـسم الله گفتن ، امام علی (ع ) فرمود: ((برای کسی که برای غذای خود نام خدا را ببرد، ضمانت می کنم که از آن غذا به هیچ درد و رنجی گرفتار نشود.))

4. بعد از گذاشتن نان در سفره منتظر چیز دیگری نماند.

5 . شروع غذا با دعا و شکر الهی

6 . آغاز کردن غذا با نمک

7. با دست راست خوردن ، با سه انگشت یا بیشتر وبا دو انگشت نخورد.

8 . پاره نکردن نان با کارد و نگذاشتن نان زیر ظروف غذا

9. آغاز کردن از سبک ترین غذاها، مانند، سوپ ، سالاد و... .

10. زیاد نشستن سر سفره و طول دادن غذا خوردن

11. خوردن غذای گرم قبل از سرد شدن

12. پرهیز از خوردن غذای داغ

13. پرهیز از فوت کردن در غذاها و نوشیدنی ها

14. کراهت پاک کردن کامل گوشت استخوان

15. پرهیز از خوردن غذا در حال جنابت

16. برداشتن لقمه کوچک و جویدن کامل آن

17. دست کشیدن از غذا قبل از سیر شدن کامل .

18. پرهیز ازخوردن در حال سیری

19. پایان بردن غذا با نمک

20. خوردن از قسمت جلوی خود

21. نگاه نکردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن

23. دعا کردن پس از غذا

24. به پشت دراز کشیدن پس از غذا و پای راست را روی پای چپ گذاشتن .

25. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن غذا

26. خلال یا مسواک زدن پس از غذا

27. غسل نکردن با آب سرد پس از خوردن ماهی

28. خـوردن چـنـد خـرمـا یـا مـقـداری عـسـل (یـا چـیـز گـرم ) پـس از خـوردن مـاهـی قبل از خواب

29. شستن گوشت قبل از پختن

30. نخوابیدن بلافاصله پس ازخوردن ماهی تازه

31. شستن میوه با آب

32. خوردن میوه در فصل خود

33. خوردن میوه با پوست (برخی میوه ها)

34. دور نیاختن میوه پیش از خوردن کامل آن .

آداب آشامیدن

1. گفتن بسم الله پیش از آشامیدن والحمدالله بعد از آن

2. آشامیدن به سه نفس و مکیدن آن و سر نکشیدن یکجا

3. ایستاده آب آشامیدن در روز ونشسته آشامیدن در شب

4. آشامیدن آب به صورت ولرم

5 . ندمیدن در آب

6 . نیاشامیدن آب با دست چپ

7. نیاشامیدن آب در بین غذا

8 . نیاشامیدن آب در پی چربی و غذای چرب

9. نیاشامیدن آب از کنار دسته ظرف یا لبه شکسته آن

10. یـاد کـردن حـضـرت ابـاعبدالله و اهل بیت او و لعن قاتلان او 11. نیاشامیدن آب سرد پس از خوردن چیز گرم و شیرینی .

12. نیاشامیدن آب فراوان

13. نیاشامیدن آب سرد در حمام

14. بستن دهانه ظرف آب

خـلاصـه آنـکـه غذا و تغذیه نقش موثری در سلامتی و شادابی جسم و جان دارد و مستقیم و غـیـر مستقیم بر اخلاق و رفتار آدمی تاءثیرگذار است به شرط آن که بدانیم چه غذایی بخوریم ؟ چه مقدار بخوریم ؟ در چه زمانی بخوریم ؟ و چگونه بخوریم ؟

این بخش از سایت حوزه گرفته شده به نشانی

http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineArticleID=71321&MagazineNumberID=6373&Change=Next


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


تغذیه و سلامت ( فواید سبزیجات : گل کلم )

بسم الله الرحمن الرحیم
 
گل کلم، حاوی مقادیر فراوانی از آنتی‌اکسیدان‌ها بوده که می‌توانند از ابتلا به انواع سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی و سکته مغزی پیشگیری کنند.

گل کلم

گل کلم، گیاه بومی شمال شرق مدیترانه در حال حاضر در بیشتر کشورها کشت می‌شود.

گل کلم را می‌توان خام، پخته یا به صورت ترشی مصرف کرد هر چند که ارزش غذایی گل کلم خام بیشتر است.

 

1- پیشگیری از سرطان

مصرف گل کلم، احتمال ابتلا به انواع سرطان‌ها به خصوص سرطان‌های پروستات، سینه، روده، تخمدان و مثانه را کاهش می‌دهد. محققان کانادایی در بررسی‌های خود دریافتند مصرف نصف پیمانه گل کلم در روز، احتمال ابتلا به سرطان پروستات را تا 52 درصد کاهش می‌دهد.

مصرف گل کلم همراه با زردچوبه در سلامتی مردان موثر است

سرطان پروستات دومین عامل مرگ از سرطان در مردان آمریکا می‌باشد. هرساله 500000 مرد بر اثر سرطان پروستات می‌میرند که این آمار نسبت به هند که در رژیم غذایی خود از گیاهان خانواده براسیکا و ادویه‌جات استفاده می‌نمایند، بیشتر است. ترکیب گل کلم و زردچوبه بسیار خوشمزه و خوش طعم می‌باشد. بهترین راه برای تهیه این غذا به این صورت است که ابتدا گل کلم را تکه، تکه می‌کنیم و برای تقریباً 5 تا 10 دقیقه آن را نگه می‌داریم. این مرحله سبب تولید فنیل ایزوتیوسیانات (phenethyl isothiocyanate) می‌شود که به کاهش رشد سلول‌های سرطانی کمک می‌کند. این ماده زمانی که گل کلم تکه شده باشد تولید می‌شود اما با گرم کردن آن تولیدش متوقف می‌گردد. مقداری زرد چوبه به آن اضافه می‌نماییم و روی حرارت ملایم با اضافه نمودن کمی سبزیجات به مدت 5 دقیقه گرم می‌کنیم و سپس همراه با کمی نمک، فلفل و روغن زیتون آن را خوش طعم تر نمایید.

 

2- کمک به هضم بهتر

گل کلم منبع خوبی از فیبر رژیمی محسوب شده که برای هضم بهتر غذا از اهمیت اساسی برخوردار است. اگر به مقدار کافی فیبر در برنامه غذایی خود داشته باشید مواد غذایی به نرمی از روده‌ها عبور می‌کنند. ترکیبی در گل کلم موسوم به «گلوکورافین» وجود دارد که می‌تواند از شکم و روده‌ها در برابر ابتلا به برخی بیماری‌ها از جمله سرطان و زخم معده پیشگیری کند.

سولفورافان موجود در گل کلم، ماده شیمیایی سرطان زا را از بین می‌برد و مانع

از رشد سلول‌های سرطان می‌شود

3- منبع آنتی‌اکسیدان‌ها

گل کلم، حاوی مقادیر فراوانی از آنتی‌اکسیدان‌ها بوده که می‌توانند از ابتلا به انواع سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی و سکته مغزی پیشگیری کنند. آنتی‌اکسیدان‌ها، همچنین در تخریب رادیکال‌های آزاد که موجب پیری زودرس می‌شوند، دارای اهمیت اساسی هستند.

 

4- ضد التهاب

وجود اسیدهای چرب امگا 3 و ویتامین K در این سبزی، به پیشگیری از ایجاد التهاب مزمن که منجر به برخی بیماری‌ها مانند آرتروز، سرطان، دردهای مزمن و بیماری‌های خاص روده می‌شود، کمک موثری می‌کند.

 

5- مفید در بارداری

گل کلم دارای مقادیر فراوانی فولات (B9)، یک ویتامین B که برای یک بارداری سالم توصیه می‌شود، است. کمبود فولات در زنان باردار می‌تواند منجر به بروز برخی بیماری‌ها از جمله ایجاد برخی نقایص هنگام تولد و نیز کم وزنی نوزاد شود.

گل کلم

 

6- منبع ویتامین‌های گروه B

علاوه بر فولات، گل کلم سرشار از ویتامین‌های دیگر مهم B مانند نیاسین، ریبوفلاوین، اسید پانتوتنیک و تیامین نیز هست.

 

7- کمک به سلامت قلب

گل کلم به روش‌های بسیاری از ابتلا به بیماری‌های قلبی در فرد پیشگیری می‌کند. گل کلم دارای ماده‌ای موسوم به آلیسین است که احتمال بروز بیماری‌های قلبی و سکته مغزی را کاهش می‌دهد.

 

8- کمک به کاهش وزن

گل کلم ماده غذایی فوق‌العاده‌ای برای کاهش وزن محسوب می‌شود چرا که کم کالری بوده و به روش‌های مختلف می‌توان از آن استفاده کرد برای نمونه می‌توانید آن را درون انواع سالادها رنده کرده و یا همراه با برنج آن را بپزید و یا آن را پخته و پوره کرده سپس آن را با پوره سیب‌زمینی مخلوط کنید.

 

9- تقویت حافظه

تازه‌ترین مطالعات نشان می‌دهد مصرف برخی انواع میوه و سبزی‌ها به ویژه گل کلم می‌تواند حافظه را تقویت کند. عصاره پنج نوع میوه و سبزی شامل گل کلم، سیب زمینی، پرتقال، سیب، و تربچه حاوی موادی است که تأثیر آن‌ها مشابه داروهای درمان آلزایمر است. بیشترین میزان این ماده در گل کلم یافت می‌شود.

دانشمندان در مطالعه‌ای مشاهده نموده‌اند که غذاهایی که حاوی ویتامین C هستند مانند گل کلم از التهابات استخوانی مانند آرتروز جلوگیری می‌نمایند

بیشتر داروهای درمان آلزایمر نقش بازدارندگی آنزیم استیل کولین استراز را دارند که عامل تجزیه پیام‌رسان عصبی استیل کولین است. هرچند پیش از این هم دانشمندان می‌دانستند برخی سبزیجات معمولی خواص ضد استیل کولین استراز دارند، اما هیچ تحقیق مفصلی در این زمینه انجام نشده بود. مطالعه جدید این تأثیر را در تمامی این پنج نوع میوه و سبزی تایید می‌کند. گل کلم بیشترین تأثیر را داشت به همین خاطر تحقیقاتی برای شناسایی عامل اصلی اثرگذار در گل کلم انجام شد. محققان دریافتند این ماده موثر گلوکوسینولات (glucosinolates) است که دسته‌ای از ترکیبات است که در تمام خانواده کلم‌ها یافت می‌شود.

 

10- دفع سموم توسط کبد

همان طور که می‌دانیم گیاهان Cruciferous حاوی گلوکزینولات و تیوسیانات ( glucosinolates and thiocyanates) می‌باشند. این مواد توانایی کبد را برای دفع مسمومیت بالا می‌برند.

اگر مولکول‌های سمی به سرعت توسط کلیه از بین نروند، می‌توانند همه سلول‌ها را از جمله DNA، تخریب نمایند. این تخریب می‌تواند باعث رشد غیر قابل کنترل سلول‌ها گردد.

 

11- جلوگیری از ابتلا به آرتروز

دانشمندان در مطالعه‌ای مشاهده نموده‌اند که غذاهایی که حاوی ویتامین C هستند مانند گل کلم از التهابات استخوانی مانند آرتروز جلوگیری می‌نمایند. یافته‌های جدیدی که در سالنامه بیماری‌های رماتیسم منتشر شده است نشان داده که این مطالعات بر روی 20000 فرد انجام گرفته که قبل از شروع این آزمایشات هیچ‌گونه بیماری آرتروزی نداشته‌اند.

آزمایشات نشان دادند افرادی که مصرف غذاهای حاوی ویتامین C در آن‌ها کمتر است 3 برابر ریسک ابتلا به آرتروز در آن‌ها بیشتر از افرادی است که مصرف غذاهای مملو از ویتامین C در آن‌ها زیاد است.

گل کلم

 

چگونگی انتخاب و نگهداری گل کلم

در انتخاب گل کلم باید به تمیزی، سفیدی و بهم پیوستگی آن (گلچه ها از هم فاصله نداشته باشند و به هم پیوسته باشند) توجه نمود. از خرید گل کلم‌هایی که سیاه شده‌اند و یا لکه‌هایی سیاه داشته باشند و همچنین گل‌کلم‌هایی که گل‌های کوچکی در آن‌ها ظاهر شده است خودداری کنید.

گل کلم را نپخته در پلاستیک قرار دهید و در یخچال نگهداری نمایید.

گل کلم تکه شده را تنها می‌توان برای 1 تا 2 روز در یخچال نگه داشت و همچنین کلم پخته شده را به این دلیل که زود فاسد می‌شود تنها می‌توان برای 2 تا 3 روز در یخچال نگهداری نمود.

 

خواص گل کلم به طور خلاصه

* آلیسین موجود در گل‌کلم باعث سلامت قلب و کاهش خطر سکته می‌شود.

* سلنیوم و ویتامین C در این گیاه تقویت کننده سیستم ایمنی بدن است.

* از آن جا که سرشار از فولات است، در رشد و تکثیر سلول موثر است.

* فیبر گل کلم سلامت روده بزرگ را بهبود می‌بخشد و مانع از بروز سرطان می‌شود.

* به تازگی محققان دریافتند که گل کلم حاوی ماده ای به نام «ایندول-3 کاربینول» است که مانع از بروز سرطان سینه و سرطان‌های دیگر مربوط به زنان می‌شود.

* مواد موجود در این گیاه توانایی کبد را در خنثی سازی ماده سمی افزایش می‌دهد. خاصیت سم زدایی دارد.

* سولفورافان موجود در گل کلم، ماده شیمیایی سرطان زا را از بین می‌برد و مانع از رشد سلول‌های سرطان می‌شود.

* نتایج تحقیقات نشان می‌دهد، فیتوکمیکال موجود در گل کلم خطر بروز سرطان‌ها را کاهش می‌دهد.

* مصرف یک پیمانه گل کلم پخته شده، نصف ویتامین C مورد نیاز بدن در روز را تأمین می‌کند.

* ویتامین K و اسید چرب امگا 3 در آن التهاب را کاهش می‌دهد.

فرآوری: مریم مرادیان نیری

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


منابع:

همشهری آنلاین

روزنامه خراسان

ایرنا

سیمرغ

این بخش از سایت تبیان گرفته شده به آدرس

http://www.tebyan.net/nutrition_health/(foods)/vegetables/2012/2/20/199193.html


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


تغذیه و سلامت (فواید سبزیجات : فلفل دلمه ای )

      بسم الله الرحمن الرحیم

 مروری بر خواص فلفل دلمه‌ای


فلفل دلمه‌ای سرشار از ویتامین‌های C و A است. این ویتامین‌ها آنتی‌اکسیدان‌هایی قوی هستند و روی رادیکال‌های آزاد که بر سلول‌ها اثر تخریبی دارند، تأثیر می‌گذارند.

فلفل دلمه ای

فلفل دلمه‌ای هزاران سال است که در رژیم غذایی انسان وجود دارد و در رنگ‌های مختلف قرمز، زرد و سبز موجود است.

گرچه فلفل دلمه‌ای را می‌توان در همه فصول یافت، اما ماه‌های تیر و مرداد اوج به میوه نشستن این گیاه زیبا با رنگ‌های متنوع است که علاوه بر زیبایی سفره شما، خواص درمانی زیادی هم دارد.

رنگ‌های شفاف فلفل دلمه‌ای، سرشار از بهترین مواد مغذی است. فلفل دلمه‌ای منبعی غنی از ویتامین آ و ویتامین سی است که هر دوی آن‌ها آنتی‌اکسیدان‌هایی قوی هستند. هر دوی این آنتی‌اکسیدان‌ها بر روی رادیکال‌های آزاد که اثر تخریبی روی سلول‌ها دارند، تأثیر می‌گذارند. آیا می‌دانید رادیکال‌های آزاد بازیگران اصلی در جمع کردن کلسترول در رگ‌ها هستند و باعث گرفتگی رگ‌ها و بیماری‌های قلبی، تخریب عصب و رگ‌ها می‌شوند. فلفل دلمه‌ای با تشکیل این دو ماده روی رادیکال‌های آزاد تأثیر می‌گذارد و باعث کاهش ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌شود. ویتامین C موجود در فلفل دلمه‌ای برای سرماخوردگی بسیار مفید است و اگر به طور منظم در برنامه غذایی استفاده شود طول مدت سرماخوردگی را کاهش می‌دهد.

همچنین فلفل دلمه‌ای حاوی ویتامین ب 6 و فولیک اسید است که در گرفتگی رگ‌ها و بیماری قلبی در افراد دیابتی تأثیر می‌گذارد. هر دوی این ویتامین‌ها که از خانواده ویتامین‌های ب هستند، باعث کاهش هموسیستئین می‌شوند.

فلفل دلمه‌ای حاوی ترکیباتی موسوم به کپسایسین است که از فعالیت مواد سرطان‌زا جلوگیری می‌کند و مانع از چسبیدن آن‌ها به مولکول وراثتی دی ان آ می‌شود

هموسیستئین بالا باعث تخریب رگ‌های خونی شده و باعث افزایش حمله قلبی و سکته می‌شود. علاوه بر این، فیبر موجود در فلفل دلمه‌ای می‌تواند کلسترول را که عامل دیگری برای ابتلا به حمله قلبی و سکته است، کاهش دهد.

فلفل قرمز یکی از اندک غذاهایی است که حاوی لیکوپن است. لیکوپن کاروتنوئیدی است که مصرف آن رابطه‌ای عکس با سرطان‌هایی نظیر، سرطان پروستات، مثانه و پانکراس دارد. تحقیقات نشان داده‌اند، افرادی که از غذاهایی با لیکوپن کمتر استفاده می‌کنند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان هستند. هر قدر فلفل دلمه ای رنگی‌تر (زرد و قرمز) باشند، حاوی بتاکاروتن بیشتری است.

 

این سبزی خوش عطر و طعم خواص درمانی بسیاری دارد که عبارتند از:

* حفظ سلامت پوست و چشم‌ها

خوردن فلفل دلمه‌ای به شفافیت و پاک‌سازی پوست و پیشگیری از بثورات و لکه‌های پوستی کمک می‌کند. هم چنین این سبزی منبع مهمی از ویتامین A است که برای سلامت چشم‌ها مفید بوده و از بروز بیماری‌های چشمی پیشگیری می‌کند. فلفل دلمه‌ای به دلیل داشتن ویتامین A به تقویت چشم‌ها کمک می‌کند و مصرف منظم این ویتامین تا حد زیادی از بروز شب کوری و آب مروارید پیشگیری می‌کند. غیر از ویتامین A، لوتئین و گزانتئین موجود در فلفل دلمه‌ای نیز در کاهش احتمال بروز آب مروارید چشم نقش دارند.

 

* پیشگیری از سرطان

فلفل دلمه‌ای حاوی ترکیباتی موسوم به کپسایسین است که از فعالیت مواد سرطان‌زا جلوگیری می‌کند و مانع از چسبیدن آن‌ها به مولکول وراثتی دی ان آ می‌شود.

 

* تسکین دهنده درد

کاپسایسین همچنین مانع از انتقال درد از پوست به نخاع شده و از بروز احساس درد جلوگیری می‌کند. هم چنین به درمان بیماری‌های مرتبط با درد کمک می‌کند.

دلمه

* سوزاندن کالری

مصرف فلفل دلمه‌ای سرعت سوخت و ساز را در بدن بالا می‌برد. به این ترتیب فلفل دلمه‌ای امکان افزایش وزن ناشی از مصرف رژیم غذایی پرچرب را کاهش می‌دهد. این سبزی برای کمک به هضم غذا مفید است و به عنوان یک محرک قلب و عروق، فشار خون را تنظیم می‌کند و همچنین در کاهش کلسترول بد و چربی ‌تری گلیسیرید در بدن نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. فلفل دلمه‌ای یکی از کم‌کالری‌ترین سبزی‌ها و یکی از بهترین مواد غذایی برای لاغر شدن است. این سبزی دارای فیبر زیادی است و بنابراین در کنار سایر سبزی‌ها می‌توان از فلفل دلمه‌ای در رژیم‌های لاغری استفاده کرد.

 

* محافظت از موها

عصاره فلفل دلمه‌ای یکی از بهترین محصولات برای تقویت رشد موها است. این عصاره از ریزش مو جلوگیری می‌کند و تارهای مو را پرتر و ضخیم‌تر نگه می‌دارد. اما از آنجا که طبیعت فلفلی و سوزاننده دارد باید در استفاده از آن احتیاط کرد.

 

* سلامت قلب

مریم مراداف، متخصص تغذیه می‌گوید: فلفل دلمه‌ای حاوی اسید فولیک است و این ویتامین از گرفتگی رگ‌ها و بروز بیماری‌های قلبی به خصوص در بیماران دیابتی پیشگیری می‌کند. در واقع اسید فولیک (فولات) یکی از ویتامین‌های گروه B است که باعث کاهش ماده‌ای به نام هموسیستئین در خون می‌شود. افزایش بیش از حد این ماده می‌تواند باعث تخریب رگ‌های خونی و افزایش احتمال سکته قلبی شود. از طرفی فیبر موجود در فلفل دلمه‌ای نیز می‌تواند کلسترول خون و حمله‌های قلبی و سکته را کاهش می‌دهد.

 

خرید، نگهداری و مصرف فلفل دلمه‌ای

خوردن 50 گرم فلفل دلمه‌ای یعنی حدود یک سوم از یک فلفل متوسط می‌تواند تمام نیاز یک فرد بزرگسال به ویتامین C را برطرف کند. ویتامین C بر اثر حرارت از بین می‌رود، بنابراین فلفل اگر به صورت تازه و خام مصرف شود، بهتر است.

فلفل دلمه‌ای حاوی اسید فولیک است و این ویتامین از گرفتگی رگ‌ها و بروز بیماری‌های قلبی به خصوص در بیماران دیابتی پیشگیری می‌کند

فلفل دلمه‌ای را می‌توان به صورت خام در سالاد خرد و بلافاصله بعد از خرد کردن فلفل دلمه‌ای آن را مصرف کرد، زیرا ویتامین C وقتی در معرض هوا قرار بگیرد (با خرد کردن) از بین می‌رود.

اغلب ما فلفل دلمه‌ای را به رنگ سبز می‌شناسیم و بیشتر هم از آن استفاده می‌کنیم، ولی اگر دقت کرده باشید انواع فلفل‌های زرد، نارنجی و قرمز نیز در بازار وجود دارد. البته جالب است بدانید متخصصان تغذیه هم توصیه می‌کنند از انواع رنگی فلفل‌ها بیشتر استفاده کنید و با این کار از خواص مختلف آن‌ها بهره‌مند شوید.

بریدن فلفل دلمه ای

با توجه به خواصی که از فلفل دلمه‌ای گفته شد و البته صدها خاصیت دیگر، بهتر است بیشتر از آن استفاده کنید؛ برای افزودن آن به برنامه غذایی می‌توانید در تهیه سالاد سبزیجات یا سالاد الویه از آن کمک بگیرید یا فلفل دلمه‌ای را به تنهایی و به عنوان چاشنی غذا، سر سفره آورده و نوش جان کنید.

البته یادتان نرود که قبل از مصرف باید تخم‌های آن را بیرون بیاورید.

علاوه بر این می‌توانید در پخت انواع پیتزا، مایه ماکارونی و سایر غذاها نیز از فلفل دلمه‌ای استفاده کنید یا با کمک آن، غذا را تزیین نمایید.

هنگام خرید فلفل دلمه‌ای به رنگ براق و شفاف آن دقت داشته باشید و فلفل دلمه‌ای‌های سفت، ترد و سالم را انتخاب کنید.

بنابراین بهتر است از مصرف فلفل‌هایی که لک دارد یا کدر و نرم است، خودداری کنید. همچنین سعی کنید فلفل دلمه‌ای را بیش از 2 هفته داخل یخچال نگه ندارید. در ضمن، خوب است بدانید فلفل دلمه‌ای هر چه پررنگ‌تر باشد، خاصیت بیشتری نیز دارد.

افرادی که دچار بیماری‌های پوستی، حساسیت و خارش هستند، باید در مصرف این نوع فلفل دقت کنند.

همچنین چون فلفل نفاخ است، افرادی که ناراحتی معده دارند نیز نباید بیش از حد از آن استفاده کنند.

فرآوری: مریم مرادیان نیری

بخش تغذیه و آشپزی تبیان


منابع:

ایسنا

فارس

جام جم آنلاین

این بخش از سایت تبیان گرفته شده به آدرس

http://www.tebyan.net/nutrition_health/(foods)/vegetables/2012/5/6/207475.html


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


تغذیه و سلامت ( مضرات سیگار- 2 )

                 بسم الله الرحمن الرحیم

خلط خونی در افراد سیگاری

عفونت‌هایی كه در دراز مدت باعث برونشكتازی می‌ شوند، یعنی باعث گشادی مجاری هوایی در ریه می‌ شوند، نیز می ‌توانند خلط خونی ایجاد كنند.

هموپتزی (Hemoptysis) یك اصطلاح پزشكی است كه به وجود خون در خلط اطلاق می‌ شود. البته این خونی كه در خلط وجود دارد، می ‌تواند تنها در حد رگه‌های خون یا در حجم بسیار زیاد باشد. گاهی نیز پیش می ‌آید كه فردی حالت تهوع دارد و در استفراغ خود رگه‌های خون می ‌بیند. این دو حالت كاملا با هم فرق دارند.

سیگار

در هموپتزی، خون در خلطی كه همراه سرفه است از ریه ی فرد خارج می‌ شود، اما منشأ خون در استفراغ،  وجود مشكل در معده یا دستگاه گوارشی بیمار است.

آقای دكتر حمید سهراب‌پور، فوق تخصص بیماری‌های ریوی دراین باره توضیح می دهند:

آقای دكتر، با چه روشی می ‌توان این دو علامت را از هم افتراق داد؟

یك روش وجود دارد كه البته خیلی قابل اعتماد نیست و آن هم روش مشاهده است، یعنی اگر خون به علت خون ‌ریزی معده باشد، رنگ آن روشن است، ‌اما رنگ خونی كه از ریه خارج شده  تیره است. راه بهتر برای افتراق این دو، استفاده از كاغذهای ph متری است كه در واقع با استفاده از آنها اسیدی یا قلیایی بودن خون را اندازه‌ می ‌گیریم. اگر اسیدی باشد، از معده آمده و اگر قلیایی باشد، حتما از ریه آمده است.

آیا با این كار، علت خلط خونی مشخص می‌ شود؟

نه، اما باید گفت شایع‌ترین علت هموپتزی برونشیت است. برونشیت در افراد سیگاری میانسال دیده می ‌شود، یعنی همان افرادی كه از 18-17 سالگی به قول خودشان تفریحی سیگار كشیده‌اند و تا حالا 10 یا 15 سال است كه سیگاری‌اند. در این افراد آثار بیماری برونشیت مزمن بروز می ‌كند و علامت‌ها شروع می ‌شود.

چه علامت‌هایی در این افراد دیده می شود؟

سرفه، دفع خلط و تنگی نفس كه گاهی به تدریج آن‌قدر شدید می ‌شود كه فرد سیگاری قادر به انجام ساده‌ترین كارها هم نیست، چون در این مرحله برونشیت مزمن شده و متأسفانه با وجود اصرار ما، فرد سیگار را ترك نكرده و دیگر بیماری قابل درمان نیست. در واقع در این شرایط، یك‌ سری تغییرات ساختاری در نسج ریه اتفاق افتاده، مشكل فرد در اثر مصرف سیگار پیشرفت كرده و غیر قابل برگشت شده است. این بیماران در مخاط و بافت مجاری هوایی خود دچار التهاب و پرخونی هستند و گاهی در اثر سرفه‌های شدید، مویرگ‌های سطحی این مجاری پاره شده و هموپتزی (خلط خونی) پدیدار می ‌شود.

علت‌های دیگر بروز خلط خونی چیست؟

عفونت‌هایی كه در درازمدت باعث برونشكتازی می ‌شوند یعنی باعث گشادی مجاری هوایی در ریه می‌ گردند،نیز می ‌توانند خلط خونی ایجاد كنند. در این موارد خون‌ریزی‌ها بیش از رگه‌های خون هستند. اگر خون‌ ریزی زیاد باشد، مثلا در 24 ساعت حدود 300 تا 400 سی ‌سی خون دفع شود، اصطلاحاً می‌ گوییم :خلط خونی شدید اتفاق افتاده است.

برخی از تومورهای داخل ریه به خصوص سرطان‌های ریه یا سل هم می ‌توانند، خون ‌ریزی كنند. آمبولی‌ها و حفره‌های ریوی كه در جداره ی خودشان عروق پُر خون دارند، نیز خون ‌ریزی می ‌دهند كه می ‌تواند بسیار خطرناك باشد.

در برخورد با بیماران دچار خلط خونی حاد و فعال چه باید كرد؟

این افراد باید به سرعت به پزشك و مراكز درمانی مجهز رسانده شوند. به محض اینكه فرد مراجعه كرد، باید یك رگ خوب به وسیله ی آنژیوكت برایش گرفته شود تا در صورت لزوم، خون و مایعات لازم به او تزریق شود. از همه مهم‌ تر آرامش دادن به این بیماران است. باید با آنها صحبت كرد و حتی از داروهای آرام بخش و داروهایی كه سرفه را متوقف می ‌كند استفاده كرد، تا او آرام‌ تر شود. پزشك با انجام رادیوگرافی ساده از ریه و در صورت لزوم انجام سی‌ تی ‌اسكن، نسج ریه را به خوبی بررسی می ‌كند. آزمایش خلط و‌ آزمایش خون هم گاهی به عمل می ‌آید و خلاصه با استفاده از تمام این روش‌ها، محل دقیق خون ‌ریزی شناسایی می‌ شود.

اگر هموپتزی در حد رگه‌های خون باشد چطور؟

دسته ‌بندی بیماران مبتلا‌ به خلط خونی باید حتماً به وسیله ی پزشك صورت گیرد. گاهی خون ‌ریزی كم است اما ممكن است به نوع شدید تبدیل شود، پس باید بیمار مراجعه كند و این حالت را جدی بگیرد. اغلب سیگاری‌‌ها دیدن خلط خونی را جدی نمی ‌گیرند و می‌ گویند به علت سرفه ی زیاد گلویم زخم شده و به این فكر نمی ‌كنند كه شاید این علامت بروز یك مشكل جدی در ریه ی آنها باشد. آنها باید به صورت سرپایی مراجعه كنند و تحت درمان قرار بگیرند تا علت اصلی شناسایی و برطرف شود و نباید به راحتی از كنار این علامت مهم بگذرند.

هموپتزی در خانم‌ها بیشتر اتفاق می‌افتد یا آقایان ؟

در آقایان، به علت اینكه بیشتر اهل سیگار و قلیان هستند،بیشتر اتفاق می افتد. بیشتر بیماران ما، آقایان در دهه ی 4و 5 زندگی هستند و اغلب هم برونشیت‌های مزمن دارند، البته سرطان ریه و همان ‌طور كه گفتیم برونشكتازی (گشادشدگی مجاری هوا در ریه) هم خلط خونی می ‌دهد كه درصد برونشكتازی در خانم‌ها و آقایان مساوی است.

اگر در یك خانم باردار خلط خونی اتفاق بیفتد، دلیل خاصی دارد؟

اختصاصاً در مسئله ی بارداری مشكلی وجود ندارد كه به دلیل آن خلط خونی اتفاق بیفتد. مثلاً خانمی ممكن است، برونشكتازی (گشادی مجاری هوا) داشته باشد و این خلط خونی در او دیده شود. گاهی هم خانم‌ها در بارداری مبتلا‌ به نوعی بیماری به نام آمبولی می‌ شوند.

در بارداری به علت تغییرات هورمونی و نیز فشار رحم روی وریدهای شكم و لگن، گردش خون در پاها راكد می‌ شود و ایجاد لخته می ‌گردد. ممكن است بعد از مدتی لخته ی مزبور از جای خود كنده شده و به بالا‌ و به سمت ریه‌ها پرتاب شود. این حالت با علا‌ئمی مثل تنگی نفس و درد در قفسه ی سینه، خود را بروز می ‌دهد اما گاهی هم ممكن است خلط خونی ایجاد كند. اصول درمانی و تشخیصی برای یك فرد حامله دارای خون در خلط (هموپتزی)، با افراد دیگر تفاوتی ندارد. فقط محدودیت ما به دلیل انجام عكس‌های رادیولوژی یا سی ‌تی‌ اسكن است. برای همین سعی می‌ كنیم با بررسی برونكوسكوپی تشخیص بدهیم، عامل خون ‌ریزی ‌دهنده كجاست و حتی در شرایطی كه جان مادر در خطر باشد، با روش‌های یلد كردن و پیش‌ بند سربی روی شكم مریض را پوشانده و یك یا دو عكس می ‌گیریم.

اگر هم نیاز به استفاده از داروها باشد، بسته به ماه بارداری تجویز می ‌شود. اگر بعد از ماه سوم باشد، نگرانی نداریم و دارو تجویز می ‌كنیم، اما در سه ماهه ی اول به علت ایجاد اختلالات در جنین، توصیه به دارو درمانی نمی‌ شود. باز هم همیشه جان مادر ارجح است و باید شرایط را سنجید.

برای بیمارانی كه خون ریزی شدید دارند هم می‌ توانید برونكوسكوپی كنید؟

اگر حال عمومی مریض خوب باشد و از لحاظ قلبی و تنفسی شرایط مطلوب داشته باشد، با همكاری متخصص بیهوشی بیمار را برای مدت كوتاهی بیهوش كرده و تحت برونكوسكوپی با دقت بالا (برونكوسكوپی فایبراپتیك) محل دقیق خون ‌ریزی و ضایعه را كه در عكس رادیوگرافی دیده نشده یا قطعا تشخیص داده نشده را مشخص می ‌كنیم و سپس درمان با جراحی انجام می‌ شود.

چگونه قسمت آسیب دیده تحت جراحی قرار می‌گیرد؟

بعد از مشخص شدن محل، اغلب موارد یك تكه ی كوچك از ریه را كه ضایعه و خون ‌ریزی می ‌دهد، برمی ‌داریم. موارد نادری هم هست كه قسمت اعظمی از ریه را برمی ‌داریم. این بیماران آنقدر به ریه ‌شان آسیب رسانده‌اند كه به نظر من، آگاهانه خودشان را دچار این دردسرها كرده‌اند.

و اما توصیه آخرتان!

مهم ‌ترین عامل ایجاد  بیماری‌های ریوی، سیگار است. پدرها و مادرهایی كه در حضور بچه‌هایشان سیگار می ‌كشند، زمینه ی بروز انواع بیماری‌ها را در آنها مهیا می ‌كنند و چه نسل‌هایی از آنها كه به علت همین سیگار گرفتار نخواهند شد.

چرا این بمب ساعتی " سیگار" را با خودتان حمل می‌كنید؟ این بمب معلوم نیست كی منفجر شود؟

به فكر خود و خانواده‌تان باشید. اگر سیگار را ترك نكنید، داروهایی كه برایتان تجویز می‌ شود اثر خوب و موثری روی درمان شما نخواهند داشت. بعد از كشیدن سیگار، از بوسیدن بچه‌هایتان خودداری كنید. چرا كه همه ی مواد سمی و مشكل آفرین، دور تا دور دهان شما و روی صورتتان است. مراقب باشید . حتماً این نكته را تا به حال نمی ‌دانستید و تا كنون فقط دود سیگار را از بچه‌ها دور می ‌كردید. چرا این گونه بی ‌رحمانه نسج سالم و فضای شگفت ‌انگیز تهویه ی هوا در ریه را كه خدا آفریده خراب می ‌كنید؟ سیگار را ترك كنید!

الهه رضائیان

این بخش از سایت تبیان گرفته شده است به آدرس

http://www.tebyan.net/nutrition_health/society_health/smoking/2007/8/9/44349.html


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


تغذیه و سلامت ( مضرات سیگار)

                   بسم الله الرحمن الرحیم

تاثیر سیگار بر پوست،مو،چشم،دهان و ریه


سیگار در مدت کوتاهی باعث زردشدن دندان ها می شود. خمیردندان های مخصوص افراد سیگاری در بازار وجود دارد که حاوی مواد ساینده بیشتری نسبت به خمیردندان های معمولی است. اما باید توجه داشت که اثر این خمیردندان ها موقتی بوده و درمان قطعی این بدرنگی دندان ها، ترک سیگار است.


کشیدن سیگار

پوست

در افراد سیگاری چروک های پوست بیشتر و در سنین کمتری نسبت به افراد غیر سیگاری ظاهر می شود. سیگار باعث کاهش کلاژن پوست می شود (کلاژن مسئول کشسانی پوست است) و پوست را شل می کند.

خطوط پوستی از لب‌های فوقانی و تحتانی انتشار می‌یابد. خطوط کم عمق روی چانه و فک تحتانی و صورت ظاهر می‌گردد و سبب لاغری و زرد رنگ شدن پوست می‌شود.

افراد سیگاری، 8 تا 20 سال پیرتر از سن واقعی خود به نظر می رسند.

10 دقیقه کشیدن سیگار باعث کاهش اکسیژن رسانی پوست به مدت یک ساعت می شود. اغلب سیگاری ها یک رنگ خاکستری روشن در پوست صورتشان دارند که بعد از ترک سیگار از بین می رود.

نیکوتین موجود در سیگار، عروق خونی را تنگ و جریان خون را کم می کند. سیگار کشیدن باعث تأخیر در ترمیم زخم پوستی می شود.

 

مو

در افراد سیگاری موها زودتر به رنگ خاکستری در می آیند. سیگار باعث افزایش هورمون مردانه می شود و لذا احتمال ریزش مو را بیشتر می کند.

سیگار باعث نازک شدن لایه فوقانی پوست، کاهش ضخامت زیر پوست و آسیب به فولیکول های مو می شود.

مونوکسیدکربن دود سیگار باعث کاهش اکسیژن رسانی و در نتیجه افت دید در شب می شود

چشم

سیگار در ابتلا به بسیاری از بیماری های شایع چشم مانند: پوسیدگی لکه زرد شبکیه ناشی از سن (دژنرسانس ماکولا)، گلوکوم (آب سیاه) ، کاتاراکت(آب مروارید) و تنبلی چشم (آمبلیوپی) به عنوان عامل خطرساز محسوب می شود. بسیاری از این بیماری ها منجر به کاهش غیرقابل برگشت بینایی می شوند.

سیگار باعث کاهش سطح خونی مواد آنتی اکسیدان می شود. این مواد وظیفه محافظت از سلول های شبکیه چشم را بر عهده دارند.

سیگار باعث تخریب لایه محافظ مابین شبکیه و عروق خونی شده و منجر به کاهش خونرسانی، تحریک و ایجاد بافت اسکار (زخمی) می شود.

سیگار باعث می شود که بدن در معرض رادیکال های آزاد قرار گیرد که باعث آسیب سلولی و نرسیدن مواد مغذی به شبکیه و عدسی چشم می شود.

مونوکسیدکربن دود سیگار باعث کاهش اکسیژن رسانی و در نتیجه افت دید در شب می شود.

سیگار کشیدن تولید سیانید کرده که برای شبکیه سمی است و ممکن است منجر به مشکلی بنام آمبلوپی سمی (Toxic Amblyopia) شود. آمبلیوپی (تنبلی چشم) یعنی کاهش بینایی، بدون ارتباط با تغییرات ساختمانی قابل رویت در چشم. به گفته دیگر چشم از نظر ساختمان، ظاهری طبیعی دارد، اما فرد بینایی خوبی ندارد.

در افراد سیگاری و افرادی که با سیگاری ها زندگی می کنند، پوسیدگی لکه زرد شبکیه ناشی از سن، 2 تا 3 برابر بیشتر ایجاد می شود.

 

دهان و دندان و لثه

سیگار در مدت کوتاهی باعث زردشدن دندان ها می شود. خمیردندان های مخصوص افراد سیگاری در بازار وجود دارد که حاوی مواد ساینده بیشتری نسبت به خمیردندان های معمولی است. اما باید توجه داشت که اثر این خمیردندان ها موقتی بوده و درمان قطعی این بدرنگی دندان ها، ترک سیگار است.

دندان های افراد سیگاری نسبت به سایرین، استعداد بیشتری برای تشکیل جرم و پلاک میکروبی دارد که هردو ، عامل بیماری های لثه هستند.

به علت کاهش اکسیژن در جریان خون سیگاری ها، عفونت های لثه دیر ترمیم می شود. عفونت و بیماری های لثه از شایع ترین علل از دست رفتن زودهنگام دندان ها هستند.

از دیگر آثار سیگار بر دهان می توان به بوی بد دهان و ابتلا به سرطان دهان اشاره کرد.

بسیاری از سیگاری ها نسبت به بی حسی موضعی مقاوم هستند و با وجود تزریق ماده بی حسی دندانپزشکی، همچنان درد را حس می کنند.

سیگاری‌ها نسبت به غیرسیگاری‌ها احتمال بیشتری برای ابتلا به سرطان دهان، گلو و مری دارند

بیماری انسداد مزمن ریه

مواد محرک دود تنباکو (قطران و گاز سیانید) مسئول بروز برونشیت مزمن و آمفیزم هستند.

در ریه، موهای کوچکی بنام مژک وجود دارد که ریه‌‌ها را از آلودگی ها پاک می‌کند. این محرک‌ها، عمل مژک ها را متوقف می‌کند و سبب، ترشح بیشتر موکوس توسط غدد ریه می‌شوند. وقتی‌که مژک‌ها غیرفعال می‌شوند، فرآیند پاک سازی ریه‌ها از موکوس اضافی، قطران و سایر ناخالصی‌ها اجباراً باید توسط سرفه انجام شود. سیگاری‌ها، بیشتر از غیرسیگاری‌ها سرفه می‌کنند و خلط بیشتری تولید می‌کنند.

سایر علائم تنفسی شامل: نفس نفس زدن، سنگینی سینه، خس‌خس، دردسینه، سینوزیت‌ و سرماخوردگی‌های مکرر است.

تقریباً تمام بیماران مبتلا به آمفیزم، سیگاری هستند. آمفیزم در اثر تخریب ریه به وجود می آید که می‌تواند به دلیل صدمه مستقیم دود سیگار، اکسیدان‌های القا شده و یا تولید مواد واسطه‌ای التهابی جدید به‌دلیل تماس با دود باشد.

 

سرطان ریه

ابتلا به سرطان ریه در سیگاری‌ها، 20 برابر غیر سیگاری‌هاست. ایجاد سرطان ریه مستقیماً با تعداد سیگارهای کشیده شده در روز، مدت سیگار کشیدن و محتوای قطران و نیکوتین سیگارهای کشیده ارتباط دارد.

سیگاری‌های افراطی 15 تا 25 بار احتمال بیشتر برای مرگ ناشی از سرطان ریه نسبت به غیرسیگاری‌ها دارند و تنها 15 تا 20 سال از سیگار کشیدن می‌گذرد تا سرطان ریه ایجاد شود و تعداد کمی از بیماران با این بیماری بیش از 5 سال زنده می‌مانند.

 

سایر سرطان ها

سیگاری‌ها نسبت به غیرسیگاری‌ها احتمال بیشتری برای ابتلا به سرطان دهان، گلو و مری دارند.

در مورد سرطان مثانه، تغلیظ سرطان زاها در ادرار به عنوان عامل ایجاد کننده سرطان به‌نظر می‌رسد. سرطان‌ معده و پانکراس و سرطان گردن رحم با شیوع بیشتری در سیگاری‌ها نسبت به غیرسیگاری‌ها رخ می‌دهد.

 

خانم های سیگاری

زنان سیگاری که قرص ضد بارداری استفاده می‌کنند، نسبت به خانم‌هایی که سیگار نمی‌کشند ، 20 برابر بیشتر در معرض خطر حمله قلبی و حمله مغزی هستند.

فرآوری: مریم سجادپور

بخش سلامت تبیان


منابع :

خبرگزاری جمهوری اسلامی

سایت دکتر علیرضا نادری – جراح و متخصص چشم

سایت دکتر نیلفروش زاده – متخصص پوست وم و

پرشین دنتیست – زهرا جعفری

این بخش از سایت تبیان گرفته شده به آدرس

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=191789

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


تغذیه و سلامت ( مضرات نوشابه)

                   بسم الله الرحمن الرحیم

به این 7 دلیل نوشابه نخورید!


نوشابه

1- نوشابه عامل افزایش فشار خون است

فشار خون بالا یک عامل خطرزا برای بیماری قلب و عروق است. خطر حمله قلبی یا سکته مغزی برای کسی که میزان فشار خون او 5/13 بر 5/8 است دو برابر کسی است که فشار خون او 5/11 بر 5/7 است.

بررسی‌ های محققان انگلیسی و آمریکایی نشان می ‌دهد به ازای هر قوطی نوشابه شکردار که در روز مصرف شده باشد، فشار خون به ‌طور منظم بالاتر می ‌رود.

داده ‌های مربوط به بیش از 2هزار و 500 نفر نشان می ‌دهد که نوشیدن بیش از 355 میلی لیتر آب میوه ی شکردار یا نوشابه ی گازدار در روز می ‌تواند توازن فشارخون را به هم بزند.

دانشمندان معتقدند که شکر زیاد در خون باعث به هم خوردن حالت عادی رگ‌ ها و میزان نمک در بدن می‌ شود. نوشیدنی ‌های رژیمی که با شیرین کننده‌ های مصنوعی شیرین شده باشند، چنین خطری را ندارند. مالکان صنعت نوشابه ‌سازی می‌ گویند که محصولات آن ها در صورتی که به اندازه مصرف شوند، خطری ندارند. انجمن قلب آمریکا می‌ گوید که نباید هفته ‌ای بیش از 3 قوطی 355 میلی لیتری نوشابه مصرف کرد.

در این مطالعه در 4 مورد از داوطلبان 40 تا 59 ساله از انگلیس و آمریکا خواسته شد تا آن چه را در 24 ساعت قبل نوشیده بودند، ثبت کنند. همچنین نمونه ادرار آن ها گرفته و فشارخون شان اندازه‌ گیری شد. به ازای مصرف هر یک قوطی اضافه نوشابه شکردار در روز، فشار بیشینه داوطلبان 6/1 میلی متر جیوه و فشار کمینه آن ها 8 دهم میلی‌ متر جیوه بیشتر بود.

در مجموع به‌ نظر می ‌رسید کسانی که مقدار زیادی نوشیدنی ‌های شیرین شده با شکر مصرف می‌ کردند، رژیم‌ های غذایی بدتری داشتند و احتمال اضافه وزن آن ها بیشتر بود. اما صرف ‌نظر از این مسئله، ارتباط آن با فشار خون حتی پس از احتساب عواملی مثل وزن و قد، قابل توجه بود.

 

2- نوشابه هضم غذا را با مشکل مواجه می ‌کند

دکتر فریده شیشه‌ بر در این باره می گوید: تقریبا همه مواد و ترکیبات موجود در نوشابه مضر هستند و هیچ ماده مفیدی در آن وجود ندارد. نوشابه‌ های بی ‌رنگ هم اگر چه فاقد رنگ‌ های شیمیایی هستند، مضرات زیادی دارند و مصرف آن ها توصیه نمی ‌شود. وی با بیان این که مصرف نوشابه با هدف هضم غذا و یا به عنوان نوشیدنی همراه غذا به هیچ وجه توصیه نمی ‌شود، افزود: دستگاه گوارش بدن برای هضم غذا نیازی به نوشابه ندارد و نباید با هدف تسریع هضم غذا نوشابه مصرف کرد. برخی افراد هم نوشابه را به عنوان یک نوشیدنی و برای خنک شدن بدن مصرف می‌ کنند که به این افراد نیز توصیه می ‌شود نوشیدنی‌ های سالم را جایگزین کنند.

افرادی که با مشکل ترشح زیاد و یا کم اسید معده مواجه هستند باید با مراجعه به پزشک و درمان دارویی این مشکل را حل کنند و مصرف نوشابه نه تنها تاثیری در این زمینه ندارد، بلکه می ‌تواند عوارضی هم به همراه داشته باشد.

این متخصص تغذیه با اشاره به این که غذاهای چرب دیرهضم هستند، خاطرنشان کرد: پس از مصرف غذاهای چرب اگر نوشابه و یا هر مایع دیگری مصرف شود، موجب رقیق شدن اسیدهای گوارشی می‌ شود و درنتیجه هضم غذا با مشکل مواجه خواهد شد.

مصرف آب، شربت‌ های طبیعی، دوغ و ماءالشعیر به همراه غذا نسبت به نوشابه مضرات کمتری دارد ولی مصرف این مایعات به همراه غذا نیز توصیه نمی ‌شود.

مواد غذایی پس از مصرف در درون معده از نظر دمایی تعدیل می ‌شوند و به دمای مناسب برای هضم می ‌رسند، این در حالی است که مصرف نوشیدنی ‌های سرد به همراه غذا، تعدیل حرارت مواد غذایی را مختل می ‌کند که در نتیجه آن هضم غذا با مشکل مواجه می ‌شود.

 

3- نوشابه خطر سکته را افزایش می ‌دهد

مصرف مداوم و منظم نوشابه، خطر ابتلا به سکته را تا 61 درصد افزایش می ‌دهد. پژوهشگران دانشگاه میامی میلر با تحقیق بر روی بیش از دو هزار و 500 نفر، در صدد یافتن پاسخی برای پرسش مربوط به تاثیر نوشابه بر سلامت انسان پس از 9 سال بودند. در نهایت آنان به این نتیجه رسیدند افرادی که به طور منظم نوشابه مصرف می‌ کنند تا 61 درصد بیشتر از دیگران و کسانی که مصرف به مراتب کمتری دارند، در خطر ابتلا به سکته قرار می ‌گیرند.

 

نوشابه

4- نوشابه ‌های گازدار موجب پوکی استخوان می شوند

دکتر زهرا عبداللهی معاون دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت می گوید: نوشابه ‌ها علاوه بر قند زیاد، دارای املاح فسفات هستند که در جذب کلسیم غذا ایجاد اختلال می ‌کند و نهایتا مصرف مداوم نوشابه ‌های گازدار کمبود کلسیم و به دنبال آن پوکی استخوان را به دنبال دارد. پوکی استخوان موجب شکستگی ‌های خود به خود استخوان می‌ شود.

دکتر سید مرتضی صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز در این باره می گوید: اسید فسفریک علاوه بر ایجاد اختلال در گوارش غذا، باعث اسیدی شدن خون می شود که برای جلوگیری از پایین آمدن بیش از حد PH خون(اسیدی شدن) و خنثی سازی آن، بدن از کلسیم ذخیره شده در استخوان ها استفاده می کند.

در واقع اسید فسفریک موجود در نوشابه باعث کنده شدن کلسیم از استخوان ها می شود؛ از سوی دیگر برای جذب کلسیم موجود در غذاها از طریق دستگاه گوارش نیز نیاز به برقراری نوعی تعادل میان میزان کلسیم و فسفر است. وقتی این تعادل بر اثر نوشیدن نوشابه گازدار حاوی اسیدفسفریک به هم می خورد، جذب کلسیم از دستگاه گوارش نیز دچار اختلال می شود. بنابراین بدن از یک سو از کلسیم ذخیره شده در استخوان استفاده می کند و از سوی دیگر به راحتی نمی تواند کلسیم جذب کند، در نتیجه دچار نوعی فقر کلسیم و کاهش تراکم استخوانی و در نهایت پوکی بافت استخوانی خواهد شد. طبق نتایج جدیدترین تحقیقات علمی، افرادی که به میزان زیاد نوشابه مصرف می کنند، احتمال شکستگی استخوان در آن ها 3 تا 4 برابر کسانی است که نوشابه مصرف نمی کنند. به عنوان مثال خانمی که هر روز یک لیوان نوشابه مصرف می کند، 3 برابر بیشتر در معرض ابتلا به پوکی استخوان قرار دارد و اگر این زن ورزشکار باشد، میزان این خطر5 برابر افزایش می یابد. به گفته ی دکتر صفوی در حال حاضر سن ابتلا به پوکی استخوان در ایران کاهش یافته و به 35 سال رسیده است.

 

5- نوشابه ‌های گازدار عامل اصلی پوسیدگی دندان ها هستند

دکتر سعید نعمتی، دبیر علمی کنگره دندانپزشکی ترمیمی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد می گوید: یکی از مهم ترین مسائلی که امروزه با آن مواجه هستیم، استفاده ی بی ‌رویه ی نوجوانان و جوانان از نوشابه‌ های گازدار و تنقلات حاوی مواد قندی است که در این سنین با توجه به افزایش فعالیت ‌های بدنی تمایل به مصرف این مواد نیز افزایش یافته و باعث ایجاد صدمات جبران ناپذیری بر بدن و دندان‌ ها می‌ شود.

نوشابه‌های گازدار به دلیل وجود ترکیبات CO2 و تبدیل آن به اسید کربنیک باعث عدم جذب کلسیم مواد غذایی و در نتیجه ایجاد مشکلات اسکلتی و پوکی استخوان می‌ شود و از طرفی حل شدن تدریجی مینای دندان و در نتیجه رنگ گرفتگی سطحی، ایجاد حساسیت، پوسیدگی ‌های ریز روی مینای دندان را به دنبال دارد.

بهترین جایگزینی برای تنقلات و نوشابه های گازدار، انواع مغزها و انواع دوغ می‌ باشد که در گذشته جایگاه خوبی در سبد غذایی ما ایرانیان داشته است و نه تنها فاقد اثرات پوسیدگی دندان ها است بلکه باعث تامین کلسیم مورد نیاز بدن نیز می ‌شود.

 

6- نوشابه موجب افزایش احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده می شود

محققان می ‌گویند مصرف نوشابه‌ های قندی بیش از دو بار در هفته می ‌تواند احتمال افزایش به سرطان لوزالمعده را افزایش می ‌دهد. به گزارش روییترز، مطالعه‌ ای بر روی 60 هزار نفر در سنگاپور نشان می دهد که افرادی که بیشتر به جای نوشابه‌ های قندی آب میوه می‌ نوشند کمتر در معرض این سرطان قرار می ‌گیرند.

مارک پریرا از دانشگاه مینسوتا که این مطالعه را رهبری می ‌کرده ‌است می ‌گوید شاید شکر عامل اصلی این امر باشد ولی افرادی که به طور مداوم نوشابه‌ های قندی می‌ نوشند به بیماری ‌های دیگری نیز مبتلا می ‌شوند.

پس از مصرف غذاهای چرب اگر نوشابه و یا هر مایع دیگری مصرف شود،

موجب رقیق شدن اسیدهای گوارشی می‌ شود و درنتیجه هضم غذا با

مشکل مواجه خواهد شد

وی می‌ گوید: "میزان بالای شکر این نوشیدنی‌ ها میزان انسولین را افزایش می‌ دهد و همین امر می ‌تواند سلول ‌های سرطان لوزالمعده را افزایش دهد."

این تیم تحقیقاتی بر روی 60524 مرد و زن سنگاپوری - چینی برای 14 سال مطالعه انجام دادند. در این بین 140 نفر مبتلا به سرطان لوزالمعده شده ‌اند و آن‌ ها که در هفته بیشتر از دو نوشابه ی قندی می ‌نوشند 87 درصد بیشتر در معرض ابتلا به این سرطان بودند. محققان معتقدند این نتایج قابل تعمیم به ساکنان کشورهای دیگر نیز هست.

 

7- نوشابه موجب افزایش احتمال ابتلا به سنگ های کلیوی

بالا رفتن میزان اسید فسفریک در خون بر عملکرد کلیه ها تاُثیر منفی داشته، از آن جایی که کلیه ها قادر به دفع سریع آن نمی باشند باعث وارد آمدن فشار مضاعف به کلیه ها می شود. همچنین مصرف نوشابه های گاز دار سبب می گردد تا کلسیم از استخوان ها خارج شده و درون خون جریان یابد که این امر به نوبه ی خود موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها گردیده که در نهایت منجر به تشکیل سنگ ‌های کلسیمی در کلیه ها می شود.

و در آخر جالب است بدانید محققان ثابت كرده‌ اند که اگر یک تکه ناخن، 72 ساعت در نوشابه ی حاوی اسید فسفریک باقی بماند به طور کامل حل خواهد شد.

فرآوری: مریم مرادیان نیری

بخش تغذیه تبیان


منابع:

همشهری آنلاین - شهره فرجی

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری ایرنا

همطناب

بهسایت

منبع : از سایت تبیان به آدرس

 http://www.tebyan.net/nutrition_health/(foods)/drinks/2011/4/7/161069.html


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع پزشکی و تغذیه | لینک ثابت


سخنی با جوانان

بسم الله الرحمن الرحیم

جوانان عزیز ایرانی ، به راستی چقدر در زندگی دیندار هستید .؟

همه میدانیم هدف از خلقت بشر عبودیت است .
. چرا بعضی از  جوانان مسلمان با ظاهری زننده و لباسهای تنگ و بدن نما و عینک های عجیب و  جلب کننده ، این طور فضای جامعه را آلوده میکنند؟ . در همین کوچه پس کوچه های شهرهای ایران ، جوانانی نامشان باقی مانده . جوانانی که برای عزت امروز ایران و برای راحتی ما ، حاضر شدند خونشان ریخته شود . شهیدانی که برای حفظ ناموسشان به جبهه ها رفتند. . .

چرا بعضی از مردان و پسران جامعه ما غیرت را فراموش کرده اند  و با اهل و عیال خود که بعضا بی حجااب هستند به بیرون از منزل می آیند و بی تقاوت هستند .

متاسفانه امروزه برخی زنان هم این طور هستند که با دختران خود که بی حجاب هستند به بیرون از منزل می آیند و انگار نه انگار که در این سرزمین بزرگ شده اند . و جانفشانی شهدا را برای حفظ ناموس دین و مملکت دیده اند .؟

امروزه در برخی پارکها ببینید که چه وضعی وجود دارد . چرا برخی خانواده ها و پسران و دختران این طور بی فرهنگ و جاهل شده اند .

بیایید برای رضایت حضرت مهدی (عج) که شاهد و ناظر اعمال ماست . شیوه زندگی خود را عوض کنید


 

نوشته شده توسط م.آ در 91/02/20 ساعت موضوع حجاب و عفاف | لینک ثابت


تربیت کودک از نگاه نبوی

                                      به نام خداوند بخشنده و مهربان

 

این بخش از سایت پایگاه حوزه نت به نشانی

http://hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineID=4180&MagazineNumberID=6178&MagazineArticleID=65370

گرفته شده است . امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد .

 

                                  تربیت کودک از نگاه نبوی

پدید آورنده : فاطمه محمدی نویسی ، صفحه 32

مقدمه

کودکان ارزشمند ترین و ظریف ترین هدیه ای هستند که خداوند به امانت به ما سپرده و ما را بر سرنوشت آنها حاکم کرده است و ما نیز وظیفه داریم که این بار مسئولیت را با مطلوب ترین روش ها به سر منزل مقصود برسانیم.

لازمه تربیت صحیح کودک، یاری گرفتن از قرآن و احادیث و رعایت موازین اسلامی است.

روش اسلام در تربیت کودک، محبت و پند و نصیحت توأم با مدارا و احتیاط است که باید در عین حال دلنشین و مؤثر باشد. بنابراین تنبیه و مجازات نخستین عامل تربیتی در اسلام نیست، بلکه ابزاری است که در صورت سودمند واقع نشدن رفق و محبت در ایجاد عادات خوب به کار می اید. در تربیت اسلامی زیاده روی دیده نمی شود و فقط از این راه می توان افرادی معتدل را تربیت کرد؛ به طوری که تمام قوای او اشباع و تعدیل شوند و جسم و روح و عقل، هماهنگ باشند.

به یاد داشته باشیم که مقوله تربیت، فارغ از جنبه روحی و نفسانی آن، جنبه بدنی و عقلی را نیز شامل می شود و هر گاه این سه به موازات یکدیگر و به طور صحیح تربیت شوند، قطعاً انسان توانا و مستعدی را تقدیم جامعه بشری خواهیم کرد.

خانواده، مدرسه و گروه های دینی عواملی هستند که صرف نظر از عوامل قهری همچون وارثت، بر روش و منش کودکان تأثیر به سزایی دارند.

موضوع تعلیم و تربیت و روش های مطلوب آن از زمان های بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است.

علاوه بر پیامبران الهی که رسالت و مسئولیت تعلیم و تربیت جوامع بشری را عهده دار بوده اند، دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندان هر جامعه و ملتی نیز همگام با آنان در این رهگذر می کوشیده اند. دانشمندان اسلامی نیز از آغاز قرن اول اسلامی تا کنون، به مدد قرآن و حدیث رهنمودها و تألیفات ارزشمندی از خود بر جای گذاشته اند که همه از آموزه های اسلامی الهام گرفته اند.

در این مقاله بر آنیم که پس از بررسی اجمالی مفهوم تربیت و انواع آن، تربیت کودک در دیدگاه و سیره پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) را بررسی کنیم.

معنای تربیت

تربیت به معنای پروردن، نشو و نما دادن و زیاد کردن و از ماده «رَبَوَ» است که به معنای بالا رفتن، اوج گرفتن، افزودن و رشد کردن است. برخی گفته اند تربیت، از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن است.

اما تربیت در اصطلاح، کوشش برای ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد و به کمال رساندن تدریجی و مداوم او است. به عبارت دیگر، تربیت به فعلیت رساندن استعدادها، به کمال رساندن فرد مستعد کمال و نیز مراقبت از او در مسیر رشد و سیر او به سوی کمال است.

اهمیت تربیت

از تعریف بالا اهمیت فراوان تربیت آشکار می گردد؛ چون انسان، ترکیبی از استعدادها و قوای جسمی و روحی است. پیامبر گرامی اسلام در حدیثی انسان ها را به معادن تشبیه کرده و فرموده است:

«الناس معادن کمعادن الذهب و الفضّه؛ مردم معدن هایی هستند همچون معادن طلا و نقره».

چنانچه این استعدادها به شکوفایی و فعلیت نرسد، زندگی انسان بیهوده و عبث خواهد بود و کسی که هدف مشخص و اعتقادات راسخی دارد، هرگز بدین وضع راضی نیست، بلکه همواره در مسیر کمال گام می نهد و هر لحظه خود را به هدف نزدیک تر می کند. پس انسانی دور از تربیت، یعنی انسان دور از حیات فرهنگی و اعتقادی، دور از کمال و پیشرفت، انسان بی هدف و بالأخره انسانی دور از انسانیت.

عوامل مؤثر در تربیت

عوامل گوناگونی پیوسته در انسان و زندگانی او تأثیر می گذارند. مربی می خواهد از این عوامل در جهت مصلحت فرد بهره گیرد و یا احیاناً از آثار سوء آن بکاهد. این عوامل عبارت اند از :

الف) خانواده؛ ب) مدرسه؛ ج) گروهای دینی و اخلاقی؛ د) عوامل پیش بینی نشده.

الف) خانواده

تأثیر خانه و خانواده در فرد، نامحدود است و می توان گفت پایه های تربیتی فرد در خانه نهاده شده است؛ چون فضای خانه آرامش و نیازمندی های روانی او را تأمین می کند و فرصتی را برای ارضای تمایلات و غرایز او فراهم می سازد و این امور در چگونگی رشد کودک مؤثر است. خانه اساس سلامت اخلاقی کودک را بنیانگذاری می کند؛ زیرا او ارزش های اخلاقی، علاقه به راستی و درستی و تنفر از دروغ و نادرستی، گرایش به تعاون و همکاری، علاقه به همنوع و بالأخره دوست داشتن فضایل و مبارزه با رذایل را از محیط خانه فرا می گیرد.

ساختار عقلانی کودک، از طریق مسموعات (شنیدن الفاظ به کار رفته در میان افراد خانواده، داستان ها و ...)، خواندنی ها (مانند کتاب ها و مطبوعات و ...) و مشاهدات (مانند تلویزیون، حوادثی که در محیط خانواده رخ می دهد و رفتارهایی که از بزرگ ترها می بیند)، بنیان نهاده می شود.

ب) مدرسه

از آنجا که تمام ملت ها می کوشند کودکان خود را درست تربیت کنند و از آثار منفی محیط خانوادگی بکاهند، مدارس تأسیس شدند تا محیطی تربیتی که از یک سو مورد پذیرش اجتماع و از سوی دیگر مورد حمایت دولت هاست، فراهم شود.

ج) جمعیت دینی و اخلاقی

در عصرهای گذشته و در عصر کنونی، گروه هایی دینی و اخلاقی مانند واعظان به تربیت افراد می پرداخته اند و عده ای هم برای یاری رساندن به ملت ها، با برگزاری همایش ها، انتشار کتاب ها، ساخت ابزارهایی چون اسباب بازی برای کودکان، تلاش کرده اند تا گام هایی را در این مسیر بردارند.

د) عوامل پیش بینی نشده

عوامل دیگری هم وجود دارند که پیش بینی نشده اند و ناخودآگاه در طرز رشد کودک بسیار تأثیر گذارند؛ مانند وراثت، محیط شهر و روستا، دوستان و همبازی ها، و هر عامل دیگری که کودک ناخواسته از آن تأثیر می پذیرد و اخلاق و رفتار او را دگرگون می سازد.

انواع تربیت

تربیت بر سه قسم است:

تربیت بدنی، تربیت عقلی، تربیت روحی.

1. تربیت بدنی

تربیت بدنی، پروراندن جسم کودک است تا او بتواند به اعمال گوناگونی بپردازد و بدنش در برابر بیماری ها مقاوم گردد. شنا، تیراندازی و سوارکاری بخشی از روش های تربیت بدنی در اسلام است که روایاتی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در این باره نقل شده است. هدف از این گونه تربیت، تقویت جسم و تمرین آن بر تحمل ناهمواری هاست. پس بهره برداری و تمتع از زندگی، یکی از هدف های تربیت بدنی در اسلام است؛ زیرا بدن ناتوان نمی تواند بهره خویش را از زندگانی به دست آورد. پیامبر اسلام می فرماید:

«إنّ لبدنک علیک حقّاً؛ برای بدن تو، بر تو، حقی است که باید آن را ادا کنی».

بر اساس این حدیث باید وسایل تغذیه و آسایش و بهداشت بدن را فراهم ساخت. اسلام ما را به بهره برداری از مزایای دنیا برای بدن دعوت می کند، اما در صدد تنظیم و تعدیل نیاز های آن است؛ زیرا اگر انسان بخواهد به گونه ای افسار گسیخته در صدد تأمین نیازهای جسم خود باشد، در هیچ حدی متوقف نمی شود.

2. تربیت عقلی

اسلام دینی فطری است و تمام قوا و نیروهای انسانی را محترم می شمرد و از راه صحیح و به دور از افراط و تفریط، آنها را پرورش می دهد. به همین جهت، عقل را نیرویی با ارزش معرفی و آن را در راه خیر و نیکی تربیت می کند. اسلام عقل بشر را به بهره برداری از نیروهای مادی و به کارگیری آنها برای زندگانی متوجه می سازد. قرآن کریم می فرماید:

) فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِزْقِهِ( ؛ «در اطراف زمین بگردید و از روزی خدا بخورید».

) وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الأرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ( ؛ «ما به شما در زمین، قدرت و توانایی دادیم و در آن، وسایل زندگی شما را فراهم ساختیم».

اما از سوی دیگر، اسلام روح بشر را به ارتباط با خدا و ترس از او متوجه می گرداند. به همین جهت، انسان با استفاده از نیروی عقل شیفته و فریفته آن نمی شود و این تصور در او به وجود نمی اید که عقل عصاره زندگی و تنها گوهر حیات است. از این رو، مسلمان در سایه تعالیم اسلام زندگی می کند، از این نیرو ـ در حالی که زمام آن در دست وحی است ـ بهره مند می شود.

اسلام واقعیت زندگی زمینی بشر را فراموش نکرده است و تاریخ گواه است که مسلمانان تا چه پایه در امور مادی ترقی کردند. ولی پیشرفت مادی، آنها را فریب نداد و هرگز آنها را از انسانیت خارج نکرد و این نکته یگانه امتیازی است که میان روش تربیتی اسلام و دیگر روش ها وجود دارد.

در اسلام پیوند میان انسان و خدا، بر اساس محبت و مودت و امید است؛ علاقه ای ناگسستنی که عقل و روح را به هم مربوط می سازد. به همین جهت، عقل در تعالیم اسلامی دستخوش انحراف و گمراهی نمی گردد و هرگز از طریق خیر منحرف نمی شود و از معلومات و اکتشافات در راه شر بهره برداری نمی کند.

میان روح و ماده پیوندی وجود دارد که در نتیجه آن انسان اسیر ماده نمی شود و ظواهر دنیوی هرگز نمی توانند او را مغلوب کنند؛ بلکه انسان در سایه چنین تربیتی در همه حال به یاد خداست و همواره از او استمداد می جوید. از این رو، در تعالیم اسلامی انسان عنصری فعال و مؤثر در ماده است، نه آنکه او تحت تأثیر آن قرار گیرد.

3. تربیت روحی

اسلام عنایت خاصی به پرورش روح دارد؛ چون مرکز و کانون شخصیت انسان را تشکیل می دهد و بدون تردید این نیروی مجهول، بزرگ ترین نیرو در وجود و هستی است؛ چون نیروی جسمی بشر به امور مادی و محسوسات و نیروی عقل به معقولات و زمان، مکان و آغاز و انجام، و بالأخره به فنا و نابودی محدود است، ولی نیروی روح نامحدود است و دستخوش دگرگونی های زمان و مکان نمی شود و بی آغاز و انجام و فناناپذیر است.

روش اسلام در پرورش روح این است که پیوستگی خلل ناپذیری را میان آن و خدا در تفکر و شعور و عمل انسانی در هر لحظه و هر جا ایجاد کند و بدین منظور، از راه های مختلف بهره می گیرد.

اولاً، قلب انسانی را در برابر قدرت خداوند حساس و بیدار می کند. وقتی قلب انسان در برابر خدا حساس گشت، روح او در جامعه به راه مستقیم هدایت می شود و افراد جامعه دور از هر گونه جرم و پلیدی ها زندگانی می کنند. این گونه تربیت، نتایج فراوانی برای افراد جامعه دارد؛ از جمله اینکه عادت به محبت و علاقه را در بشر به وجود می آورد؛ چون نفس انسان نیز مانند جسم بر اثر تراکم سموم در آن، مسموم می شود و هیچ عاملی مانند محبت نمی تواند این سموم را برطرف سازد.

روح در ایین اسلامی به گونه ای تربیت می شود که به هر چیزی محبت بورزد، به ویژه محبت میان افراد بشری که بخشی از منظور نهایی تربیت اسلامی است.

انواع تربیت در سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

پیامبر گرامی اسلام، شخصیت ممتاز و یگانه و استثنایی است که عالم انسانیت به خود دیده است. او حتی پیش از بعثت، انسانی امین، صادق، صاحب درایت و به دور از خرافات بود. نهضتی را که آن حضرت بلافاصله پس از رسالت آغاز کرد، آن چنان اصیل و استوار بود که به سرعت به حکومت قدرتمندی تبدیل شد و در برابر حکومت روم و ایران آن روز قرار گرفت. بدیهی است 23 سال دوران بعثت در محاسبه با زمان پدید آمدن سایر تحولات تاریخی، چندان طولانی نیست. با این حال، آن نهضت چنان ریشه دار بود که تا به امروز بر جای مانده است و حدود یک چهارم مردم روی زمین پیرو مکتب او هستند.

تربیت را می توان به دو نوع تقسیم کرد:

1. تربیت تکوینی

تربیت تکوینی یعنی افاضه وجود به تمام ماهیات ممکن و آنها را از طریق اسباب و مقدماتی که به آنها احتیاج دارند، از مرتبه قابلیت به مقام فاعلیت رساندن که این نوع تربیت مربوط به تمام موجودات از جمله انسان است.

خداوند متعال در انسان وسایل رشد مادی و معنوی را قرار داد و همه را با فطرت الهی خلق کرد و این معلم یا والدین یا خود انسان است که این فطرت را آلوده می کند.

2. تربیت تشریعی

عبارت است از تکمیل نفوس انسانی از طریق معارف حق و صفات پسندیده و اعمال شایسته که موجب سعادت اخروی و دنیوی است. همه مردم می توانند بنده شایسته خدا باشند، ولی باید بدین منظور تربیت شوند. خداوند معارف حق را با وحی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) القا کرد و برای تربیت و تکمیل نفوس او را به ابلاغ این حقایق مأمور ساخت. تربیت تشریعی به وسیله کتاب خدا و پیامبر و ائمه اطهار انجام می گیرد.

پیامبران برای تربیت انسان مبعوث شده اند و امامان نیز همین راه را ادامه می دهند. پیامبران و امامان می گویند با نفس خود به مبارزه برخیزید و به عبارت دیگر خود را تربیت کنید. انسان وقتی تکامل می یابد که نفس خود را تربیت و به رهنمودهای پیامبر و امامان عمل کند.

لزوم تربیت کودک در خردسالی

کودک در خردسالی تربیت پذیری بیشتری دارد؛ زیرا در این سن، او به راحتی و آسانی فرمانبردای می کند و سریع تر تحت تأثیر قرار می گیرد و هنوز در او عاداتی که مانع اطاعت او باشد، به وجود نیامده است و نیز اراده ای قوی ندارد تا او را از اطاعت باز دارد. بنابراین اگر کودک خردسال به امری عادت کند، چه خوب چه بد، این عادت به آسانی تغییر نمی یابد. اگر او به روش های نیکو و رفتارهای خوب، انس و عادت پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت و افزایش خواهد بود و اگر در این دوره او را به حال خود رها کنند و یا او را به بی بند و باری در اموری که طبیعت و سرشت او اقتضای آن را ندارد، عادت دهند و سپس شروع به تربیت و تهذیب او کنند، پس از اینکه این عادات در او راسخ گشت، تغییر آنها در او برای مربی دشوار خواهد بود. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

) وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ( ؛ «هر گاه برگردانده می شدند به آنچه از آن نهی شدند، دوباره به آن دچار می گشتند».

از این ایه چنین استفاده می شود که باید از راه تعلیم و تلقین، افراد را به فضیلت عادت دهیم. بزرگ ترین اشتباه آن است که برخی می گویند باید کودکان را به حال خود واگذاشت تا آنها آزادانه و بی هیچ قید و بندی پرورش یابند.

کسی که در دوران کودکی آزادانه از تمایلات خود پیروی می کرده، در دوران رشد و بزرگسالی نمی تواند تمایلات خود را تعدیل و تنظیم کند؛ زیرا عاداتی که در دوران کودکی داشته، به صورت ملکه راسخ و پایدار در آمده است. به همین دلیل است که آنچه انسان در دوران خردسالی فرا می گیرد، همچون نقشی می ماند که در سنگ ایجاد شده و به آسانی محو نمی شود.

اسلام برای ساختن شخصیت انسانی، به مربیان امر کرده تا به کودکان محبت بورزند؛ چنان که پیامبر گرامی اسلام9 می فرماید: «به کودکان محبت بورزید و به آنها ترحم کنید. وقتی به آنان وعده دادید، وفا کنید؛ زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند، تصور دیگری ندارند».

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این حدیث حقوق کودکان را در محبت و ترحم به آنها خلاصه فرموده است. ترحم به هر فردی، متضمن اجرای تمام حقوق و مزایا درباره او است. اسلام برای آنکه توجه مردم را به کودک جلب کند، سختی و مجاهدت مربیان در راه تربیت و رفاه و آسایش و تأمین حوایج کودکانشان را عباد و جهاد در راه خدا می داند. از امام رضا(علیه السلام) روایت شده که مردی به حضور پیامبر اسلام9 رسید و عرض کرد: حق این فرزند بر من چیست؟ فرمود: اسم و ادب او را نیکو گردانی و او را در جای شایسته خویش قرار دهی.

تلطیف رفتار کودک و تنظیم آن

آزادی دادن به کودک خردسال و تایید آمریت کودکانه او و اعطای مجال انتقاد به وی معنایش این نیست که او را به اصطلاح لوس و خودکامه بار بیاوریم، بلکه موظفیم بلافاصله پس از هفت سالگی، او را تحت مراقبت قرار دهیم تا رفتار آزادانه و خودسرانه او در مجرای صحیح و معقول و سنجیده ای قرار گیرد و تحرک های او سازمان یابد.

فقط در زمانی که مربی از روش محبت و دوستی اثری مشاهده نکند، ناگزیر شدت عمل نشان می دهد، ولی این شدت عمل از نظر اسلام چنان است که به سلامتی کودک صدمه ای نمی زند.

پیامبر اسلام در تربیت فرزندان خود، هرگز به تنبیه بدنی متوسل نشد و از هیچ عاملی جز لطف و محبت و مهر و عاطفه بهره نگرفت.

همبستگی ایمان و امانت داری

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«لا ایمان لمن لا أمانة له؛ آن که امانت دار نیست، ایمان ندارد».

مربیان و معلمان باید بدانند که اولیا، فرزندان خود را به امانت به آنان سپرده اند و هدف آنان نگه داشتن جسم فرزندانشان نیست، بلکه مقصود تربیت و پرورش همه جانبه آنان است. تربیت صحیح ایجاب می کند که کودکان را آن چنان که هستند، پرورش دهند، نه آن گونه که خود تمایل دارند. برخی از پدران و مادران در این راه دچار اشتباه می شوند و با دست کاری در زمینه های فطری کودکان، آن را تغییر می دهند که این خیانت، بزرگ و نابخشودنی است.

فراموش نکنیم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کودکی با زمینه ای فطری و خداداد متولد می شود و این پدران و مادران و مربیان هستند که آنان را در مسیر های خاص دینی و تربیتی قرار می هند:

«کل مولود یولد علی الفطرة إلاّ أنّ أبواه یهوّدانه أو یمجّسانه؛ هر کودکی با فطرت سالم آفریده می شود و این پدران و مادران هستند که آنان را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می گردانند».

آری، پدر و مادر نقش مهمی در خوشبختی ها و بدبختی های فرزندانشان دارند. آنان هستند که فرزند خود را در مسیر سعادت یا بدبختی قرار می دهند. این تأثیرگذاری به اندازه ای است که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده: «السعید من سعد فی بطن أمّه و الشقّی فی بطن أمّه؛ دل مادر زمینه ساز سعادت یا شقاوت بچه است».

بنابراین امانت بودن فرزندان به این معنا نیست که فقط به بهداشت و تغذیه جسمانی آنان بپردازیم. به علاوه، باید بدانیم که کودکان معصوم ما با زمینه ای فطری و سالم به دست ما سپرده شده اند و ما باید در این فطرت خیانت نکنیم.

پی نوشت ها

. فروع کافی، ج8، ص177،ح197.

. ملک/15.

. اعراف/10.

. انعام/28.

. محجة البیضاء، ج2، ص237.

. بحار الانوار، ج2، ص88.

. تفسیر روح البیان، ج1، ص104؛ کنزالعمال، خبر490.

http://hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineID=4180&MagazineNumberID=6178&MagazineArticleID=65370


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع دانستنیهای تربیتی کودکان و نوجوانان | لینک ثابت


اخلاق امام سجاد (ع)

به نام خداوند بخشنده و مهربان

این بخش از سایت پایگاه حوزه نت به نشانی

 http://www.hawzah.net/FA/ArticleView.html?ArticleID=3926&SubjectID=20736

گرفته شده است .

اخلاق امام سجاد (ع)

منابع مقاله:

زندگانی علی بن الحسین (ع)، شهید، سید جعفر؛


 

و عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا

و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما.و الذین یقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها کان غراما.ساءت مستقرا و مقاما.إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما...و الذین لا یشهدون الزور و إذا مروا باللغو مروا کراما (1).

آیه هایی که نوشتیم در پایان سوره فرقانست.خدا در این آیات صفت مؤمنان گزیده را شمرده است.از آنچه در فصل های آینده خواهید خواند، می بینید همه نشانه هایی را که برای بندگان کامل پروردگار «عباد الرحمن» معین شده در علی بن الحسین (ع) آشکار است.در چنان دوره تاریک برای جویندگان انسانیت بحقیقت چراغی روشن بود.با رفتار و گفتار خود سیرت فراموش شده جد و پدر و خاندان رسالت را زنده کرد.و مردمی که سالها با عصر نبوت فاصله داشتند نمونه تربیت اسلامی را بچشم خود دیدند.پرستش خدا، نرم خوئی، محاسبه نفس تا حد ریاضت .خود شکنی برای حق، دستگیری مستمندان، بخشش، پرهیزگاری.و...

جاحظ در رساله ای که در فضائل بنی هاشم نوشته در باره او گفته است:

اما علی بن الحسین (ع)، در باره او خارجی را چون شیعه و شیعه را چون معتزلی ومعتزلی را چون عامی و عامی را چون خاص دیدم و کسی را ندیدم که در فضیلت او شک داشته باشد و یا در مقدم بودن او سخنی گوید (2)

او نه تنها با خویشان، دوستان، آشنایان، بزرگوارانه رفتار می کرد، مهربانی وی بدان درجه بود که بر دشمنان درمانده نیز شفقت داشت، و بر جانوران سایه مرحمت می افکند.داستان پناه بردن مروان پسر حکم بدو و پذیرفته شدن خواهش وی از جانب امام در فصل گذشته نوشته شد .

طبری نوشته است چون خبر مرگ یزید به حصین بن نمیر رسید، به شام بازگشت.سر راه خود خسته و کوفته و نگران به مدینه آمد.اسب او ناتوان و سوار از اسب ناتوان تر.در مدینه علی بن الحسین (ع) از او پذیرائی کرد (3)

مجلسی از سید بن طاوس و او باسناد خود از امام صادق (ع) آورده است که چون ماه رمضان می رسید علی بن الحسین (ع) خطاهای غلامان و کنیزان خود را مینوشت که فلان غلام یا فلان کنیز چنین کرده است.در آخرین شب ماه رمضان آنان را فراهم می آورد و گناهان آنانرا برایشان می خواند که تو چنین کردی و من تو را تأدیب نکردم و آنان می گفتند درست است.سپس خود در میان آنان می ایستاد و می گفت بانگ خود را بلند کنید و بگوئید: علی بن الحسین (ع) ! چنانکه تو گناهان ما را نوشته ای پروردگار تو گناهان تو را نوشته است.و او را کتابی است که بحق سخن میگوید.گناهی خرد یا کلان نکرده ای که نوشته نشده باشد.چنانکه گناهان ما بر تو آشکارست، هر گناه که تو کرده ای بر پروردگارت آشکار است، چنانکه از پروردگار خود امید بخشش داری ما را به بخش و از خطای ما در گذر.و چنانکه دوست داری خدا تو را عفو کند از ما عفو کن تا عفو و رحمت او را در باره خود به بینی!

علی بن الحسین (ع) ! خواری خود را در پیشگاه پروردگارت بیاد آر! پروردگاری که باندازه خردلی ستم نمیکند.

علی بن الحسین (ع) ! به بخش! و در گذر تا خدا تو را به بخشد و از تو در گذرد چه او می گوید

و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبون أن یغفر الله لکم (4) این چنین می گفت ومی گریست و نوحه میکرد و آنان گفته او را تکرار میکردند.سپس می گفت پروردگارا ما را فرموده ای بر کسی که بر ما ستم کرده است به بخشیم.ما چنین کردیم و تو از ما بدین کار سزاوارتری.فرموده ای خواهنده را از در خانه خود نرانیم.ما خواهنده و گدا بدر خانه تو آمده ایم و بر آستانه تو ایستاده ایم و ملازم درگاه تو شده ایم و عطای ترا می خواهیم.بر ما منت گذار و محروممان مساز که تو بدین کار از ما سزاوارتری.خدایا مرا در زمره آنان در آور که بدانها انعام فرموده ای.سپس به کنیزان و غلامان خود می گفت من از شما گذشتم.آیا شما هم از رفتار بدی که با شما کرده ام در میگذرید؟ من مالک بد کردار و پست ستمکاری هستم که مالک من بخشنده و نیکوکار و منعم است.آنان می گفتند آقای ما تو بما بد نکرده ای و ما از تو گذشتیم.میگفت بگوئید خدایا چنانکه علی بن الحسین (ع) از ما گذشت از او در گذر و چنانکه ما را آزاد کرد از آتش دوزخ آزادش کن.

می گفتند آمین!

بروید من از شما گذشتم و بامید بخشش و آزادی شما را در راه خدا آزاد کردم و چون روز عید می شد بدانها پاداش گران می بخشید.

در پایان هر رمضان دست کم بیست تن برده و یا کنیز را که خریده بود در راه خدا آزاد میکرد .چنانکه خادمی را بیش از یکسال نزد خود نگاه نمیداشت و گاه در نیمه سال او را آزاد می ساخت (5)

مجلسی به سند خود آورده است که: علی بن الحسین (ع) روزی یکی از بندگان خود را تازیانه زد، سپس بخانه رفت و تازیانه را آورد و خود را برهنه کرد و خادم را گفت بزن علی بن الحسین (ع) را.خادم نپذیرفت و او ویرا پنجاه دینار بخشید (6)

روزی گروهی در مجلس او نشسته بودند، از درون خانه بانگ شیونی شنیده شد.امام بدرون رفت بازگشت و آرام بر جای خود نشست حاضران پرسیدند: مصیبتی بود؟

آری! بدو تسلیت دادند و از شکیبائی او به شگفت درماندند.امام گفت: ما اهل بیت، خدا را در آنچه دوست میداریم اطاعت میکنیم و در آنچه ناخوش میداریم سپاس میگوئیم (7).

فرزندی از او مرد و از وی جزعی ندیدند پرسیدند چگونه است که در مرگ پسرت جزعی نمیکنی ! امام گفت چیزی بود که منتظر آن بودیم (مرگ) و چون در رسید آنرا ناخوش نداشتیم (8)

چنانکه نوشتیم در آن سالها چند تن از بزرگان تابعین به فقاهت و زهد مشهور بودند و در مدینه می زیستند چون: ابن شهاب (9) سعید بن مسیب (10) ابو حازم (11) همه اینان فضیلت و بزرگواری علی بن الحسین (ع) را بمردم گوشزد میکردند.سعید بن مسیب میگفت : علی بن الحسین (ع) سید العابدین است (12) زهری می گفت هیچ هاشمی را فاضل تر از علی بن الحسین (ع) ندیدم (13) از عبد العزیز بن خازم نیز همین اعتراف را نقل کرده اند (14) روزی در مجلس عمر بن عبد العزیز، که در آن سالها حکومت مدینه را بعهده داشت حاضر بود .چون بر خاست و از مجلس بیرون رفت عمر از حاضران پرسید:

شریف ترین مردم کیست؟ حاضران گفتند:

تو هستی!

نه چنین است.شریف ترین مردم کسی است که هم اکنون از نزد من بیرون رفت همه مردم دوست دارند بدو پیوسته باشند و او دوست ندارد به کسی پیوسته باشد (15)

این سخنان کسانی است که تنها فضیلت ظاهری او را می دیدند، و از درک عظمت معنوی وی و شناسائی مقام ولایت او محروم بودند.ساده تر این که اینان که او رااین چنین ستوده اند، علی بن الحسین (ع) را امام نمیدانستند، و می بینیم که تا چه حد برابر ملکات نفسانی او خاضع بوده اند.

علی بن الحسین (ع) کنیزکی را آزاد کرد سپس او را به زنی گرفت.عبد الملک پسر مروان از ماجرا آگاه شد و این کار را برای وی نقصی دانست.بدو نامه نوشت که چرا چنین کردی؟ او بوی پاسخ داد:

«خداوند هر پستی را با اسلام بالا برده است.و هر نقصی را با آن کامل ساخته و هر لئیم را با اسلام کریم ساخته.رسول خدا کنیز و زن بنده خود را بزنی گرفت.

عبد الملک چون این نامه را خواند گفت:

آنچه برای دیگران موجب کاهش منزلت است برای علی بن الحسین (ع) سبب رفعت است (16)

روزی یکی از بندگان خود را برای کاری خواست و او پاسخ نداد و بار دوم و سوم نیز، سرانجام از او پرسید:

پسرم آواز مرا نشنیدی؟

چرا.

چرا پاسخ مرا ندادی؟

چون از تو نمی ترسم.

سپاس خدا را که بنده من از من نمی ترسد (17)

از او پرسیدند چرا ناشناس با مردم سفر میکنی؟ گفت:

خوش ندارم بخاطر پیوند با رسول خدا چیزی بگیرم که نتوانم مانند آنرا بدهم (18)

و روزی بر گروهی از جذامیان گذشت بدو گفتند:

بنشین و با ما نهار بخور گفت:

اگر روزه نبودم با شما می نشستم.چون بخانه رفت سفارش طعامی برای آنان داد و چون آماده شد برای ایشان فرستاد و خود نزدشان رفت و با آنان طعام خورد (19)

چون میخواست به مستمندی صدقه دهد نخست او را می بوسید، سپس آنچه همراه داشت بدو میداد (20)

نافع بن جبیر او را گفت:

تو سید مردمی و نزد این بنده زید بن اسلم میروی و با او می نشینی؟ گفت:

علم هر جا باشد باید آنرا دنبال کرد (21) در روایت مجلسی از مناقب است که:

من نزد کسی می نشینم که همنشینی او برای دین من سود داشته باشد (22)

و چون او برای خدا و طلب خشنودی خدا با بندگان خدا چنین رفتار میکرد،

خدا حشمت و بزرگی او را در دیده و دل مردم می افزود.

او را گفتند تو از نیکوکارترین مردمی.ندیدیم با مادرت هم خوراک شوی.گفت میترسم دست من به لقمه ای دراز شود که او چشم بدان دارد و مرا عاق کند (23)

او برای خدا و تحصیل رضای پروردگار، با آفریدگان خدا، این چنین با فروتنی رفتار میکرد، و خدا حرمت و حشمت او را در دیده بندگان خود می افزود.دشمنان وی

اگر دشمنی داشته است می خواستند قدر او پنهان ماند و مردم او را نشناسند، اما برغم آنان شهرت وی بیشتر می گشت، که خورشید را بگل نمیتوان اندود و مشک را هر چند در ظرفی بسته نگاهدارند، بوی خوش آن دماغ ها را معطر خواهد کرد.»

پی نوشت ها:

1.بندگان رحمان که در زمین آرام راه می روند.و چون نادانان با آنان نابخردانه سخن گویند به نیکوئی بدانها پاسخ دهند.و آنانکه شب را بر پای و در سجده بسر می برند.و آنانکه میگویند پروردگارا عذاب دوزخ را از ما بگردان! که عذاب دوزخ پایان نیافتنی است، و بد آرامگاه و بد جای اقامتی است.و آنانکه چون انفاق میکنند، نه اسراف میکنند و نه بر خود تنگ میگیرند و میانه را می گزینند، و آنانکه بدروغ گواهی نمیدهند و چون ناپسندی ببینند بزرگوارانه از آن می گذرند. (الفرقان: 63 73) .

2.عدة الطالب ص 160

3.تاریخ طبری ج 7 ص 432

4.به بخشند و در گذرند آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد (نور: 22)

5.بحار ج 46 ص 103 105

6.بحار ج 46 ص 92

7.حلیة الاولیاء ج 3 ص 138.مناقب ج 4 ص 166 و نگاه کنید به کشف الغمه ج 2 ص 103

8.کشف الغمه ج 2 ص 102 103

9.محمد بن مسلم زهری متوفی به سال 124 ه.ق

10.متوفای سال 94 ه.ق

11.ابو حازم از تابعین است.

12.کشف الغمه ج 2 ص 86

13.انساب الاشراف ج 2 ص 146 نسب قریش ص 58 از یحیی بن سعید.علل الشرایع ج 2 ص 232

14.ارشاد ج 2 ص 142.حلیئة الاولیاء ج 3 ص 141

15.مناقب ج 4 ص 167

16.عقد الفرید ج 7 ص 121 مناقب ج 4 ص 162.عیون الاخبار ج 4 ص 8 و نگاه کنید به المعارف ص 215

17.ارشاد ج 2 ص 147.مناقب ج 4 ص 157.کشف الغمه ج 2 ص 87 اعلام انوری ص 261 262

18.کشف الغمه ج 2 ص 108

19.اصول کافی ج 2 ص 123.الامام علی بن الحسین ص 345

20.حلیة الاولیاء ج 3 ص .137

21.کشف الغمه ج 2 ص 78 79

22.ج 46 ص 31

23.مناقب ج 4 ص 162

 http://www.hawzah.net/FA/ArticleView.html?ArticleID=3926&SubjectID=20736


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


اهمیت نقش تکالیف مدرسه در موفقیت درسی

                          به نام خداوند بخشنده و مهربان

این بخش از سایت تبیان گرفته شده است . امید است که مورد توجه شما محصلین عزیز و گرامی قرار گیرد .

اهمیت نقش تکالیف مدرسه در موفقیت درسی

مطالعه

برای اینکه نوجوانان در دروس مدرسه موفق باشند تنها سپری کردن چند ساعت درسی در مدرسه کافی نیست بلکه علاوه بر آن لازم است که نوجوانان تکالیف مدرسه را با صبر و حوصله انجام داده و آنها را جدی بگیرند.

لذا هر قدر هم که فرزندتان از هوش سرشاری برخوردار باشد و مفاهیم درسی را در سر کلاس درک کند، اما ارزش و اهمیت تکالیف درسی جایگاه خاص خود را دارد. موفقیت در امتحانات و در نهایت موفقیت در مقاطع مختلف تحصیلی منوط بر آن است که دانش آموزان وظایف و تکالیف مدرسه را به موقع انجام دهند و مقداری از اوقات حضور در منزل را به انجام تکالیف مدرسه اختصاص دهند.

البته اگر ما هم لحظه ای خودمان را جای نوجوانان بگذاریم خواهیم دید که آنها حق دارند که در برخی موارد از انجام تکالیف مدرسه سرباز زنند و وقت و زمانی را که می توانند صرف ملاقات دوستان، صحبت تلفنی، تماشای تلویزیون و .. بکنند، چرا باید به سراغ کتابهای دشوار و گاه کسل کننده بروند؟

هر روز سر ساعت مشخصی مطالعه و مرور درسها را آغاز کنید. وجود ثبات و پیگیری در این زمینه در موفقیت شما تاثیر بسزایی خواهد داشت.

بسیاری از نوجوانان به همین دلیل در انجام تکالیف مدرسه دچار مشکل هستند و عده بسیار بیشتری از آنان به علت فقدان مهارتهای لازم برای مطالعه در این امر با مشکل مواجه می گردند. مطالعات متعدد نشان داده که آموزش مهارتهای مطالعه به نوجوانان " همانند روشن کردن چراغی در مسیر تحصیل آنهاست " که باعث می شود آنان نه تنها تکالیف درسی را طاقت فرسا و خسته کننده تلقی نکنند بلکه از آن لذت ببرند.

البته به طور قطع هر دانش آموزی برای یادگیری مطالب درسی از راهبرد ها و روشهای شناختی خاصی بهره می برد و گاه روشهای بکار برده شده مختص خود آن فرد و حتی به صورت یک رمز موفقیت برای او به شمار می رود، اما لزوما این مطلب به آن معنا نیست که کلیه روشهای بکار برده شده توسط دانش آموز درست و منطقی است چرا که برخی از دانش آموزان از روشهای نادرست و یا شیوه هایی که تناسبی با شرایط و توانایی آنها ندارد و یا مطابقت چندانی با موضوع درسی شان ندارد استفاده می کنند.

البته به نظر می رسد که در سالهای اخیر مدارس زمان و اهمیت بیشتری را صرف آموزش مهارتهای مطالعه به دانش آموزان می کنند اما از طرف دیگر والدین نیز می توانند به نوجوانان کمک کنند تا مهارتهای مطالعه را کسب کرده و تکالیف درسی شان آن قدر خسته کننده و طاقت فرسا به نظر نرسد. لذا فرزندان خود را تشویق کنید که فعالیتهای درسی خود را به گامهای کوچک و عملیاتی تقسیم کنند. در ادامه برخی از اصول ابتدایی که در موفقیت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی خواهد داشت را برای نوجوانان عزیز عنوان می کنیم:

 

آماده شدن برای رفتن به مدرسه

1- به یاد داشته باشید که شما به عنوان یک دانش آموز یا دانشجو همیشه باید از دفتر یادداشت استفاده کنید یعنی

کتابخانه

تکالیف درسی هر جلسه را باید در یک دفترچه یادداشت کنید تا بدانید که برای جلسات آتی چه وظایفی به شما محول شده است. هرگز تصور نکنید اگر دانش آموز دبیرستان یا دانشجو هستید به این دفترچه نیاز ندارید.

2- قبل از رفتن به مدرسه حتما وسایل خود را چک کنید تا کتابها و سایر ابزارهای مورد نیاز خود را به همراه داشته باشید.

3- وظایف هفتگی و یا حتی ماهیانه خود را پیشاپیش مورد برنامه ریزی قرار دهید .

4- یک جدول نظارت شخصی برای خواندن هر درس برای خود تهیه کنید و هر بار که اقدام به مطالعه هر درس می کنید در جدول علامت گذاری نمایید و همراه نتایج کار آن را مورد بررسی و مرور قرار دهید( در این زمینه هم خودتان می توانید به تهیه جدول برنامه ریزی بپردازید و هم کتابچه های آماده آن را تهیه نمایید).

آموزش مهارتهای مطالعه به نوجوانان " همانند روشن کردن چراغی در مسیر تحصیل آنهاست " که باعث می شود آنان نه تنها تکالیف درسی را طاقت فرسا و خسته کننده تلقی نکنند بلکه از آن لذت ببرند.

5- دانش آموزان باید توجه داشته باشند که همواره برای درس خواندن باید مکان آرام و زمان مناسب را در نظر داشته باشند. این مکان ممکن است اتاق خواب یا اتاق پذیرایی، قبل و بعد از شام خوردن و .. باشد. اما توجه کنید که هر روز سر ساعت مشخصی مطالعه و مرور درسها را آغاز کنید. وجود ثبات و پیگیری در این زمینه در موفقیت شما تاثیر بسزایی خواهد داشت.

6- از راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی برای مطالعه درسهای خود بهره بگیرید. راهبردهای یادگیری و مطالعه، مهارتهایی هستند که قابل یادگیری هستند. برخی از دانش آموزان به تدریج و در نزد خود این مهارتها را می آموزند، اما برخی دیگر به تنهایی از عهده آن برنیامده و نیازمند دریافت آموزش هستند. لذا می توان به این دسته از دانش آموزان کمک کرد تا نسبت به یادگیری و تفکر، خودآگاهانه عمل کرده و در برخورد با تکالیف مختلف یادگیری و مسایل گوناگون تحصیلی از روشهای مفید بهره گیرند. این روشها بسیار متنوعند مانند روش پس ختام، روش کاپس، روش مردر و ...

 روش پس ختام یکی از روشهای موفق مطالعه و یادگیری متون درسی علمی است اما روش کاپس برای خواندن متنهای ادبی قابل استفاده است و روش مردر نیز صورت جدیدتر و تکمیل یافته تر روش پس ختام است اما در این مقاله قصد نداریم که این روشها را به طور مفصل برای شما شرح دهیم. لذا در یادداشت بعدی این سه روش  را به طور مفصل به شما کاربران محترم آموزش خواهیم داد.

ادامه دارد....

 

مریم عطاریان- بخش خانواده و زندگی  

 منبع http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=119252

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع درس و تحصیل | لینک ثابت


کمک به مردم مظلوم بحرین (ثبت نام استشهادیون داوطلب اعزام به بحرین )

بسم الله الرحمن الرحیم 

یا حسین مظلوم

ثبت نام استشهادیون داوطلب اعزام به بحرین

ثبت نام استشهادیون داوطلب اعزام به بحرین

ثبت نام استشهادیون داوطلب اعزام به بحرین

برا ی ثبت نام به سایت زیر مراجعه کنید

http://www.rahil.ir/index.php

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


شهید دكتر مصطفی چمران

بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید دكتر مصطفی چمران

تصویر از http://img.tebyan.net/big/1386/10/135198223165519925414223228121192495214418.jpg

 

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .

به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.

 فعالیتهای اجتماعی:
دكتر مصطفی چمران  از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شركت می كرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتای ننگین 28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لوای یك گروه سیاسی  سخت ترین مبارزه ها و مسئولیتهای او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناك ترین مأموریتها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

چمران در آمریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا را پایه ریزی كرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا به شمار می رفت كه به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و  به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریكی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد .

وی به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام ، گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده نمود كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبد الناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریا ن ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد . چمران نیز با تأسف تأكید می كند كه ما هنوز نمی دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیه دشمن برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. از آن پس به چمران و یارانش اجازه داده می شود تا در مصر نظرات خود را بیان كنند.

حضور در لبنان:
بعد از وفات عبد الناصر، ایجاد پایگاه چریكی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می كند ، از این رو دكتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را ایجاد كند.

او به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می نماید . این سازمان درمیان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده  كرده  ، در معركه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفانهای سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبار ترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرایان فالانژ، به اهتزاز در می آورد.

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری  به یادگار گذاشته وهمیشه  در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته  است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابانهای داغ و بر دامنه كوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

چمران و انقلاب اسلامی ایران:
دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع تر مسأله كردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین  و شجاعت و فدا كاری خود را  بر همگان ثابت می كند . 

پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به  شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و  در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.

دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی  دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .

شهید  چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.» 

چمران  سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید.

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران  نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله  خامنه ای كه در آن زمان  نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد.

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را  به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند.  این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد .

یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر  برود ولی به علت  خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق  سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث  شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری  ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.

شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز  در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد.

در این درگیری همرزم  چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد.  تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای  چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت .  او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد .

دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.

شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند،  در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.

چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی  رهنمودهای لازم را ارائه می داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود.

شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن  هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .

پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران  اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

شهادت :
در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه  در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.

 در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .

چمران  همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم  بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .

منبع : از سایت http://www.aviny.com/news/83/03/30/05.aspx


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


پیام های عفاف و حجاب 1

خانم ها و جوانان مسلمان 

*   ((پوشیده بودن و عفت شما نشانه با ارزش بودن شما است)) .

*   ((حجاب مُهر عنایت حق  بر قامت فرشتگان زمین است)) .

*   ((زن در پوشش حجاب همچون گوهری پاک و گرانبها است )).

*   ((هر چیز که ارزش بیشتر دارد نیاز به حفاظت بیشتر دارد )).

*   ((حجاب و پوشش کامل نشانه تمدن و اصالت شما است )).

 *  (( پیام دختران محجبه : پوشش و چادر من نمایانگر این است

     که گوهری پاک و گرانبهاهستم که فقط متعلق به

     خانواده ام  هستم )).

*   ((حجاب و پوشش کامل باعث خشنودی خداوند متعال است )).

*   ((حجاب و پوشش کامل باعث آرامش فکری و روانی است )).

*   ((حجاب و پوشش از قدیم در تمام ملت ها رواج داشته است )).

*   ((دین مبین اسلام حجاب و پوشش را برای رسیدن به خوشبختی و

     سعادت دنیا و آخرت قرار داده است)). 

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع پیام های زیبای حجاب و پوشش | لینک ثابت


ماه محرم ماه غلبه حق بر باطل

السلام علیک یا ابا عبدالله  

ماه محرم فرا رسید و همه ما مسلمانان باید با عزاداری و ذکر مصائب وارد بر امام و یاران با وفایش و اهل بیت امام حسین (ع) معرفت خودمان را نسبت به حجت خداوند  بیشتر کنیم . و راه تقرب به سوی خداوند متعال و کمال معنوی را از راه ایشان طی کنیم.

صلوات و سلام  خدا بر امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


انسان عاشورایی

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

عاشورا یعنی بندگی خداوند متعال

عاشورایی بودن یعنی همه چیزت را فدای خداوند متعال و دین کردن .

انسان عاشورایی  بین دو راهی رضای خداوند و نفس اماره ، راهی که مورد رضای خداست را برمی گزیند .

عاشورایی بودن به معنای این است که در هنگام مواجه با معصیت با وجود شرایط انجام امر به معروف و نهی از منکر ، با شجاعت اقدام به این واجب الهی کردن.

انسان عاشورایی و پیرو امام حسین (ع) و یاران با وفای ایشان ، هنگامی که می بیند که  مسلمانانی در گوشه ای از دنیا از گرسنگی و تشنگی در حال مرگ هستند ، از کمک به آنها دریغ نمی کند .

عاشورا درس زندگی است .

عاشورایی بودن یعنی هنگامی که دختر مسلمانی بین دو راهی با حجابی و بی حجابی قرار می گیرد ، با وجود دعوت عده ای به بی حجاب بودن و خود نمایی ، راه مورد رضای خدا و به صلاح خودش یعنی عفت و حجاب را بر گزیند .  

شخص پیرو امام حسین (ع)  که بر مصیبت های امام و اهل بیت و یارانش گریه می کند ، وقتی که در حال عبور از راهی به خانمی بر می خورد ، به خاطر خشنودی خداوند و به خاطر ترک گناه به زن نامحرم نگاه نمی کند و خیره نمی شود .   

خلاصه ،  زندگی عاشورایی یعنی بندگی خداوند .

از خداوند می خواهیم که به حق خون ریخته شده شهدای کربلا  مانند همیشه همه ما را در پایبندی به ارزشهای الهی یاری کند.    


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/11 ساعت موضوع ماه محرم | لینک ثابت


ترجمه آیه 31 از سوره مبارکه نور و ترجمه آیه 59 سوره مبارکه احزاب

بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 عکس از http://www.ido.ir/myhtml/news/1387/m06/138706091451.jpg
 
 
ترجمه :             بسم الله الرحمن الرحيم
 
و به زنان با ايمان بگو : از برخي نگاه ها چشم پوشي كنند و دامن هاي خود را حفظ نمايند وجز آنچه ( به طور طبيعي)ظاهراست ، زينت هاي خود را آشكار نكنند و روسري خود را بر گريبان بيفكنند ( تا علاوه بر سر ، گردن و سينه ي آنان نيز پوشيده باشد ) و زينت خود را ظاهر نكنند جز براي شوهر ، يا پدر يا پدر شوهر ، يا پسر ، يا پسر شوهر ( كه از همسر ديگر است ) يا برادر ، يا پسر برادر ، يا پسر خواهر ، يا زنان ( هم كيش ) ، يا آنچه مالك شده اند ( از كنيز و برده ) ، يا مردان خدمتكار كه تمايل جنسي ندارند ، يا كودكاني كه ( به سنّ تمييز نرسيده و ) بر امور جنسي زنان آگاه نيستند . و پاي  خود را به گونه اي به زمين نكوبند كه آنچه از زيور مخفي دارند آشكار شود . اي مؤمنان ! همگي به سوي خدا بازگرديد و توبه كنيد تا رستگار شويد .

قرآن كريم سوره مبارکه نور آيه 31

تفسير سوره نور – محسن قرائتي
 
 
 
ترجمه :             بسم الله الرحمن الرحيم
 
اي پيغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادر فرو پوشند كه اين كار براي اينكه آنها ( به عفت و حريت ) شناخته  شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان ) آزار نكشند بر آنان بسيار بهتر است و خدا ( در حق خلق )   آمرزنده و مهربان است .

قرآن كريم سوره مباركه احزاب آيه 59


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/08 ساعت موضوع حجاب و عفاف | لینک ثابت


روایات و احادیث در مورد حجاب و عفاف

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عکس از http://www.ido.ir/myhtml/news/1388/m07/138807212761.jpg

۱-امام صادق (ع) فرمود : براي زن مسلمان جايز نيست كه روسري و پيراهني بر تن كند كه بدنش را نپوشاند .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : مرحوم شيخ حر عاملي وسائل الشيعه ج 3 ، ص 281 

۲-رسول الله الاعظم (صلی الله علیه و آله ) :

هر دینی منشی دارد و منش اسلام حیاست .  

پرنیان پاکدامنی – تهیه و تدوین : کانون فرهنگی بسیج کمیل زنجان

منبع: منتخب میزان الحکمه / ص 173

 

۳-حضرت علی (علیه السلام) :

برای هر چیزی زکا تی است و زکات زیبائی پاکدامنی است .

پرنیان پاکدامنی – تهیه و تدوین : کانون فرهنگی بسیج کمیل زنجان

منبع: میزان الحکمه ج 4 / ص 226

 

۴-حضرت امير المومنين فرمود : روزي من و فاطمه بر حضرت رسول (ص) وارد شديم ديديم آن حضرت به شدت گريه مي كند . عرض كردم : يا رسول الله !پدر و مادرم به فدايت باد . چرا مي گرييد ؟ فرمود : يا علي شبي كه مرا به معراج و آسمان ها بردند زنان امتم را در عذابي سخت دچار ديدم حال به فكر آن ها افتادم و از شدت عذابي كه بر آن ها وارد مي شد مي گريم .. به دليل طولاني بودن روايت ما در اينجا به سه مورد از عذاب  اشاره مي كنيم . پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند :  

زني را ديدم كه به موهاي خود آويخته شده بود و مغز سر او در اثر حرارت و گرمي آتش به جوش آمده بود . او زني بود كه موهاي خود را از نامحرم نمي پوشانيد . ...

زني را ديدم كه گوشت بدن خودرا مي خورد و آتش از زير او شعله مي كشيد . او زني بود كه براي غير شوهر زينت مي كرد .

... زني را ديدم كه در تنوري از آتش به پاهاي خود آويخته شده بود ( و سر او آويزان بود ) او زني بود بدون اجازه شوهر از خانه بيرون مي رفت .

مجازات گناهكاران و عاقبت قتلان شهداي كربلا  ( نادر مرادي پينوندي)                   
  منبع روايت : بحار الانوار ج 18 ص 351                                                                                                                                                                                                                                                     

 ۵- اسماء دختر ابوبكر و خواهر عايشه به خانه پيغمبر اكرم (ص) آمد در حالي كه جامه هاي نازك و بدن نما پوشيده بود . رسول اكرم (ص) روي خويش از او بر گرداند و فرمود :

اي اسماء همين كه زن به حدّ بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود ، مگر از مچ دست به پايين و صورتش .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

مسئله حجاب ص 134 – سنن ابي داوود ، ج 4 ص 62

 

۶- رسول خدا (ص) خطاب به حَولاء همسر عطاره ،  مي فرمايد :

اي حولاء ، زينت خود را براي غير شوهرت آشكار نكن و براي زن جايز نيست مچ و پايش را براي مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملي شد اول اينكه : خداوند سبحان هميشه او را لعنت مي كند . دوّم اينكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مي شود . سوم اينكه : فرشتگان الهي هم او را لعنت مي كنند . چهارم : عذاب دردناكي براي او در روز قيامت آماده شده است .

اي حولاء هرزني كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش را براي غير شوهرش آشكار نمي كند و هنمچنين موي سر و مچ خود را نمايان نمي سازد و هر زني كه اين كار ها را براي غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت به خود خشمگين كرده است .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : مستدرك الوسائل ج 2 ص 549؛ با چاپ جديد ج 14 ص 242

 

۷- حضرت علی (علیه السلام) :

عفت ریشه و اساس تمام  خوبیهاست .

پرنیان پاکدامنی – تهیه و تدوین : کانون فرهنگی بسیج کمیل زنجان

منبع: میزان الحکمه ج 6 / ص 395  

 

۸-  امام رضا (ع) درباره علت حجاب فرمود :

حرام شد نگاه به موهاي زنان براي آن كه اگر موهاي آنها در برابر مردان نامحرم آشكار شود باعث تحريك و جلب خواهد شد . ( و اين جلب شدن مردان به زنان ) فساد و بي بند و باري را به دنبال دارد و سبب مي شود كه ( مردم ) در كارهاي حرام وارد بشوند .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : علل الشرايع ج 2 ص 287 باب 364        

۹-  رسول خدا (ص) فرمودند :

هر زني كه خود را معطّر سازد و از منزل خارج شود و از كنار گروهي بگذرد ، تا بوي او را دريابند وي زناكار است و هر چشمي كه اين زن را ببيند زنا كار است.

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا ) 
 منبع روايت : سنن نسائي : ج 8 ص 153 ، كنزالاعمال : ج 16 ص 383 شماره 45010.         
 
۱۰-  در روايت داريم كه : رسول خدا (ص) فرمودند :

هر زني كه خود را براي غير شوهرش خوشبو و  آرايش كند ، خداوند نماز او را قبول نمي كند ، تا اينكه براي پاك ساختن خود از آن ، غسل كند چنانكه خود را از جنابت ، غسل مي دهد .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا ) 

منبع : كافي : ج 5 ص 50                                                                                                                                                                                      

۱۱- رسول خدا ( ص) فرمودند :

وقتي زني براي غير از شوهرش خود را خوشبو كند مايۀ آتش  جهنم و باعث ننگ است.

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : نهج الفصاحه ص 36 كنز العمال : ج 16 ص 381 شمارۀ 45001.

 

۱۲- رسول خدا (ص) فرمود :

 دو گروه اهل جهنم هستند از جمله زنان بد حجابي ( كه در ضمن اينكه پوشيده اند برهنه و عريانند ) آنان براي فتنه و فريب مردان خود را آرايش و زينت مي كنند و مانند كوهان شتر سبكسر ، موهاي خود را بيرون مي گذارانند . اين زنان نه داخل بهشت خواهند شد و نه بوي بهشت به مشامشان خواهد رسيد .

 بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا

منبع روايت : كنز الاعمال : ج 16 ص 383 شماره 45013 ، و مانند آن : ج 16 ص .401                                                                                             

۱۳-  حضرت علي ( ع) فرمود : بر شما لازم است لباس ضخيم ( در برابر نامحرم و بيرون ا ز منزل ) بپوشيد . هركسي كه لباسش نازك است، دين او هم مثل لباسش ۰ضعيف و نازك است .
 
بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )   
منبع روايت : وسائل الشيعه : ج 3 ص 357                                                                                                                                               

1۴-  رسول خدا (ص) مي فرمايد : كسي كه خود را شبيه غير مسلمانان در آورد ، از ما نيست . و نيز فرمود :

هركس خود را شبيه گروهي كند ، از آنها محسوب مي شود .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايات : نهج الفصاحه : ص 509 و سنن ابي داود : ج 4 ص 44

 

1۵-  رسول خدا (ص) فرمود : سه گروه هرگز داخل بهشت نمي شوند :

1- ديوث ، كسي كه نسبت به عفت ناموس خود بي تفاوت است .

2- زني كه خود را در لباس و حركات و امور ديگر شبيه مرد سازد .

3- شرابخوار

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : ميزان الحكمه : ج 2 ص 102

1۶-  رسول خدا (ص) فرمود : خدا لعنت كند زناني كه خود را شبيه مردان در آورند ، وخدا لعنت كند مرداني كه خود راشبيه زنان مي كنند.

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : مستدرك الوسائل : ج 1 ص 208 . چاپ قديم – ج 3 ص 246 جديد

 

1۷- در رساله مراجع آمده : پوشيدن لباس مخصوص زنان براي مرد و همچنين پوشيدن لباس مخصوص مردان براي زن حرام است .
 
بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا ) 
                                                                                                                                                                                                                                              
   منبع :توضيح المسائل مراجع ج 1 ص 489

 

۱۵- رسول خدا (ص) از حضرت جبرئیل (ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند ؟  جبرئیل (ع) فرمود : بله .

( یکی از آنجاهائی که فرشتگان می خندند ) زمانی است که زن بی حجاب و بد حجابی می میرد ، و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن  را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود . فرشتگان می خندند و می گویند : تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هرکسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت ( پدر و مادر و شوهرش و ... از خود غیرت نشان ندادند ) و او را نپوشاندند ، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند .

بهشت جوانان ( آنچه یک زن و مرد باید بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : مواعظ العددیه : ص 90 ، فوائد الرضویه : ص 563 . از مرحوم شیخ عباس قمی .

۱۶ - پيامبر  اکرم (صلی الله علیه و آله ) فرمودند : 

(( خداوند حیا وپوشیدگی بندگانش رادوست دارد)             

 پرنیان (محمد رضا خانی )

منبع: مستدرک الوسائل ، ج 8 ، ص 463     

 امام صادق (ع) مي فرمايد :

۱۷- خداوند سبحان به يكي از پيامبران وحي كرد كه به مومنان بگو : در لباس ، آداب و رسوم دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد . اگر چنين كنيد شما هم مانند آنها جزء دشمنان خداوند محسوب مي شويد .

بهشت جوانان ( آنچه يك زن و مرد بايد بدانند – اسدالله محمدي نيا )

منبع روايت : وسائل الشيعه ج 3 ص 279
 
 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/09/08 ساعت موضوع حجاب و عفاف | لینک ثابت


زندگینامه حضرت‌ ‌آيت الله جوادي آملي

این بخش گرفته از سایت : http://www.radiomaaref.ir/showNews.aspx?id=2881

بسم الله الرحمن الرحیم

آية‌ الله عبدالله جوادي‌ آملي‌، در سال‌ 1312 هجري‌ شمسي‌ در آمل‌ به‌ دنيا آمد. پدر و جدش‌، ميرزا ابوالحسن‌ و ملا فتح‌ الله از مبلغين‌ اسلام‌ وارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولايت‌ بوده‌اند. از ويژگيهاي‌ جدّي‌ وي‌ اين‌ بوده‌ كه‌ در منابر خود به‌ ذكر احكام‌ و مناقب‌ اهل‌ بيت‌ (عليهم‌ السلام‌) مي‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقة‌ وافري‌ به‌ علم‌ كلام‌ داشته‌ است


تولد و دوران‌ كودكي‌

آية‌ الله عبدالله جوادي‌ آملي‌، در سال‌ 1312 هجري‌ شمسي‌ در آمل‌ به‌ دنيا آمد. پدر و جدش‌، ميرزا ابوالحسن‌ و ملا فتح‌ الله از مبلغين‌ اسلام‌ وارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولايت‌ بوده‌اند. از ويژگيهاي‌ جدّي‌ وي‌ اين‌ بوده‌ كه‌ در منابر خود به‌ ذكر احكام‌ و مناقب‌ اهل‌ بيت‌ (عليهم‌ السلام‌) مي‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقة‌ وافري‌ به‌ علم‌ كلام‌ داشته‌ است‌. فرزنداني‌ كه‌ خدا به‌ پدر استاد عطا مي‌كرده‌ است‌، معمولاً بر اثر ضعف‌ امكانات‌ بهداشتي‌ پزشكي‌ يا به‌ علل‌ و عوامل‌ ديگر زنده‌ نمي‌ماندند. پيش‌ از تولّد استاد، يكي‌ از بستگان‌ در عالم‌ رؤيا مي‌بيند كه‌ شخصي‌ عصايي‌ به‌ دست‌ پدر استاد مي‌دهد و او آن‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. اين‌ رؤيا را چنين‌ تعبير كردند كه‌ خداوند به‌ ميرزا ابوالحسن‌، پسري‌ عطا خواهد كرد كه‌ زنده‌ مي‌ماند و عصاي‌ دست‌ پدر خواهد شد. از اين‌ رو، پدر و مادر نذر كردند اگر خدا به‌ آنها پسري‌ داد، او را به‌ مشهد امام‌ رضا (ع‌) ببرند؛ و اين‌ گونه‌، استاد جوادي‌ آملي‌ متولّد شد.

فشار دوران‌ پهلوي‌ و مشكلات‌ پدر و جدّ استاد در مسائل‌ مادي‌ و سياسي‌، باعث‌ نشد كه‌ از علاقة‌ اين‌ خانواده‌ به‌ روحانيّت‌ شيعه‌ كاسته‌ شود و همانا، آرزوي‌ آنان‌، تحصيل‌ فرزند خود در حوزه‌هاي‌ علميه‌ بود.

دوران‌ تحصيل‌

آية‌ الله جوادي‌ آملي‌ پس‌ از به‌ پايان‌ رساندن‌ سال‌ ششم‌ ابتدايي‌، در سال‌ 1325 يا 1326، با پيشنهاد پدر و علاقة‌ وافر، وارد حوزه‌ علميه‌ آمل‌ شد و تا سال‌ 1329 در آن‌ شهر، به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و بخشي‌ از دروس‌ سطح‌ را در آنجا به‌ پايان‌ برد. پس‌ از آن‌ با تشويق‌ استاد خود، مرحوم‌ آقا شيخ‌ شعباني‌ نوري‌، عازم‌ حوزه‌ علميه‌ مشهد مقدس‌ شد. در بدو ورود به‌ حوزه‌ علميه‌ مشهد، در يكي‌ از مدارس‌ به‌ برخي‌ از طلاب‌ برخورد كه‌ در كسوت‌ روحانيت‌ بودند، ولي‌ نسبت‌ به‌ علماي‌ بزرگ‌ مشهد در آن‌ روزگار، تكريمي‌ نداشتند و تعابيرشان‌ دربارة‌ علما همراه‌ با تندي‌ و طعن‌ بود! اين‌ خاطره‌ چنان‌ براي‌ استاد تلخ‌ بود كه‌ حاضر نشد در چنين‌ حوزه‌اي‌ بماند و درس‌ بخواند. از اين‌ رو مشهد را ترك‌ گفت‌ و به‌ همراه‌ پدر، رهسپار تهران‌ شد تا در آن‌ حوزة‌ عظيم‌ در آن‌ روزگار و در محضر بزرگاني‌ همچون‌ آية‌ حاج‌ شيخ‌ محمد تقي‌ آملي‌، به‌ تحصيل‌ بپردازد. مرحوم‌ شيخ‌ محمد تقي‌ آملي‌ نيز پدر استاد را مي‌شناخت‌ و طي‌ نامه‌اي‌ به‌ مرحوم‌ حاج‌ محمدباقر آشتياني‌، متصدي‌ مدرسه‌ مروي‌، كه‌ از بهترين‌ مدارس‌ آن‌ روز بود، خواستار پذيرش‌ استاد جوادي‌ شد.

با ورود به‌ مدرسه‌ مروي‌ و قبولي‌ در آزمون‌ ورودي‌ آن‌، استاد به‌ خواندن‌ رسائل‌ و مكاسب‌ اشتغال‌ يافتند. پس‌ از آن‌ به‌ فراگيري‌ كفاية‌ الاصول‌ پرداخت‌ و سپس‌ در دروس‌ خارج‌ استادان‌ بنام‌ حوزه‌ علميه‌ تهران‌ شركت‌ جست‌ و همزمان‌، به‌ فراگيري‌ علوم‌ عقلي‌ نيز پرداخت‌. پس‌ از حدود 5 سال‌ تحصيل‌ در تهران‌ و با كسب‌ اجازه‌ از محضر مرحوم‌ آية‌ الله حاج‌ شيخ‌ محمد تقي‌ آملي‌، در سال‌ تحصيلي‌ 35 ـ 1334 به‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ آمد تا از محضر علماي‌ آن‌ ديار نيز بهره‌هاي‌ فراواني‌ برگيرد. از آن‌ سال‌، تا كنون‌ وي‌ در حوزه‌ علميه‌ قم‌ حضور دارد و ضمن‌ بهره‌مندي‌ از محضر علماي‌ بزرگ‌ اين‌ حوزة‌ مباركه‌، خود سر منشأ خيرات‌ و بركات‌ كثيري‌ براي‌ آن‌ بوده‌ است‌.

استادان‌ و دوستان‌

استاد جوادي‌ آملي‌، در دوران‌ تحصيلي‌ خود، با استادان‌ بنامي‌، انس‌ داشته‌ است‌. پدر او معتقد بود كه‌ درس‌ حوزوي‌ را بايد پيش‌ انسان‌ بزرگواري‌ كه‌ خود تزكيه‌ شده‌ باشد، آغاز كرد. بدين‌ منظور، فرزند خود را براي‌ تحصيل‌، نزد آية‌الله فرسيو (ره‌) كه‌ از دانشمندان‌ و علماي‌ بزرگ‌ آمل‌ بود، برد و او در آغازين‌ روز درس‌، جمله‌ «اول‌ العلم‌ معرفة‌ الجبار» را چنان‌ معنا كرد كه‌ استاد خود را هنوز مرهون‌ آن‌ سروش‌ غيبي‌ مي‌داند.

آية‌ الله جوادي‌ آملي‌، دروس‌ ادبيّات‌ را نزد پدرش‌ و حجج‌ اسلام‌، عبدالله اشراقي‌ شيخ‌ احمدي‌ اعتمادي‌ و برخي‌ ديگر خواند و بخش‌ مهمّ شرح‌ لمعه‌ را نزد مرحوم‌ آية‌ الله شيخ‌ عزيزالله طبرسي‌ فرا گرفت‌. بخش‌ اوامر قوانين‌ را در محضر آية‌ الله ضياي‌ آملي‌ و بقيه‌ را از مرحوم‌ آية‌ الله محمد غروي‌ آموخت‌ در روزهاي‌ تعطيل‌ هم‌ امالي‌ شيخ‌ صدوق‌ را در محضر آية‌ الله ضياء الدين‌ آملي‌ مي‌خواند.

با ورود به‌ تهران‌، به‌ مدرسة‌ علميه‌ مروي‌ رفت‌ و دروس‌ سطح‌ را در آنجا به‌ پايان‌ برد. از ويژگيهاي‌ مدرسه‌ مروي‌ اين‌ بود كه‌ طلاب‌ آن‌ مي‌بايست‌ در كنار فراگيري‌ علوم‌، قرآن‌ را نيز تلاوت‌ كنند و سالي‌ دوبار براي‌ بازديد كتابها جلساتي‌ تشكيل‌ مي‌شد. انس‌ با كتابخانة‌ نيز نصيب‌ طلاب‌ علوم‌ مي‌شد و توفيق‌ بود تا محصلان‌ با كتابهاي‌ خطي‌ و چاپي‌ آشنا شوند. استاد جوادي‌ آملي‌، دروس‌ رسائل‌ و مكاسب‌ را در محضر آية‌ الله سيد عباس‌ فشاركي‌، آقاي‌ شيخ‌ اسماعيل‌ جاپلقي‌ و آقا شيخ‌ محمد رضا محقق‌ خواند. در بخش‌ فلسفه‌ نيز، شرح‌ منظومه‌، طبيعيات‌، اشارات‌ و بخشي‌ از اسفار را نزد حاج‌ شيخ‌ ابوالحسن‌ شعراني‌ و مقداري‌ از شرح‌ منظومه‌ و شرح‌ اشارات‌ و بخشي‌ از اسفار را خدمت‌ آية‌ الله حاج‌ ميرزا مهدي‌ محي‌ الدّين‌ الهي‌ قمشه‌اي‌ كه‌ عارفي‌ بي‌ نظير و صاحبدلي‌ بي‌ بديل‌ بود فراگرفت‌. براي‌ آموختن‌ شرح‌ فصوص‌ ابي‌ عربي‌ (شرح‌ قيصري‌ بر فصوص‌) به‌ محضر آية‌ الله محمد حسين‌ فاضل‌ توني‌ رفت‌ و دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ را نزد مرحوم‌ شيخ‌ محمد تقي‌ آملي‌ آموخت‌، ضمن‌ اينكه‌ در علوم‌ معقول‌ نيز از ايشان‌ بهره‌هاي‌ فراوان‌ مي‌برد.

با هجرت‌ به‌ قم‌، در سال‌ تحصيلي‌ 35 ـ 1334 در درس‌ بزرگان‌ قم‌، از جمله‌ آية‌ الله العظمي‌ بروجردي‌(ره‌) حضرت‌ امام‌ خميني‌ (ره‌)، علامه‌ سيد محمد حسين‌ طباطبايي‌(ره‌)، آية‌ الله محقق‌ داماد (ره‌) و آية‌الله ميرزا هاشم‌ آملي‌ (ره‌) حاضر شد. وي‌، ويژگي‌ بارز درس‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) را پرورش‌ روح‌ دقت‌ و آزادگي‌ علمي‌ مي‌داند و بر حكيمانه‌ بودن‌ ديدگاههاي‌ امام‌ در دروس‌ حوزوي‌ تأكيد مي‌نمايد.

استاد جوادي‌ آملي‌، در حدود 25 سال‌ از محضر علامه‌ طباطبايي‌، در علوم‌ نقلي‌ و عقلي‌ بهره‌ بود و در خلوت‌ و جلوت‌، انيس‌ اين‌ مفسر بزرگ‌ قرآن‌ كريم‌ بود. از اين‌ رو خاطرات‌ بسياري‌ از ايشان‌، در سينه‌ دارد كه‌ در بسياري‌ از مصاحبه‌ها و نوشته‌ها، آن‌ را بيان‌ داشته‌ است‌.

از دوستان‌ آية‌ الله جوادي‌ آملي‌، مي‌توان‌ از آية‌الله شهيد مطهري‌، مرحوم‌ حاج‌ آقا مصطفي‌ خميني‌ و امام‌ موسي‌ صدر نام‌ برد. او در سال‌ 1332 در تهران‌، با شهيد مطهري‌ آشنا شد كه‌ اين‌ دوستي‌ تا زمان‌ شهادت‌ ايشان‌ ادامه‌ داشت‌.

فعاليتهاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌

آية‌ الله عبدالله جوادي‌ آملي‌، در طول‌ عمر شريف‌ خود، تا كنون‌ خدمات‌ علمي‌ و فرهنگي‌ شايان‌ توجهي‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌. وي‌ از سالهاي‌ نخستين‌ تحصيل‌ به‌ تدريس‌ در تربيت‌ طلاب‌ مبتدي‌ مي‌پرداخته‌ است‌ و تا كنون‌، شاگردان‌ بسيار مفيدي‌ را به‌ عالم‌ اسلام‌ تقديم‌ داشته‌ است‌. استاد، همواره‌ بر تهذيب‌ نفس‌ در كنار تحصيل‌ پاي‌ مي‌فشرده‌ و همواره‌ شاگردان‌ خود را به‌ اخلاص‌ در تبليغ‌ معارف‌ وحياني‌ و انس‌ هماره‌ با قرآن‌ و روايات‌ سفارش‌ مي‌نموده‌ است‌.

از خدمات‌ مهم‌ فرهنگي‌ استاد جوادي‌ آملي‌، تأسيس‌ مؤسسه‌ تحقيقاتي‌ و نشر اسراء در سال‌ 1372 است‌. مؤسسه‌ اسراء به‌ منظور پژوهش‌ در رشته‌هاي‌ مختلف‌ علوم‌ اسلامي‌ و پاسخ‌ گويي‌ به‌ شبهات‌ موجود در اسلام‌ تأسيس‌ شده‌ است‌ و تا كنون‌ خدمات‌ شايان‌ توجهي‌ را تقديم‌ داشته‌ است‌.

آية‌ الله جوادي‌ آملي‌، تاكنون‌ كتابهاي‌ بسياري‌ را در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌، از جمله‌ تفسير، فلسفه‌، كلام‌، فقه‌ و اصول‌ نگاشته‌ است‌ كه‌ به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌رود:

1ـ تسنيم‌، تفسير قرآن‌ كريم‌ (تا كنون‌ 4 جلد؛)
2ـ تفسير موضوعي‌ قرآن‌ كريم‌ (در 15 جلد؛)
3ـ رحيق‌ مختوم‌ (2 جلد؛)
4ـ ولايت‌ فقيه‌؛
5ـ عصارة‌ خلقت‌، دربارة‌ امام‌ زمان‌ (عج‌)؛
6ـ عيد ولايت‌؛
7ـ ولايت‌ در قرآن‌؛
8ـ ولايت‌ علوي‌؛
9ـ تجلّي‌ ولايت‌؛
10ـ حكمت‌ علوي‌؛
11ـ ظهور ولايت‌؛
12ـ دنياشناسي‌ و دنياگرايي‌ در نهج‌ البلاغه‌؛
13ـ علي‌ (ع‌) مظهر اسماي‌ حسناي‌ الهي‌؛
14ـ وحدت‌ جوامع‌ در نهج‌ البلاغه‌؛
15ـ حيات‌ عارفانة‌ امام‌ علي‌ (ع‌) ؛
16ـ انتظار بشر از دين‌؛
17ـ بنيان‌ مرصوص‌ امام‌ خميني‌ (ره‌)؛
8ـ شريعت‌ در آينه‌ معرفت‌؛
19ـ زن‌ در آينه‌ جلال‌ و جمال‌؛
20ـ حماسه‌ و عرفان‌؛
21ـ صهباي‌ حج‌؛
22ـ فلسفة‌ حقوق‌ بشر؛
23ـ تبيين‌ براهين‌ اثبات‌ خدا؛
24ـ حكمت‌ نظري‌ و عمل‌ در نهج‌ البلاغه‌؛
25ـ مراثي‌ اهل‌ بيت‌؛
26ـ حكمت‌ و عبادات‌؛
27ـ گنجور عشق‌؛
28ـ كتاب‌ الخُمس‌؛
29ـ اسرار الصلوة‌؛
30ـ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا (ع‌) و القرآن‌ كريم‌؛
31ـ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا و الفلسفة‌ الالهيّة‌؛
32ـ كتاب‌ الحجّ؛

بسياري‌ از كتب‌ استاد نيز تا كنون‌ منتشر نشده‌ و مؤسسه‌ اسراء سرگرم‌ تدوين‌ و چاپ‌ آن‌ است‌.

فعاليتهاي‌ سياسي‌

استاد جوادي‌ آملي‌ كه‌ از ياران‌ صديق‌ و از شاگردان‌ مبرّز امام‌ خميني‌ (ره‌) بود، در جبهه‌هاي‌ سياسي‌ نيز هماره‌ پيرو پير و مراد خود بود و در سالهاي‌ مبارزه‌ بر ضد رژيم‌ شاه‌ از هيچ‌ كوششي‌ دريغ‌ نمي‌ورزيد. وي‌ از سال‌ 1342 همراه‌ امام‌ بود و در طول‌ اين‌ دوران‌، بارها مورد دستگيري‌ و بازجويي‌ ساواك‌ قرار گرفت‌.

بخشي‌ از اين‌ مبارزات‌، همكاري‌ در مبارزات‌ مردم‌ آمل‌، سخنراني‌، افشاگري‌ و تنظيم‌ اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها بود.

با شكل‌گيري‌ مبارزات‌ و تظاهرات‌ در همه‌ جاي‌ ايران‌، مردم‌ آمل‌ نيز با ارشادها و راهنماييهاي‌ آية‌ الله جوادي‌ آملي‌، به‌ صفوف‌ مبارزان‌ پيوستند و رژيم‌ پهلوي‌ را با شكست‌ رو به‌ رو ساختند.

پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ نيز، آية‌ الله جوادي‌ در مسؤوليتهاي‌ گوناگوني‌ به‌ انجام‌ وظيفه‌ پرداخت‌. در سالهاي‌ آغازين‌ انقلاب‌، با حكم‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) به‌ رياست‌ دادگاه‌ انقلاب‌ و حاكميت‌ شرع‌ منصوب‌ شد و همچنين‌ عضو شوراي‌ عالي‌ قضايي‌ بود. از ديگر فعاليتهاي‌ ايشان‌ در آن‌ دوره‌، تدوين‌ لايحة‌ قصاص‌ بود كه‌ همواره‌ مورد نفرت‌ دشمنان‌ انقلاب‌ و ملي‌ گراها بود.

استاد جوادي‌ آملي‌، سفرهاي‌ گوناگوني‌ به‌ كشورهاي‌ مختلف‌ جهان‌، با انگيزه‌هاي‌ تبليغي‌ و سياسي‌ انجام‌ داده‌ است‌. يكي‌ از مهمترين‌ سفرهاي‌ وي‌ سفر به‌ شوروي‌ سابق‌ براي‌ تسليم‌ پيام‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) به‌ گورباچف‌، رهبر وقت‌ اتحاد جماهير شوروي‌ بود كه‌ از ديد صاحب‌ نظران‌ جهاني‌، پديده‌اي‌ بسيار مهم‌ تلقي‌ مي‌شد. از ديگر سفرهاي‌ مهم‌ وي‌، سفر به‌ نيويورك‌ و شركت‌ در نشست‌ اديان‌ و ابلاغ‌ پيام‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ بود كه‌ معظم‌ له‌ با صلابت‌ تمام‌، پيام‌ رهبر ايران‌ را در آن‌ قرائت‌ كردند.

از ديگر مسؤوليتهاي‌ وي‌، عضويت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسي‌ و نيز عضويت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ در دوره‌هاي‌ اوّل‌ و دوّم‌ بود. وي‌ همچنين‌ از اعضاي‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌، پيش‌ و پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ بوده‌ است‌ و نيز هم‌ اكنون‌، امامت‌ نماز جمعه‌ شهر مقدس‌ قم‌ را بر عهده‌ دارد. آية‌ الله جوادي‌ آملي‌، هم‌ اكنون‌ در حوزه‌ علميه‌ قم‌ به‌ تربيت‌ طلاب‌ مي‌پردازد.

 منبع: پایگاه اطلاع رسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
 
گرفته از : 
سایت رادیو معارف
  http://www.radiomaaref.ir/showNews.aspx?id=2881  


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/04/30 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


حجاب از ديدگاه معصومين(عليهم السلام)

بسم الله الرحمن الرحمیم

مطلب زیر از سایت : http://www.tebyan-tehran.com/articles/7941 گرفته شده است

                           حجاب از ديدگاه معصومين (عليهم السلام)

                           روابط عمومي تبليغات اسلامي رباط كريم

                                                   90/2/10

 

 

حجت الاسلام احـمـد محـسـن زاده، امام جمعه بخش بوستان، نسيم شهر

 

در بزنگاه زندگي ، بايستي در منظر و معناي عام ، در نگاه و رفتار و آداب زندگي اجتماعي حجاب داشته باشيم ، در اين صورت حجاب تنها در پوشش تفسير نشده ، بلکه در تمام کارهاي روزمره نيز تفسير شده است.

 پس بيائيم فرموده هاي خداوند باري تعالي و ائمه معصومين (عليهم السلام)را آويزه گوش قرار داده تا رستگاري دنيا و آخرت را به بار بنشانيم.

 خداوند باري تعالي در قرآن مي فرمايند :«وَ اَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ و الله سَميعٌ عَليمٌ .» واگر خود را بپوشانند براي آنان بهتر است ، و خداوند شنوا و داناست. 1

 رسول خدا (ص)فرمودند:خداوند هفت نفر را لعنت کردند که يکي از آنها مردي است که نسبت به پوشش و عفت همسرش بي توجه است. 2

 هم چنين درباره عذاب زنان گناهکارمي فرمايند ... اما زني که به موي سرش آويزان بود به اين دليل که مويش را از نا محرم نمي پوشاند. 3

 امام علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: محرم نا محرمي را جداً مراعات كن، زيرا اين برنامه براي تو و همه زنان نامحرم ، مصونيت از افتادن در خيال گناه و خود گناه است، اگر قدرت داري كه زنان خانواده تو مردي غير تورا نشناسند اين برنامه را انجام بده.

 آثار چشم چراني

 امام صادق(ع): ما يَاْمَنُّ الذَّينَ يَنْظُرُونَ في أدْبارِ النَّساء أَنْ يُنْظَرَ بِذَالِكَ في نِسائِهِمْ؛ افرادي كه دنبال زنان مردم نگاه مي كنند بدانند كه دنبال زنان آنان نيز نگاه خواهد شد.

زمينه فساد

 امام علي (ع)فرمود : هر کس با دختران و پسران جوان شوخي کند (و بگو و بخند داشته باشد)قطعاً به زنا دچار مي شود . 4

 امام علي(ع)فرمودند: عِفّوُا عَنْ نِساء النّاسِ تَعِفَّ نِساؤَكُمْ. نسبت به زنان مردم عفت داشته باشيد تا نسبت به زنان شما عفت داشته باشند. 5

 از رسول خدا (ص)است که ايشان زنان را از رفت وآمد در وسط کوچه نهي مي کردند و ميفرمودند : زنان از وسط کوچه راه نروند (بلکه از کنار آن راه بروند) 6

 آموزش عالي مصوب يکصدويکمين جلسه سال 66 دانشگاه ها: بايد تدابيري اتخاذ كنند تا در محيط هاي اداري با توجه به امكانات موجود از اختلاط غيرضروري زن و مرد تاجايي كه منجر به اختلال و تعطيلي كارها نشود، جلوگيري عمل آورند.

 زنان در محيط كار و تحصيل بايد از پوشش اسلامي استفاده كنند و از پوشيدن لباس هاي تنگ و زننده و آرايش و تبرج پرهيز كنند و مردان نيز نبايد از لباس هاي زننده استفاده كنند.

 

 شهيد علامه مرتضي مطهري عفاف را ضامن امنيت انسانها دانسته و چنين مي گويد : «وقتي زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاكدمني را رعايت كند، افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي كنند متعرض آنها شوند.»

 اميرمومنان علي(ع) فرمودند:«وَعَلَيْكُمْ بِلُزُومِ الْعِفَّهِ وَ الاْمانَهِ فِإِنَّهُما اَشْرَفُ ما اَسْرَرْتُمْ وَ اَحْسَنُ ما اَعْلَمْتُمْ وَ اَفْضَلُ ما اَدَّخَرْتُمْ؛ برشما باد ملازم پاكدامني و امانتداري، چون آن دو شريف ترين كارهاي پنهاني شما وبهترين اعمال آشكارتان و برترين پس اندازها و ذخيره هايتان مي باشد»

 امام همام عفاف را بهترين زيربناي بذرهاي نهاني دانسته اند كه با سبز شدن در جامعه به آن نشاط مي دهد و با بركت ترين پس انداز حساب كرده كه پشتوانه خوب و تقويت دهنده جامعه دانسته و بهترين ذخيره جامعه معرفي فرمودند كه جامعه را مستقل نگه داشته و به خود اتكائي و خود باوري بشارت مي دهد. 7

 حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در اين مورد فرمودند:« نقش زن در يك جامعه بالاتر از يك مرد است، براي اينكه زنان علاوه بر اين كه خودشان يك قشر فعال درهمه ابعاد هستند قشرهاي فعال را در دامن خودشان تربيت مي كنند»

 هماهنگي و همسوئي در چارچوب قانون اساسي در بين اعضاء محترم خانواده كه پدر ومادر نقش اساسي را ايفاد مي كنند، ضروري است ، زيرا سعادت و خوشبختي خانواده ها زماني تأمين مي شود كه از هر نظر ميان اعضاء آن خانواده تفاهم ودوستي برقرار باشد و به همين طريق در جامعه عمومي اين روش بايد نهادينه شود كه هر مسئول فرهنگي ، اجتماعي و ... بايد نقش خودرا ايفاكنند .

 جامعه اي كه عفاف در آن باشد كه در گفتار و كردار بويژه با حجاب و آن هم حجاب برتر(چادر، لباس بلند) نمود پيدا مي كند ، جامعه اي رشد يافته و پويا خواهد بود.

 مربي و جامعه شناس معصوم علي ابن ابيطالب (ع) فرمودند:«بالعفاف تزكوالاعمال؛ بوسيله عفاف و نجابت كارها پاكيزه شده و رشد پيدا مي كند.»  8

 حضرت آيت الله العظمي خامنه اي(مدظله العالي) دراين راستا در سخنان گهربارش فرمودند: عفت زن مايه احترام به شخصيت اوست. اين مسأله حجاب ومحرم و نامحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر اين است كه قضيه عفاف در اين بين سالم نگاه داشته شود. اسلام به مساله عفاف زن اهيمت مي دهد. البته عفاف مرد هم مهم است عفاف مخصوص زنان نيست مردان هم بايد عفيف باشند.

 شهيد علامه مرتضي مطهري عفاف را ضامن امنيت انسانها دانسته و چنين گويد : «وقتي زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاكدمني را رعايت كند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي كنند متعرض آنها شوند.» و از طرف ديگر عفاف يك مسئله اخلاقي است.

 استاد اخلاق ملا احمد نراقي در جلد دوم ، صفحه 17 كتاب گران سنگ جامع السعادات آن را چنين بيان مي كند : عفت فضيلتي است كه انسان مؤمن بايد آن را بدست آورد و آن را در وجود خود ايجاد و تقويت كند زيرا فطرت و عقل سالم او را مي طلبد و خود را با آن مزين مي كند و مي خواهد جان و وجود انسان را در فرمان او قرار دهد و غرائز ديگر را با او مهار ومديريت صحيح نمايد .

 منابع:

1- قرآن كريم ، سوره نور، آيه 60

2- مستدرک الوسايل ، ج، 14ص291

3- همان ، ج14، ص255

4- همان ، ص331

5-الخصال، ص 55

6- مستدرک الوسايل، ج14، ص280

7- جامع الاحاديث، ج 14 ، ص 277

8- غررالحكم ، ج 3 ، ص 211

 

از سایت http://www.tebyan-tehran.com/articles/7941


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/04/20 ساعت موضوع حجاب و عفاف | لینک ثابت


فرمانده شهید عباس اسلامی و فرازهایی از وصیتنامه ایشان

فرمانده شهید عباس اسلامی (عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کازرون )

نام پدر : کرامت

تاریخ تولد : 1343

تاریخ شهادت : 13/12/65

محل شهادت : شلمچه 

( برای شادی روح شهیدان ۵ مرتبه صلوات برحضرت محمد و آل محمد )

 

فرازهایی از وصیتنامه شهید عزیز را میخوانیم :

((من رنج می برم از افرادی که با پوشیدن لباس مبتذل غربی خواسته یا نا خواسته به این انقلاب و خون شهدا ضربه می زنند جوانان را ارشاد کنید و جلو نفوذ فرهنگ بیگانه را در افکار جوانان مسلمان ما بگیرید.))  

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/03/17 ساعت موضوع شهیدان | لینک ثابت


شناخت احکام شرعی موسیقی و غنا از نظر شرعی از نگاه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله خامنه ای

بسم الله الرحمن الرحیم   

این بخش گرفته از  پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای به نشانی www.leader.ir در مورد موسیقی و غنا و احکام آن است.  منبع مطلب در انتهای مطلب درج شده است .

 موسيقى و غنا     
 

س 1128: ملاک تمييز موسيقى حلال از حرام چيست؟ و آيا موسيقى کلاسيک حلال است؟ بسيار مناسب است که معيار آن را بيان فرماييد.
ج: هر موسيقى که به نظر عرف موسيقى لهوى و مطرب که مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد، موسيقى حرام محسوب مى‏شود و فرقى نمى‏کند که موسيقى کلاسيک باشد يا غير کلاسيک. تشخيص موضوع هم موکول به نظر عرفى مکلّف است و اگر موسيقى اين گونه نباشد بخودى خود اشکال ندارد.

س 1129: گوش‌دادن به نوارهايى که توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا مؤسسه اسلامى ديگر مجاز اعلام شده‏اند، چه حکمى دارد؟ و استفاده از آلات موسيقى مثل کمان، وِيولون و نَى چه حکمى دارد؟
ج: جواز گوش‌دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مکلّف است که اگر تشخيص دهد مشتمل بر غنا و موسيقى لهوى مناسب با مجالس عيش و نوش و خوش‏گذرانى و همچنين مطالب باطل نيست، گوش‌دادن به آن اشکال ندارد بنا بر اين تجويز آن توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا هر مؤسسه اسلامى ديگر به تنهايى دليل شرعى براى مباح بودن آن نيست و بکارگيرى آلات موسيقى در موسيقى لهوى مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جايز نمى‏باشد، ولى استفاده حلال از آنها براى اهداف عقلايى اشکال ندارد و تشخيص مصاديق هم موکول به نظر خود مکلّف است.

س 1130: منظور از موسيقى مطرب ولهوى چيست؟ و راه تشخيص موسيقى مطرب و لهوى از غير آن چيست؟
ج: موسيقى مطرب و لهوى آن است که به سبب ويژگيهايى که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‏بندوبارى و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عُرف است.

س 1131: آيا شخصيت نوازنده و محل نواختن و يا غرض و هدف از آن در حکم موسيقى تأثير دارد؟
ج: موسيقى حرام، موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهى شخصيت نوازنده يا کلام همراه آهنگ يا مکان و يا ساير شرايط در اينکه موسيقى تحت عنوان موسيقى مطرب و لهوى حرام و يا عنوان حرام ديگر قرار بگيرد مؤثر است مانند اينکه بر اثر آن امور، منجر به ترتّب فساد شود.

س 1132: آيا معيار حرمت موسيقى فقط مطرب و لهوى بودن آن است يا اينکه ميزان تحريک و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حکمى دارد؟ خواندن و شنيدن غزلهايى که به‌صورت سه ضرب و همراه با موسيقى خوانده مى‏شوند، چه حکمى دارد؟
ج: ملاک آن ملاحظه کيفيت نواختن موسيقى با در نظر گرفتن همه خصوصيات و ويژگيهاى آن است و اينکه از نوع موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسيقى که به حسب طبيعت خود از نوع موسيقى لهوى باشد، حرام است اعم از اينکه مهيّج باشد يا خير و موجب ايجاد حزن و اندوه و حالات ديگر در شنونده بشود يا خير و هرگاه غزل‏هايى که همراه با موسيقى خوانده مى شوند به‌صورت غنا و آواز لهوى مناسب مجالس لهو و لعب در آيند، خواندن و شنيدن آنها حرام است.

س 1133: غنا چيست؟ آيا غنا فقط شامل صداى انسان است يا اينکه شامل صداهاى حاصل از آلات موسيقى هم مى‏شود؟
ج: غنا عبارت است از صداى انسان در صورتى که با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد که خواندن به اين صورت و گوش‌دادن به آن حرام است.

س 1134: آيا زدن بر ظرفها و ساير وسايلى که جزء آلات موسيقى نيستند، در عروسى‏ها توسط زنان جايز است؟ اگر صدا به بيرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حکمى دارد؟
ج: جواز اين عمل بستگى به کيفيت نواختن دارد. اگر به شيوه متداول در عروسى‏هاى سنّتى باشد و لهو محسوب نشود و فسادى هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد.

س 1135: دف زدن توسط زنان درعروسى‌ها چه حکمى دارد؟
ج: استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى و مطرب جايز نيست.

س 1136: آيا گوش‏دادن به غنا در خانه جايز است؟ اگر در فردى تأثير نداشته باشد چه حکمى دارد؟
ج: گوش‌دادن به غنا به‌طور مطلق حرام است، چه در خانه به تنهايى شنيده شود و يا در حضور ديگران و چه در او تأثير بگذارد يا خير.

س 1137: بعضى از جوانان که تازه به سن بلوغ رسيده‏اند از مراجعى تقليد مى‏کنند که فتوا‏ به حرمت موسيقى به‌طور مطلق داده‏اند هرچند از راديو و تلويزيون دولت اسلامى پخش شود، حکم اين مسأله چيست؟ و آيا اگر ولىّ فقيه گوش‌دادن به موسيقى حلال را اجازه داده باشد، آيا تجويز او به خاطر احکام حکومتى براى جواز آن کافى است يا اينکه آنان بايد به فتواى مرجع تقليد خود عمل کنند؟
ج: فتوا‏ به جواز يا عدم جواز گوش‌دادن به موسيقى از احکام حکومتى نيست، بلکه حکم شرعى فقهى است و بر هر مکلّفى واجب است در اعمالش به فتواى مرجع تقليد خود مراجعه کند. ولى موسيقى اگر مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، دليلى بر حرمت آن وجود ندارد.

س 1138: مقصود از موسيقى و غنا چيست؟
ج: غنا يعنى ترجيع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولى موسيقى، نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، فى‌نفسه جايز است و اشکال ندارد.

س 1139: من در مکانى کار مى‏کنم که صاحب آن هميشه به نوارهاى غنا گوش مى‏دهد و من هم مجبور به شنيدن آن هستم، آيا اين کار براى من جايز است ياخير؟
ج: اگر نوارها در بردارنده غنا يا موسيقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصيت باشند، گوش‌دادن آن جايز نيست. ولى اگر مجبور به حضور در آن مکان هستيد، رفتن به آنجا و کارکردن در آن براى شما اشکال ندارد ولى واجب است به غنا گوش ندهيد هرچند به گوش شما بخورد و آن را بشنويد.

س 1140: موسيقى که از راديو و تلويزيون جمهورى اسلامى پخش مى‏شود، چه حکمى دارد؟ آيا اين گفته که حضرت امام(قدّس سره) موسيقى را به‌طور مطلق حلال اعلام کرده‏اند، صحيح است؟
ج: نسبت حلال دانستن موسيقى به‌طور مطلق به راحل عظيم الشأن حضرت امام خمينى(قدّس سرّه) کذب و افتراء است. امام(قدّس سرّه) معتقد به حرمت موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است، ولى اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشأت مى‏گيرد زيرا تشخيص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهى نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا مى‏کند که در اين صورت موسيقى که به تشخيص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش‌دادن به آن حرام مى‏باشد و امّا صداهاى مشکوک محکوم به حليّت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايى دليل شرعى بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمى‏شود.

س 1141: گاهى از راديو و تلويزيون آهنگهايى پخش مى‏شود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و فسق هستند، آيا بر من واجب است که از گوش‌دادن به آنها خوددارى نموده و ديگران را هم از آن منع کنم؟
ج: اگر آنها را از نوع موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو مى‏دانيد، جايز نيست به آنها گوش دهيد، ولى نهى ديگران از باب نهى از منکر منوط به اين است که احراز نماييد که آنان هم آهنگهاى مزبور را از نوع موسيقى حرام مى‏دانند.

س 1142: گوش‌دادن و توزيع غنا و موسيقى لهوى که محصول کشورهاى غربى است، چه حکمى دارد؟
ج: در عدم جواز گوش‌دادن به موسيقى لهوى مطرب و مناسب با مجالس لهو و باطل، فرقى بين زبانها و کشورهاى محل توليد وجود ندارد. بنا بر اين خريد و فروش و گوش‌دادن و توزيع اين نوارها در صورتى که محتوى غنا يا موسيقى لهوى حرام باشند جايز نيست.

س 1143: خواندن به‌صورت غنا توسط هر يک از مرد يا زن چه از طريق نوار کاست باشد و يا از طريق راديو و چه همراه موسيقى باشد و يا نباشد، چه حکمى دارد؟
ج: غنا حرام است و خواندن به‌صورت غنا و گوش‌دادن به آن جايز نيست اعم از اينکه توسط مرد باشد يا زن و به‌طور مستقيم باشد يا از طريق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد يا نه.

س 1144: نواختن موسيقى به منظور اهداف و اغراض عقلايى و حلال در مکان مقدّسى مانند مسجد چه حکمى دارد؟
ج: نواختن موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و گناه به‌طور مطلق جايز نيست حتّى اگر در غير مسجد و براى غرض عقلايى حلالى باشد، ولى اجراى سرودهاى انقلابى و مانند آن همراه با نغمه‏هاى موسيقى در مکان مقدس و در مناسبتهايى که آن را اقتضا مى‏کند، اشکال ندارد مشروط بر اينکه با احترام آن مکان منافات نداشته باشد و در مکانهايى مثل مسجد براى نمازگزاران مزاحمت ايجاد نکند.

س 1145: آيا آموختن موسيقى به‌خصوص سنتور جايزاست؟ ترغيب و تشويق ديگران به آن چه حکمى دارد؟
ج: بکارگيرى آلات موسيقى براى نواختن موسيقى غيرلهوى، اگر براى اجراى سرودهاى انقلابى يا دينى و يا براى اجراى برنامه‏هاى فرهنگى مفيد و برنامه‏هاى ديگر با غرض عقلايى مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اينکه مستلزم مفاسد ديگرى نباشد و همچنين آموختن و ياد دادن نوازندگى براى امر فوق فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى ترويج موسيقى با اهداف عاليه نظام مقدس اسلامى سازگار نيست.

س 1146: گوش‌دادن به صداى زن هنگامى که شعر و غير آن را با آهنگ و ترجيع مى‏خواند اعم از اينکه شنونده، جوان باشد ياخير، مذکر باشد يا مؤنث چه حکمى دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چيست؟
ج: اگر صداى زن به‌صورت غنا نباشد و گوش‌دادن به صداى او هم به قصد لذت و ريبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و فرقى بين موارد فوق نيست.

س 1147: آيا موسيقى سنّتى که ميراث ملى ايران مى‏باشد، حرام است يا خير؟
ج: چيزى که از نظر عرف، موسيقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصيت محسوب شود، به‌طور مطلق حرام است و در اين مورد فرقى بين موسيقى ايرانى و غير ايرانى و موسيقى سنتى و غير آن نيست.

س 1148: گاهى از راديوهاى عربى بعضى ازآهنگهاى موسيقى پخش مى‏شود، آيا گوش‌دادن به آنها به خاطر علاقه به شنيدن زبان عربى جايز است؟
ج: گوش‌دادن به موسيقى لهوى متناسب با مجالس لهو و معصيت به‌طور مطلق حرام است و علاقه به شنيدن زبان عربى مجوّز شرعى براى آن محسوب نمى‏شود.

س 1149: آيا تکرار اشعارى که بصورت آواز و بدون موسيقى خوانده مى‏شوند جايز است؟
ج: غنا حرام است هرچند همراه بانواختن آلات موسيقى نباشد و منظور از غنا ترجيع صدا به نحوى است که مناسب با مجالس لهو و فسق باشد، ولى صرف تکرار شعر اشکال ندارد.

س 1150: خريد و فروش آلات موسيقى چه حکمى دارد؟ و حدود استفاده از آنها کدام است؟
ج: خريد و فروش آلات مشترک براى نواختن موسيقى غير لهوى اشکال ندارد.

س 1151: آيا غنا در مثل قرآن و دعا و اذان جايز است؟
ج: غنا صوتى است که با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد که به‌طور مطلق حرام است حتّى اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثيه و غيره باشد.

س 1152: امروزه موسيقى براى معالجه بعضى از بيماريهاى روانى مانند افسردگى، اضطراب، مشکلات جنسى و سرد مزاجى زنان بکار مى‏رود، حکم آن چيست؟
ج: اگر احراز شود که نظر پزشک متخصص و امين اين است که معالجه متوقف بر استفاده از موسيقى است، بکارگيرى آن به مقدارى که معالجه بيمار اقتضا مى‏کند اشکال ندارد.

س 1153: گوش‌دادن به غنا اگر باعث تمايل بيشتر انسان به همسرش شود، چه حکمى دارد؟
ج: مجرّد افزايش تمايل به همسر مجوّز شرعى براى گوش‌دادن به غنا محسوب نمى‏شود.

س 1154: اجراى کنسرت توسط زن براى زنان با علم به اينکه گروه نوازندگان نيز زن هستند، چه حکمى دارد؟
ج: اگر اجراى کنسرت به‌صورت ترجيع مطرب(غنا) نباشد و موسيقى هم که نواخته مى‏شود از نوع لهوى حرام نباشد، اين امر فى‏نفسه اشکال ندارد.

س 1155: اگر معيار حرمت موسيقى، لهو بودن و مناسبت آن با مجالس لهو و گناه است، پس آوازها و سرودهايى که باعث ايجاد طرب در بعضى از مردم حتّى کودک غير مميّز مى‏شوند، چه حکمى دارند؟ و آيا گوش‌دادن به نوارهاى مبتذلى که در آنها زنان به‌صورت غنا مى‏خوانند ولى طرب‏آور نيستند جايز است؟ همچنين مسافرينى که سوار اتوبوس‏هاى عمومى که غالباً از اين نوارها استفاده مى‏کنند مى‏شوند، چه تکليفى دارند؟
ج: چنانچه موسيقى يا آوازى که با ترجيع و طرب همراه است از لحاظ کيفيت يا مضمون يا حالت خاص شخص نوازنده يا خواننده در خلال نواختن يا خواندن از نوع غنا يا موسيقى لهوى مناسب با مجالس لهو و معصيت باشد، گوش کردن به آن حرام است حتّى براى کسى که او را به طرب نيندازد و تحريک نکند و اگر در اتوبوس‏ها و ماشين‏هاى ديگر نوار غنا يا موسيقى لهوى پخش شود، مسافرين بايد از گوش‌دادن به آن خوددارى نموده و نهى از منکر کنند.

س 1156: آيا جايز است مردى غناى زن اجنبيه را به قصد لذت بردن از حلال خود گوش کند؟ آيا غناى زن براى شوهر و برعکس جايز است؟ و آيا اين گفته صحيح است که شارع مقدس غنا را به علت ملازمت آن با مجالس لهو و لعب و عدم انفکاک از آن دو حرام کرده و تحريم غنا ناشى از تحريم آن مجالس است؟
ج: گوش‌دادن به غنا که عبارت است از ترجيع صدا به نحوى که طرب‏انگيز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، مطلقاً حرام است، حتّى غناى زن براى شوهرش و بالعکس و قصد لذت بردن از همسر، استماع غنا را مباح نمى‏کند و حرمت غنا و مانند آن، با تعبّد به شرع ثابت شده و از احکام ثابت فقه شيعه محسوب مى‏شود و دائر مدار ملاکات فرضى و آثار روانى و اجتماعى نمى‏باشد، بلکه تا زمانى که اين عنوان حرام بر آن صدق کند، حکم آن حرمت و وجوب اجتناب به‌طور مطلق است.

س 1157: دانشجويان دانشکده علوم تربيتى بايد در مرحله دروس اختصاصى در درس سرودها و آوازهاى انقلابى شرکت کنند زيرا در آنجا قطعه‏هاى موسيقى را آموخته و به‌طور اجمالى با آنها آشنا مى‌شوند. وسيله اصلى فراگيرى اين درس ارگ است، آموختن اين درس که جزء واحدهاى اجبارى است چه حکمى دارد؟ خريد و استفاده از وسيله مذکور براى ما چه حکمى دارد؟ و به‌خصوص خواهران نسبت به اجراى تمرين در برابر مردها چه وظيفه‏اى دارند؟
ج: استفاده از آلات موسيقى فى‏نفسه براى اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه‏هاى دينى و فعاليت‏هاى فرهنگى و تربيتى مفيد، اشکال ندارد و خريد و فروش آلات نوازندگى و ياددادن و فراگيرى آن براى استفاده در امور مذکور اشکال ندارد و خواهران مى‏توانند با رعايت حجاب واجب و ضوابط شرعى در کلاس درس حاضر شوند.

س 1158: بعضى از ترانه‏ها در ظاهر انقلابى هستند و عرف هم آنها را انقلابى مى‏داند ولى نمى‏دانيم که آيا خواننده، قصد خواندن يک ترانه انقلابى را داشته يا يک ترانه طرب‏آور و لهو را، با توجه به اينکه خواننده مسلمان نيست ولى ترانه‏هاى او ملّى و متضمّن جملاتى برضد اشغال و همچنين تحريک مردم به مقاومت است، گوش‌دادن به اين ترانه‏ها چه حکمى دارد؟
ج: اگر کيفيت آنها از نظر شنونده عرفاً، طرب‏آور و لهوى نباشد، گوش‌دادن به آنها اشکال ندارد و قصد و نيّت خواننده و مضمون چيزى که مى‏خواند در اين‌باره تأثيرى ندارد.

س 1159: جوانى بعنوان مربّى و داور بين‏المللىِ بعضى از ورزشها بکار اشتغال دارد. شغل او اقتضا مى‏کند که به بعضى از باشگاههايى وارد شود که غنا و موسيقى حرام در آنها پخش مى‏شود، با توجه به اينکه اين کار مقدارى از هزينه‏هاى زندگى او را تأمين مى‏کند و فرصتهاى شغلى هم در محل زندگى او کم است، آيا اين کار براى او جايز است؟
ج: اين شغل براى او اشکال ندارد هرچند گوش‌دادن به غنا و موسيقى لهوى براى او حرام است امّا در موارد اضطرارى جايز است داخل مجلس غنا و موسيقى حرام شود، ولى بايد از گوش‌دادن به آن اجتناب کند و آنچه که بدون اختيار به گوش او مى‏خورد، اشکال ندارد.

س 1160: آيا فقط گوش‌دادن به موسيقى، حرام است يا اينکه شنيدن آن هم حرام است؟
ج: شنيدن غنا يا موسيقى لهوى و طرب‏آور حکم گوش‌دادن را ندارد مگر در بعضى از موارد که شنيدن از نظر عرف گوش‌دادن محسوب مى‏شود.

س 1161: آيا نواختن موسيقى همراه قرائت قرآن با غير از آلاتى که استفاده از آنها در مجالس لهو و لعب معمول است، جايز است؟
ج: تلاوت قرآن کريم با صداى زيبا و صوت مناسب با شأنِ قرآن کريم اشکال ندارد، بلکه امر راجحى است مشروط براينکه به حدّ غناى حرام نرسد، ولى نواختن موسيقى با آن، وجه شرعى ندارد.

س 1162: طبل زدن در جشن‏هاى ميلاد و غير آن چه حکمى دارد؟
ج: استفاده از آلات نوازندگى و موسيقى به نحو لهوى و مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه به‌طور مطلق حرام است.

س 1163: آلات موسيقى که دانش‏آموزان مدارس عضو گروههاى سرود آموزش و پرورش از آنها استفاده مى‏کنند چه حکمى دارند؟
ج: آن دسته از آلات موسيقى که در نظر عرف از آلات مشترک قابل استفاده براى کارهاى حلال محسوب مى‏شوند، جايز است به‌طور غير لهوى براى مقاصد حلال بکار گرفته شوند ولى آلاتى که عرفاً از آلات مخصوص لهو محسوب مى‏شوند جايز نيست مورد استفاده قرار گيرند.

س 1164: آيا ساخت سنتور که از آلات موسيقى محسوب مى‏شود و کسب درآمد با آن به عنوان شغل جايز است؟ آيا بهره‏گيرى از اموال و کمک به ساخت سنتور به منظور توسعه و تکميل صنعت سنتورسازى و تشويق نوازندگان به نواختن آن جايز است؟ و آيا آموزش موسيقى سنتى ايرانى به قصد نشر و احياى موسيقى اصيل جايز است؟
ج: استفاده از آلات نوازندگى موسيقى براى اجراى سرودهاى ملّى يا انقلابى يا هر امر حلال و مفيدى تا زمانى که به حد طرب و لهو مناسب با مجالس لهو و معصيت نرسيده است اشکال ندارد. همچنين موسيقى و تعليم و يادگرفتن و ساختن آلات آن براى اهداف مذکور فى‏نفسه اشکال ندارد.

س 1165: چه آلاتى لهو محسوب مى‏شوند و استفاده از آنها به هيچ وجه جايز نيست؟
ج: آلاتى که نوعا در لهو و لعب بکار مى‏روند و منفعت حلالى دربرندارند.

س 1166: آيا گرفتن اجرت براى تکثير نوارهاى صوتى که محتوى امور حرامى هستند جايز است؟
ج: هر نوار صوتى که گوش‌دادن به آن حرام است، تکثير و گرفتن اجرت براى آن هم جايز نيست.
 
منبع : از سایت http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=11


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/03/14 ساعت موضوع غنا و موسیقی | لینک ثابت


چند روایت و آیات شریفه در قرآن کریم در رابطه با غنا و موسیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

عکس از http://img.tebyan.net/big/1388/02/13165114607911222981479022918624061138.jpg

ابو بصیر می گوید : از امام جعفر صادق (ع) در باره سخن خدای تعالی که می فرماید : (( از پلیدیها ، از بتها اجتناب کنید و از سخن باطل و بی اساس بپرهیزید )) 1 سؤال کردم ، امام (ع) فرمود : منظور غِنا ( آواز طرب انگیز ) است . 2

1- سوره حج (قرآن کریم ) : آیۀ 30 گرفته از  بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

2-  از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا ) 

 منبع روایت : کافی ج 6 ص 431.

******************************************************************** 

امام جعفر صادق (ع ) در مورد سخن خدای تعالی که می فرماید (( بندگان خاص خداوند کسانی هستند که هرگز شهادت به باطل نمی دهند )) 1 فرمود : منظور (( غِنا )) است . 2 

1- فرقان : آیۀ 72 . از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

2- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 431 .

********************************************************************

امام محمد باقر (ع) فرمود :

غنا از جمله چیزهایی است که خداوند برای ارتکاب آن وعده عذاب جهنم داده است . سپس آن حضرت این آیه شریف را تلاوت فرمود : بعضی از مردم هستند که سخنان بیهوده خریداری می کنند تا مردم را از روی جهل و نادانی از راه خداوند  گمراه کنند . و بدنبال آن ، آیات الهی را مسخره می کنند . خداوند بدین عمل آنها را به عذاب خوارکننده ای مبتلا می سازد .

 از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 431 .

********************************************************************* 

امام صادق (ع) فرمود :

مجلس خوانندگی لهو و باطل ، مجلسی است که خداوند به اهل آن نمی نگرد ( آنها را مورد لطفش قرار نمی دهد ) و این مصداق همان چیزی است که خداوند عزّوجلّ فرموده : (( بعضی از مردم هستند که سخنان بیهوده خریداری می کنند تا مردم را از روی جهل و نادانی از راه خدا گمراه سازند )) .  

از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 433 .

 ********************************************************************

مردی می گوید : نزد امام صادق (ع) بودم ، کسی به ایشان گفت : پدر و مادرم فدای شما باد ، همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عُود ( یکی از آلات موسیقی ) می نوازند . من هنگامی که برای قضای حاجت می روم ، چه بسا نشستن خودم را طول می دهم تا صدای آنها را بیشتر بشنوم !!

امام (ع) فرمود : این کار را انجام مده ! در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذر و بهانه ای نداری . مگر سخن حق تعالی را در قرآن کریم نشنیده ای که می فرماید : (( گوش و چشم و دل همگی مسئولند و در برابر کارهایی که انجام داده اند از آنها سؤال می شود . 1

مرد گفت : به خدا سوگند گویا تا به حال این آیه قرآن را از غیر عرب و عرب نشنیده بودم . دیگر به خداوند این کارها را انجام نمی دهم و از او آمرزش می طلبم .

بعد امام (ع) فرمود :  برخیز و غسل کن و آنچه می توانی نماز بخوان ، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چقدر حال بدی داشتی اگر بر این حال می مردی ! 2

1- اسراء : آیۀ 38 . از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

2- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع روایت : کافی : ج 6 ص 432 . و مانتند آن مستدرک  الوسایل ج 13 ص 221

******************************************************************** 

(( مؤمنان کسانی هستند که از هرگونه لغو و  سخن بیهوده  دوری می کنند .  ( یکی از مصادیق لغو ، غنا و آلات لهو می باشد ) . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : تفسیر نور الثقلین : ج3 ص 539 و بحار : ج 76 ص 24 ( سوره  مؤمنون آیۀ 3)

 

***************************************************************************************

امام جعفر صادق (ع) فرمود :

به شیطان قفندَر ( بد قیافه ) گفته می شود زمانی که خانه کسی چهل روز با وسایل موسیقی ( چون تار بنوازند ) و مردان و زنان در آن مجلس باطل گرد آیند شیطان تمام اعضای بدن صاحبخانه را لمس می کند . ( به طوریکه چشم ،  گوش ، زبان و سایر اعضایش در مسیر و فرمان شیطان و گناه قرار می گیرند ) بعد از آن برای اینکه کاملاً او را در زشتی و ظلمت غرق کند نفسی شیطانی در او می دمد ،  که بعد از آن غیرت را از دست می دهد ؛ آنچنان که نسبت به رابطه نامشروع دیگران با همسرش بی تفاوت می شود . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 433 .

 *******************************************************************

امام صادق (ع) فرمود :

خانه ای که در آن غنا باشد ، از مرگ و مصیبت دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند .1  

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 433 .

******************************************************************** 

 امام صادق ( ع ) فرمود :

نواختن موسیقی (( مثل تار و ... ) نفاق را در دل می رویاند همان طوری که آب سبزه را می رویاند . 1  

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : کافی : ج 6 ص 434 .

*********************************************************************

رسول خدا (ص) فرمود :

من شما را از دو صدای بیهوده و فریبنده منع می کنم : یکی صدای نغمه های لهو و آواز شیطان که گمراه کننده است و دیگری شیون در وقت رسیدن مصیبت که خراشیدن صورت ، پاره کردن یقه و آواز و گریه شیطانی در آن باشد . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : الغدیر : ج 8 ص 235 . مستدرک الوسائل ج 13 ص 218 .

 ******************************************************************

 حضرت محمد (ص) فرمود :

فرشتگان به خانه ای که شراب و وسایل موسیقی و قمار ( مثل دایره ، تنبور،  نرد ) در آن باشد وارد نمی شود . و دعای اهل خانه مستجاب نمی گردد . خیر و برکت هم از آنجا می رود . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : وسائل الشیعه : ج 12 ص 235 . مستدرک الوسائل ج 13 ص 218 .

 

*********************************************************************

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :

خداوند مرا برای هدایت و رحمت جهانیان مبعوث نمود ، و دستور داده به من تا آلات غنا و موسیقی ( مانند نای ، تنبور ، تار و ... ) و بتها و آداب و رسوم جاهلیت را از بین ببرم . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : مستدرک الوسائل ج 13 ص 219 – ج 2 ص 458 چاپ قدیم .

 *****************************************************************

رسول خدا (ص) فرمود :

کسی که اهل تنبور است روز قیامت محشور می شود در حالی که سیاهترین صورت را دارد و به دستش تنبوری از آتش جهنم است و بالای سرش هفتاد هزار فرشته عذاب همراه  با گرزی که در دست دارند بر سر و صورتش می کوبند . و کسی که اهل (( غنا و موسیقی))  است از قبرش بیرون می آید در حالی که نابینا و گنگ و کر خواهد بود . همچنین زنا کار و آن که فلوت و دایره می زند همانند ایشان محشور می شود . 1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : مستدرک الوسائل : ج 2 ص 459 چاپ قدیم – ج 13 ص 219 چاپ جدید ، تفسیر قرطبی : ج 14 ص 54 .

******************************************************************** 

رسول خدا (ص) فرمود : کسی که به لهو ( آواز موسیقی طرب انگیز ) گوش دهد در روز قیامت در گوشش سُرب آب کرده ریخته می شود .1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : مستدرک الوسائل : ج 13 ص 222 .  

 ********************************************************************

رسول خدا (ص) فرمود : کسانی که به وسایل لهو و گناهان مبتلا می شوند باید منتظر بادهای سرخ و خواری و ذلت و فرو رفتن در زمین باشند .1

1- از بهشت جوانان ( آنچه باید یک زن و مرد بدانند – اسدالله محمدی نیا )

منبع : وسائل الشیعه ج 12 ص 231 ،  خصال شیخ صدوق (ره) ابواب پانزده گانه .

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/03/14 ساعت موضوع غنا و موسیقی | لینک ثابت


دنيا و ظرف عسل

بسم الله الرحمن الرحيم .

عکس از

http://www.tebyan-zn.ir/imagesk/e86df088-9386-47a4-bf2e-72184db1dfe2.jpg

 

اگر بخواهيم دنيا و انسانها را به چيزي تشبيه كنيم ، ميتوانيم دنيا را به ظرفي از عسل و همچنين انسانها را به مورچه هايي كه به طرف ظرف ميروند تشبيه كنيم .

برخي از مورچه ها با سرعت به درون ظرف عسل ميروند و از شوق شيريني عسل در وسط ظرف قرار ميگيرند و مشغول خوردن عسل ميشوند . و غافل از اينكه به زودي در ظرف عسل گير ميكنند و در شيريني فرو ميروند و هلاك ميشوند .

اين مورچه ها بعد از مدت اندك همين كه مشغول خوردن عسل هستند ، هلاك ميشوند .

گروهي از مورچه ها هستند كه لبه هاي ظرف را اختيار كرده و از اندك عسل موجود در كنار و اطراف ظرف استفاده ميكنند و عاقبت از خوردن صرف نظر ميكنند و از اطراف ظرف دور ميشوند و نجات مي يابند .

آري به راستي انسانها در استفاده از دنيا همانند مورچه ها هستند در استفاده از عسل در ظرف .

عده اي از انسانها از دنيا استفاده ميكنند ولي در آن غرق نميشوند چون ميدانند كه در صورت مشغول شدن بيش از حد هلاك ميشوند .

اما عده اي ديگر كه با ديدن دنيا و شيرينيهاي آن بدون هيچ تفكري و عاقبت انديشي مشغول استفاده ميشوند . اين افراد نميتوانند از دنيا دل  بكنند بنابر اين در دام لذت هاي دنيا گير ميكنند و هلاك ميشوند .


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/03/07 ساعت موضوع تشبيه دنيا و انسانها | لینک ثابت


خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»

« يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.»

امام خمينى «قدس سره»

ازميلاد تا مدرسه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌ای، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه‌ای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»

امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.

در حوزه علميه

ایشان پس از آشنایی با جامع‌المقدمات و صرف و نحو در دبیرستان وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کردند. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواندند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه‌ای که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه‌ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه‌ای به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه‌ای بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد به ويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

مبارزات سياسى

آيت الله خامنه‌ای به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه‌ای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1338 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن روز به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه‌ای با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان به ويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه‌ای در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می‌شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه‌ای در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه‌ای را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى(قدس سره) از پاريس به تهران،و از سوی ایشان «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه‌ای نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى پردازيم:
پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
● معاونت وزارت دفاع در سال 1358.

● سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
● امام جمعه تهران، 1358.
● نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
● نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
● حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.

● ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
● رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه‌ای در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دومين بار به اين مقام و مسئوليت انتخاب شدند.
● رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
● رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.

● رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
● رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

تأليف و تحقيق

1ـ طرح کلى انديشه اسلامى در قرآن.
2ـ از ژرفاى نماز
3ـ گفتارى در باب صبر
4ـ چهار کتاب اصلى علم رجال
5 ـ ولايت
6ـ گزارش از سابقه تاريخى و اوضاع کنونى حوزه علميه مشهد.
7ـ زندگينامه ائمه تشيع (چاپ نشده)
8 ـ پيشواى صادق
9ـ وحدت و تحزّب
10ـ هنر از ديدگاه آيت الله خامنه‌ای
11ـ درست فهميدن دين
12- عنصر مبارزه در زندگى ائمه «عليهم السلام»
13- روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا
14- ضرورت بازگشت به قرآن
15- سيره امام سجاد «عليه السلام»
16- امام رضا «عليه السلام» و ولايتعهدى
17- تهاجم فرهنگى (تدوين شده از سخنان و پيامهاى معظم له)
18ـ حديث ولايت (مجموعه پيامها و سخنان ايشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است.)
و...

ترجمه

1ـ صلح امام حسن (ع) ، تأليف راضى آل ياسين.
2ـ آينده در قلمرو اسلام ، تأليف سيد قطب.
3ـ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان، تأليف عبدالمنعم نمرى نصرى.
4ـ ادعانامه عليه تمدّن غرب، تأليف سيد قطب.
و...

منبع : سایت پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی )

به نشانی    http://farsi.khamenei.ir/FA/Biography/index.jsp


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/02/23 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

بسم الله الرحمن الرحیم

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .
او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض) که پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود. در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد
بديـن ترتبيب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانيف ) بوده است و همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حق‌جـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی

اندكـى پـس از هجرت آيه الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريـم حايرى يزدى ـ رحـمه الله عليه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى نيز رهـسپار حـوزه علميه قـم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتيد حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـد عـلى يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى ـ رضـوان الـلـه عليهـم نام برد .
پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيجـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم گـرديـد. در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب راى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـديه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى و ... همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجـد شيخ اعظـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.

امام خمینی (ره) در سنگر مبارزه و قیام

روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 41و1340 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى گردید امام خمـيـنـى خاطـره خـويـش از جنـگ بيـن المـلل اول را در حاليكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنين ياد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بـيـن المللـى را يادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـيـم در خـمـيـن, مـن آنجا آنهـا را مى ديـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـديـم در جـنـگ بيـن المـلـل اول. حضـرت امام در جايى ديگر با ياد آورى اسامى بـرخى از خوانيـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نواميـس مردم مى پرداختند مى فـرمايد : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـوديـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـيـهـا بــوديـم و خـودمان تفنگ داشتيـم و مـن در عيـن حالى كه تـقـريـبا شـايـد اوايـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ايـن سنگـرهايى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اينها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـيــم سنگرها را سركشـى مى كرديـم. كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاريخـى و غـير قابـل خـدشـه بـوسيله انگليـسها حـمايت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوايـفـى خـوانيـن و اشـرار پـاركنـده را محدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان ديكتاتـورى پديد آورد كه در سايـه آن هـزار فامـيـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ايـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهايى عهـده دار نقـش سابق خوانين و اشرار گرديد .
در چنين شرايطـى روحانيت ايران كه پـس از وقايع نهـضـت مشروطيت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگليسى از يكـسو و دشمـنی‌هاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش بـه تكاپـو افـتاد. آيه الـلـه العظمى حاج شيخ عـبدالـكريـم حايرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ايـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـميـنى كه با بـهـره گيرى از استعداد فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات عـظـام :
سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد. آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.
امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .
اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود.
حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـای سرگـشـاده اعـتـراض آمـيز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمايـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگيخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـيـنـى به شاه و نخست وزير تند و هشـدار دهنده بود. در يكـى از ايـن تلگرافها آمده بـود :
اينجانب مجددا به شما نصيحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهيد واز عواقب وخـيـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلميـن و تخـلف از قانـون اساسی بـترسيد وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـيـنـدازيد و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقيـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آن جهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .
با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـا اهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود . از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران مى‌آمد .
امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـم پـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فرورديـن 42 ) اعلامـيـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى يعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تأثير شگـفت پـيـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـيـنـش كه تا مرز جانـبازى پيـش مـى رفت را بايـد در هـمـيـن اصـالت انـديشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .
امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) به مناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه به عمل آورد.
امام خمينى در عـصـر عاشـوراى 13 خرداد سال 1342شمسى در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كرد.
در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن.... نصـيحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد... مگر شاه اسـرائـيلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد. نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى در شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حاليكه مشغول نماز شب بـود دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد. صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شيـراز وديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد.
نزديكترين نديم هميشگى شاه، تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند.
امام خمينـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد.
با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قيام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان، با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آنرا غـير قـانـونـى وفـاقـد صلاحـيت مـى داند، اجتـناب ورزيـد. در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود. اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمـينـى در 4 آبـان 1343 بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـريكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است... آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون، ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد.
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمـيـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى بـود.حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علی رغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا كشيد در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.

تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آيه الله حاج آقا مصطفـى از تركيه به تبعيدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند. امام خمينى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زيارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظميـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ويك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود يعنـى نجف عزيمت كرد.
دوران اقامت 13 ساله امام خمـينى در نجف در شرايطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدوديـتهاى مستقيـم در حـد ايـران و تـركيه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنـيها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن روياروی بـلكه از ناحيه روحانى نمايان و دنيا خـواهان مخفى شده در لباس ديـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرايط مبارزه در ايـن سالها بـه تلخى تمام ياد كرده است. ولى هـيچـيـك از ايـن مصـائب و دشـواريها نـتـوانـست او را از مـسيــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد.
امام خمينى سلسله درسهاى خارج فـقه خـويـش را با همه مخالفتها و كارشكنيهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شيخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاريـس ادامه داشت. حوزه درسى ايشان به عنـوان يكى از برجسته تريـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كيفيت و كميت شـاگـردان شنـاخته شـد.
امام خمينـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پيك‌هايى بـه ايران، ارتباط خويـش را بـا مـبارزيـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـايـدارى در پيگيـرى اهـداف قـيام 15 خـرداد فـرا مى خواند.
امام خمينى در تمام دوران پـس از تـبـعـيد، علی رغـم دشواريهاى پديد آمـده، هيچگاه دست از مبارزه نـكـشيـد، وبـا سخنـرانيها و پيامهـاى خـويـش اميـد به پيـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت.
امام خمينى در گفتگـويى با نمانيده سازمان الفـتـح فـلسطيـن در 19 مهر 1347 ديـدگاههاى خويش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطين تشريح كرد و در همين مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطينـى فتـوا داد.
اوايل سال 1348 اختلافات بـيـن رژيـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژيـم عراق جمع زيادى از ايـرانـيان مقيـم اين كشـور را در بـدتريـن شرايط اخراج كرد. حزب بـعث بـسـيار كوشيد تا از دشمـنى امام خمـيـنى با رژيـم ايـران در آن شرايط بـهـره گيرد.
چهار سال تـدريس، تلاش و روشنگرى امام خمـيـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اينـك در سال 1348 علاوه بر مبارزين بيـشمار داخل كشور مخاطبين زيادى در عراق، لبـنان و ديگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمينى را الگـوى خويـش مى دانستند.

امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (1356 - 1350)

نيمه دوم سال 1350 اختلافات رژيـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسيارى از ايرانيان مقيـم عراق انجاميد. امام خمينى طـى تلگرافى به رئيـس جمهور عراق شديدا اقدامات ايـن رژيـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرايط پيـش آمـده تصميـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پيـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرايط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قيام 15 خـرداد، مـدرسه فيضيه قـم بار ديگر شاهـد قيام طلاب انقلابـى بـود. فريادهاى درود بر خمينـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پيـش از ايـن سازمانهـاى چـريكـى متلاشـى شـده وشخصيتهاى مذهبى و سياسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژيم بودند.
شاه در ادامه سياستهاى مذهـب ستيز خود در اسفنـد 1354 وقيحـانه تاريخ رسمـى كشـور را از مـبدا هجرت پيامـبـر اسلام بـه مبدا سلطنت شاهان هخامنشى تغـيير داد. امام خمينى در واكنشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاريخ بـى پايـه شاهنشاهـى داد. تحريـم اسـتفـاده از ايـن مبدا موهـوم تاريخى هـمانند تحريـم حزب رستاخيز از سـوى مردم ايران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژيـم شاه شـده و رژيـم در سـال 1357 ناگزيـر از عقـب نشينـى و لغو تـاريخ شاهنشاهى شد.

اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم

امام خمينـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ايـران را زيـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـايت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پيامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنايات رژيـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جايـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند.
شهادت آيه الله حاج آقا مصطفى خمـينى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ايران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خيزش دوباره حـوزه هاى علميه و قيام جامعه مذهـبى ايران بـود. امام خمـينى در همان زمان به گـونه اى شگفت ايـن واقعه را از الطـاف خفـيـه الهى ناميده بـود. رژيـم شاه با درج مقاله اى تـوهـيـن آمـيـز عـليـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ايـن مـقـاله، بـه قـيام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشيـده شـدند. شاه علی رغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند.
او بسيج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را به عنوان تنها راه باقـيمانـده در شرايط دست زدن آمريكا بـه كـودتاى نظامـى ارزيـابـى مى كرد.

هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس

در ديدار وزراى خارجه ايران و عراق در نـيـويـورك تصـمـيـم به اخراج امام خمينـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسيله قـواى بعثـى محاصره گرديـدانعكاس ايـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ايران، عراق و ديگـر كشـورها مـواجه شـد.
روز 12 مهر ،امام خمينى نجف را به قصد مرز كـويت ترك گـفـت. دولت كويـت با اشاره رژيـم ايـران از ورود امـام بـه ايـن كـشـور جلوگـيـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و يا سـوريه بـود امـا ايشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سيـد احمـد خمينـى ) تصميـم بـه هجـرت به پاريـس گرفت. در روز 14 مهـر ايشان وارد پاريس شدند.
و دو روز بعد در منزل يكى از ايرانـيـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاريـس ) مستقـر شـدنـد. مامـوريـن كاخ اليزه نظر رئيـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـيـت سـياسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ايـشـان نيز در واكـنـشــى تنـد تصـريح كـرده بـود كه ايـنگونـه محدوديتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزير شـود تا از ايـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ايـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهايـش نخـواهـد كشيـد.
امام خمـيـنى در ديـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشيل داد. شاه نيز پـس از تشكيل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابـينه بختيار در روز 26 ديـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ايران پيچيد و مردم در خيابانها به جشـن و پايكـوبى پرداختند.

بازگشت امام خمینی (ره) به ایران پس از 14 سال تبعید

اوايل بهمـن 57 خبر تصميم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنيد اشك شوق فرو مى ريخت. مردم 14 سال انتظار كشيده بـودنـد. اما در عيـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ايشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمينى تصميـم خويـش را گرفته و طى پيامـهـايى به مردم ايران گـفـته بـود مى خـواهد در ايـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطير در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتـيار با هماهنگى ژنرال هايزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختيار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـيـاورد و ناگزيـر از پذيرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمينـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد. استقبال بـى سـابـقـه مـردم ايـران چنـان عـظـيـم و غـيـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاريهاى غربـى نيز ناگزير از اعـتـراف شـده و مستـقـبـليـن را 4 تا 6 ميليون نفر برآورد كردند.

رحلت امام خمینی (ره)، وصال یار، فراق یاران

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود. سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش ، فـرا مـى رسيد. او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.
شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم             سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود. قــلبـى از كار ايستـاد كه ميليـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـويت احـيا كرده بـود. بــه وسيله دوربين مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى و جريان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از تلويزيون پخـش شـد غوغايى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نيست. لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد. در ساعات آخر ، طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد. وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است ، بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد. هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند.
مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اين چنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمينشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احــيا كـرده بــود ، مسلمـيـن را عــزت بـخـشـيـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شيـطانـى دنـيا ايستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمايت همه جانبه مـى شـد. مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دينـى خـود و منادى اسلام راستيـن را از دست داده بـودند.
شايـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ايـن مفاهيـم نيستنـد ، اگـر حالات مردم را در فيـلمهاى مـراسـم توديع و تشييع و خاكسپارى پيكر مطهر امام خمينـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگينـى ايـن حادثه تاب تحمـل نيـاورده و قـلبـشان از كار ايستـاده بـود را بشنـوند و پيكرهايى كه يكـى پـس از ديـگرى از شـدت تـاثـر بيهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعـيت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فيلمها و عكسها ببيننـد، در تفسير ايـن واقعيتها درمانده شوند.
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد، مشكلـى نـخواهند داشت. حقيقـتا مردم ايران عاشق امام خمينى بـودند و چـه شعار زيبا و گـويايى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه:
عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست.
روز چهاردهم خرداد 1368 ، مجلس خبرگان رهبری تشكيل گرديـد و پـس از قرائت وصيتنامه امـام خمينى تـوسـط حضرت آيـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيـم طـول كشيد ، بحث و تبـادل نظر براى تعييـن جانشينـى امام خمينـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چنديـن ساعت سـرانجام حضرت آيـه الله خامنه اى ( رئيـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمينـى ـ سلام الله عليه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از يـاوران قيـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام درهمـه فـراز و نشيبها در جـمع ديگـر يــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ايـن رسالـت خطير بـرگـزيده شد. سالها بـود كه غـربيـها و عوامل تحت حمايتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام مايـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند.
اما هـوشمندى ملت ايران و انتخاب سريع و شايسته خـبرگان و حمايـت فـرزنـدان و پيـروان امـام همه اميدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پايان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمينـى در پهـنه اى وسيعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود. مگر انديشه و خـوبى و معنويت و حقيقت مى ميرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 68 ميلونها نفر از مردم تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـريـن بـار با پيكر مطهر مـردى كه بـا قيـامش قـامت خميـده ارزشها و كرامتها را در عصر سياه ستـم استـوار كرده و در دنـيا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هيچ اثرى از تشريـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود. همه چيز، بسيجى و مردمى وعاشقانه بـود. پيـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه ميليـونها نفـر از جمعيت مـاتـم زده چـون نگينى مى درخشيد. هر كس به زبان خويـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ريخت. سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جميعت سياهپوش بود.
پـرچمهاى عزا بـر در و ديـورا شهر آويخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى رسيـد. شـب كـه فـرا رسيـد هزاران شمع بياد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بـيابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.
فرياد يا حسيـن بسيجيان كه احساس يتيمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سينه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورايـى كرده بـود. بـاور اينـكـه ديـگر صداى دلنشيـن امام خمينـى را در حسينيه جماران نخـواهند شنيد ، طاقتـها را بـرده بـود. مـردم شـب را در كـنار پيـكـر امـام بـه صبـح رسانيدند. در نخستین ساعت بامداد شانزدهم خــرداد ، ميلیونها تـن به امامت آيه الله العظمـى گلپايگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپيكر امام نماز گزاردند.
انبـوهى جمعيت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـينى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ايـن حماسـه در مـراسـم تشييع پيكر امام ، از شگفـتيهاى تـاريخ اسـت. خـبرگـزاريهاى رسمـى جهـانـى جمعيت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 ميليـون نفر و جمعيت حاضـر در مــراسـم تشـييـع را تا 9 ميليـون نفر تخميـن زدند و ايـن در حالى بـود كه طى دوران 11 ساله حكومت امام خمينى به واسطه اتحـاد كشـورهای غربى و شرقى در دشمنى با انقلاب و تحميل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه ديـگـر آنـان ، مردم ايـران سخـتيها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزيزان بى شمارى را در ايـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـايـست بـتدریج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اين چنيـن نشـد. نسل پرورش يـافـته در مكتب الـهى امام خمينى به ايـن فرمـوده امام ايـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاريها و جان نثـاريها ومحروميتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفيـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نيافت ، طـى اطلاعيه هاى مـكرر از راديـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هايشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد. براى مسئوليـن تـرديـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان ديگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نيز بر جمعيت تشييع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزير در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـين بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـايـى از اين مـراسـم بـوسـيـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدين سان رحلت امام خمينـى نيز همچـون حياتـش منـشأَ بيـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و يادش جاودانه گرديد چرا كـه او حقيـقت بـود و حقيقت هميشه زنـده است و فناناپذير.

منبع : سایت http://farsi.khamenei.ir/FA/Imam/index.jspپایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مدظله العالی )


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/02/23 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


علامه سید عبّاس حسینی کاشانی(خلاصه زندگینامه )

 بسم الله الرحمن الرحیم

علامه سید عبّاس حسینی کاشانی که نسب شریفش به سیّد السّاجدین زین العابدین (ع) می رسد عالمی فاضل و فقیهی متتّبع و نویسنده ای محقق و متکلّمی مدقق و گمنام است . که در 17 ربیع المولود سال 1350 ه.ق. در بیت علم و تقوا و فضیلت متولد شد و تحت تربیت پدر بزرگوارش علامۀ مقدّس و با تقوا حاج سیّد علی اکبر حسینی کاشانی حایری قرار گرفت . و مقدّمات و ادبیات را نزد او آموخت . و سطح را از استادان و مدّرسین کربلا مانند حاج شیخ جعفر مدّرس رشتی حایری ، آیة الله سیّد محمّد طاهر موسوی بوشهری مشهور به بحرینی و مرحوم علامه سیّد نور الدّین جزایری و دیگران فرا گرفت و برای تکمیل مبانی علمیه به سامراء مسافرت نموده  و در خدمت آیت الله میرزا محمود شیرازی ، میرزا حبیب الله اشتهاردی و علامه کبیر سیّد نصر الله کاشانی
(پسر عمویش ) و نیز علامۀ فاضل شیخ محمّد علی تبریزی به مدّت دو سال شاگردی نمود و پس از فوت مرحوم والد به کربلا مشرّف شد و از محضر آیات عظام کربلا چون حاج شیخ محمّد رضا جرقویه ای اصفهانی و شیخ محمّد خطیب ، سید محمد حسن ( معروف به حاج امیر ) ، حاج سیّد زین العابدین کاشانی . و آیة الله العظمی میلانی استفاده نموده و در سال 1374 ه. ق . به نجف مشرّف شد و از آیات عظام حمامی ، میرزا حسن یزدی ، میرزا عبدالهادی شیرازی ، حکیم و خویی بهره مند شده و پیش از سنّ 25 سالگی به درجۀ عالیۀ اجتهاد نایل گردید و آنگاه به خدمات دینی و روحی پرداخته ، و در ضمن به تدریس سطوح عالیه مشغول گردید تا اینکه در ماه ذی الحجّه سال 1391 ه. ق . به واسطۀ دولت شوم عراق با وضع فجیع و دلخراشی به سوی ایران تبعید گردید و در قم اقامت و به تدریس فقه و اصول و علوم دیگر،  و نیز تألیف و تصنیف پرداخت . ایشان از اکثر مراجع گذشته و حاضر نجف و قم و غیره . اجازات جامع اجتهادی و روایاتی گرفته است . بخشی از تألیفات و تصنیفات ( چاپ شده و یا چاپ نشده ) آن جناب از این قرار است .

1-  مصابیح الجنان 2- فرائض الاسلام 3- ارث الشیعه 4- ارشاد أهل القبله 5- الرضوان فی تفسیر القرآن 6- فقه الشیعه 7- الحجاب فی الاسلام 8- منهاج الحاج 9- الجهاد فی الاسلام و ده ها کتاب دیگر

گرفته از کتاب : بهجت عارفان در حدیث دیگران (دفتر نخست ) نوشته : رضا باقی زاده ص 33 و 34


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/02/23 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


آیت الله بهجت (ره) - خلاصه زندگی نامه

خلاصه زندگی نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
 افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند .
 در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم له ، عبارتند از :
 يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...

گرفته از سایت آیت الله بهجت به نشانیhttp://www.bahjat.ir

منبع مطلب : http://www.bahjat.ir/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=18:1389-09-12-06-50-30&catid=56:1389-08-30-12-25-43&Itemid=13


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/02/23 ساعت موضوع زندگینامه بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی | لینک ثابت


صورت ملکوتی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از دوستان روشن ضمیر ما نقل کرد که : شخصی از اهل تفکر و مراقبه در گوشه ای از صحن حضرت رضا (ع) نشسته و در دریایی از تفکر فرو رفته بود یک مرتبه حالتی به او دست داد و صورت ملکوتی افرادی که در صحن مطهّر بودند مشاهده کرده دید خیلی عجیب و غریب است .

صورتهای مختلف زننده و ناراحت کننده از اقسام صورت حیوانات ، و بعضی از آنها صورت هائی بود که از صورت چند حیوان حکایت می کرد؛ درست مردم را تماشا کرد دید از بین این جمعیت کسی نیست که صورتش سیمای انسان باشد مگر یک نفر سلمانی که در گوشه صحن کیف خود را باز کرده و مشغول اصلاح کردن و تراشیدن سر کسی است دید فقط او به شکل و صورت انسان است .

از بین جمعیّت با عجله خود را به او که نزدیک در صحن بود رسانید و سلام کرد و گفت : آقا می دانید چه خبر است ؟ سلمانی خندید و گفت : آقا تعجب مکن آئینه را بگیر و خودت را نگاه کن ؟ خودش را در آئینه نگاه کرد؛  دید صورت خود او هم به شکل حیوانی است . عصبانی شده آئینه را بر زمین زد .

سلمانی گفت : آقا برو خودت را اصلاح کن آئینه که گناهی ندارد .

 از مجازات گناهکاران و عاقبت قاتلان شهدای کربلا ( نوشته : نادر مردای پینوندی ) منبع : داستانهای عبرت انگیز : ص 65.

 


 

نوشته شده توسط م.آ در 90/02/21 ساعت موضوع داستان ها و حکایات | لینک ثابت